متن رأی
اولاً پس از اثبات خواسته خواهان مبنی بر انتساب طفل مولود به خوانده و احراز ابوت وی، الزام وی به اخذ شناسنامه مطلب جدیدی نیست که صدور حکم در مورد آن زائد بر خواسته تلقی شود و اخذ شناسنامه برأی فرزند توسط والدین از لوازم عرفی و الزامات قانونی والدین می باشد. ثانیاً با توجه به اقرار خوانده پرونده بدوی به ابوت فرزند مولود در مراحل دادرسی و قبل از آن از جمله در متن قرارداد محضری ارائه شده توسط وی بعنوان مستند لایحه اعتراضیه که از نوزاد مورد بحث بعنوان فرزند مشترک تعبیرشده است. و امور مربوط به حضانت به مادر واگذار شده در نتیجه مورد مشمول ماده 1161 قانون مدنی و قاعده فراش بوده و از جهت ماهوی ایرادی بر رأی دادنامه بدوی در مورد اثبات نسب وارد نیست. ثالثاً – تعهد نامه محضری ارائه شده عمده محتوای آن مربوط به دعوای فعلی نیست و آنچه مربوط به این دعواست فراز پنجم توافق مبنی بر اینکه خانم الف. ک. متعهد به گرفتن شناسنامه برأی کودک با نام خانوادگی خوانده است و لذا منافاتی با دادنامه مورد اعتراض ندارد.
چون مفاد دادنامه اخذ شناسنامه برأی نوزاد با نام والدین و قید خوانده بعنوان پدر می باشد و اینکه نام خانوادگی پدر یا مادر برأی طفل ذکر شود خارج از مطالب دادنامه است یعنی تعارضی بین دادنامه و توافق وجود ندارد که با صدور دادنامه محتوای توافق نقض شده باشد. رابعاً – امور مربوط به اخذ شناسنامه و قیدنام والدین عمدتاً از مقررات آمره می باشند و توافق بر خلاف آن اعتبارقانونی ندارد لذا نمی توان توافق نمود که برأی فرزند کسی به نام دیگری شناسنامه گرفته شود. با توجه به آنچه گذشت فرجامخواهی قابل پذیرش نیست و به استناد ماده 270 قانون آئین دادرسی مدنی دادنامه فرجامخواسته تأیید و ابرام می شود. رئیس و مستشار و عضومعاون شعبه 41 دیوان عالی کشور علی رازینی - عبدالعلی ناصح - سیدقاسم حسینی کوه کمری