متن رأی
آقای ح. ح. به وکالت از خانم م. ف. دادخواستی به طرفیت آقای الف. ش. به خواسته صدور گواهی عدم امکان سازش جهت اجرأی صیغه طلاق به لحاظ سوءرفتار و اعتیاد خوانده به مواد مخدر تقدیم محاکم عمومی بخش. . . نموده که در تاریخ 1391/6/18 به شعبه اول ارجاع شده است وکیل خواهان در تبیین خواسته توضیح داده است که موکله در تاریخ 1384/7/10 با مهریه ای معادل 501 سکه بهار آزادی و مبلغ سی میلیون تومان وجه رأیج به عقد خوانده درآمده است و زوج علیرغم سوابقی در دادگاه های انقلاب قزوین، لنگرود و لاهیجان به مواد مخدر باز هم به مصرف آن ادامه می دهد و مصرف مواد مخدر موجب سوءرفتار شده و بارها موکله را مورد ایراد ضرب و جرح قرار داده است و نهایتاً با استناد به ماده 1119 قانون مدنی و شروط ضمن عقد درخواست صدور حکم به شرح خواسته را نموده است. نشانی خوانده همان نشانی خواهان در دادخواست قید شده است. پس از تعیین وقت دادرسی، نسخه ثانی دادخواست و ضمائم جهت خوانده ارسال گردید و مأمور ابلاغ به لحاظ عدم حضور مخاطب در نشانی تعیین شده بر اساس ماده 70 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی آن را الصاق نموده است.
جلسه دادرسی مورخ 1391/8/3 تشکیل گردید، در این جلسه وکیل خواهان حاضر نبوده، لیکن لایحه ای تقدیم نموده و درخواست صدور حکم به شرح دادخواست را نموده است و در لایحه مزبور ضمن درخواست صدور حکم به استناد مواد 1119 و 1130 قانون مدنی و شروط مندرج در سند نکاحیه و اینکه دوام زوجیت موجب عسروحرج موکله است متذکر شده است که زوجه 201 قطعه سکه بهار آزادی از مهریه خویش و همچنین سایر حقوق مالی خویش را بذل می نماید. در این جلسه زوجه (خواهان) حاضر گردیده و درخواست صدور حکم را نموده لیکن خوانده حاضر نشده و لایحه ای نیز تقدیم ننموده است دادگاه سوابق خوانده در خصوص اعتیاد به مواد مخدر را از مراجع قضائی استعلام نموده و دفتر کل دادگستری استان قزوین در پاسخ اعلام نموده است که به موجب پرونده کلاسه 910201 آقای الف. ش. به اتهام نگهداری شیشه و استعمال آن به تحمل چهل ضربه شلاق و دو میلیون ریال جزای نقدی محکوم گردیده است و مؤسسه ترک اعتیاد م. نیز اعلام نموده است که آقای الف. ش.
در سال 1386 به مدت 21 روز و در تاریخ 1391/10/13 مجدداً به مدت 21 روز در آن مرکز بستری بود و با سلامت نسبی ترخیص شده است و به موجب دادنامه شماره 723- 1385/10/11 شعبه اول دادگاه انقلاب اسلامی لنگرود آقای الف. ش. به اتهام استعمال تریاک به تحمل بیست ضربه شلاق تعزیری و پرداخت یک میلیون ریال جزای نقدی محکوم گردیده است. دادگاه در جهت اصلاح ذات البین قرار ارجاع امر به داوری را صادر نموده است. زوجه داور خویش را معرفی و به لحاظ عدم معرفی داور از سوی زوج دادگاه با هزینه زوجه داوری را جهت زوج تعیین نموده و نظریات داوران زوجین حکایت از عدم حصول سازش دارد.
دادگاه وقت دیگری را جهت رسیدگی تعیین و طرفین را دعوت نموده است، این بار نیز اخطاریه خوانده به نحو قانونی با الصاق در محل ابلاغ گردید و وکیل خواهان با تأکید بر مفاد دادخواست در جلسه دادرسی اخیر توضیح داده است که زوجین از یکسال قبل جدا زندگی می کنند و فرزند مشترک ندارند و جهیزیه نیز در نزد زوجه است و زوجه 201 سکه را بذل نموده و نفقه را نمی خواهد در این جلسه دادرسی (1392/3/4) خوانده حاضر نگردیده است متعاقب آن دادگاه ختم دادرسی را اعلام و طی دادنامه غیابی شماره 00602-1392/3/5 پس از ذکر شرح خواسته و دلائل استنادی و اینکه زوجه باردار نیست با اشاره به اعتیاد خوانده و احراز تخلف زوج از شروط 2 و 7 و 9 از شرأیط ضمن العقد با احراز وکالت زوجه به او اجازه داده است تا با بذل 201 سکه و به وکالت از زوج با قبول آن خویش را مطلقه نماید و نوع طلاق بائن و خلعی دانسته شده است این دادنامه نیز در اجرأی ماده 70 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی با الصاق در محل به نحو قانونی در تاریخ 1392/3/16 ابلاغ گردیده است و در پی استعلام سردفتر ازدواج و طلاق در خصوص قطعیت آن دفتر دادگاه در تاریخ 1392/4/29 پاسخ داده است که به لحاظ عدم اعتراض از سوی طرفین دادنامه قطعی و قابل اجراست و متعاقباً همان دفترخانه در تاریخ 1392/5/1 به دادگاه اعلام نموده است که مفاد دادنامه در تاریخ 1392/5/1 به اجراء درآمده است.
آقای ی. ش. به وکالت از زوج در تاریخ 1392/6/10 درخواست مطالعه پرونده را نموده است و زوج در تاریخ 1393/3/3 درخواست ابلاغ دادنامه را نموده است آقای الف. ش. با این ادعا که اطلاعی از دادرسی نداشته و جهت انجام کار کشاورزی به همراه پدرش به شهرستان رودسر رفته است و ادعای خواهان صحیح نیست و با توجه به اینکه فقط در یک مورد در شهرستان لنگرود سابقه داشته که مربوط به سال 1385 است و پس از آن اعتیاد را ترک نموده ام و در مرکز اعتیاد م. جهت سم زدایی بستری بوده ام نه اعتیاد، موضوع ادعای خواهان به لحاظ عدم استمرار از مصادیق قانونی خارج می گردد نسبت به دادنامه مزبور تجدیدنظرخواهی نموده است.
وکیل تجدیدنظرخوانده نیز در تبادل لوایح توضیح داده است که زوج از جریان دادرسی مطلع بوده و دو الی سه بار به صورت تلفنی با او صحبت کرده است درخواست تأیید دادنامه را نموده است. پرونده جهت رسیدگی به شعبه چهارم دادگاه تجدیدنظر استان قزوین ارجاع گردید و این دادگاه وقت دادرسی را تعیین و طرفین را دعوت نموده است. در جلسه دادرسی مورخ 1393/8/5 تجدیدنظرخواه (زوج) اظهار نموده است اگر تجدیدنظرخوانده وسایل او از قبیل سانتور و همچنین مبلغ بدهکاری را بپردازد و از مابقی مهریه نیز منصرف شود او را طلاق می دهد. و تجدیدنظرخوانده نیز اظهار نموده است که 201 سکه را بذل نموده ام و بقیه را درخواست می نمایم. نهایتاً دادگاه ختم دادرسی را اعلام و طی دادنامه شماره 01004- 1393/8/10 با اصلاح دادنامه بدوی و احراز تخلف زوج از شروط 7 و 9 عقدنامه و استناد به مواد 26 و 31 و 33 قانون حمایت خانواده ضمن صدور حکم طلاق به زوجه اجازه داده است تا با بذل 201 قطعه سکه و قبول بذل از ناحیه زوج خودش را به طلاق خلعی مطلقه نماید. این دادنامه در تاریخ 1393/8/24 به آقای الف. ش.
ابلاغ گردید و وی طی دادخواست فرجامخواهی که به شماره و تاریخ 00053- 1393/9/13 ثبت دفتر دادگاه شده است با همان ادعای مطروحه در مرحله تجدیدنظرخواهی و اینکه مطلع از دادرسی نبوده و چون اعتیاد را ترک نموده و موضوع اعتیاد استمرار ندارد درنتیجه شرط ضمن العقد محقق نیست نسبت به دادنامه مزبور فرجامخواهی نموده است پس از تبادل لوایح فرجام خوانده با ارائه استشهادیه ای مبنی بر اطلاع فرجام خواه از دادرسی و همچنین ارائه دادنامه شماره 00239- 1393/4/1 شعبه 101 دادگاه عمومی جزایی بخش. . . مبنی بر محکومیت آقای الف. ش. به پرداخت جزای نقدی به اتهام توهین و تحمل سی ضربه شلاق تعزیری به اتهام تهدید، درخواست رد فرجامخواهی او را نموده است و پرونده پس از ارسال به دبیرخانه دیوان عالی کشور و ثبت به کلاسه فوق به این شعبه ارجاع شده است. مفاد لوایح طرفین حین المشاوره قرائت می شود.