خلاصه جریان پرونده
در تاریخ 1392/11/26 خانم م. ف. با وکالت خانم م. ی. دادخواستی به طرفیت آقای الف. ب. به خواسته صدور حکم به فسخ نکاح به لحاظ تخلف از شرط صفت و تدلیس خوانده تقدیم دادگستری شهرستان ارومیه نموده و وکیل خواهان توضیح داده است که موکله به موجب سند نکاحیه شماره 18940- 1391/11/27 دفتر ازدواج شماره. . .
شیراز با خوانده عقد ازدواج دائم منعقد نموده است خوانده خود را مجرد و بدون سابقه ازدواج قبلی عنوان نموده اند و برأی موکله که از خانواده های مرفه و مطرح شیراز می باشند و تنها دختر خانواده بوده تجرد خوانده و عدم سابقه ازدواج وی بسیار حائز اهمیت بوده است متأسفانه بعد از عروسی حدود 2 ماه پیش معلوم گردید خوانده سابقه ازدواج دارد و حتی یک پسر 9 ساله نیز دارد و چنان چه موکله از ازدواج قبلی اطلاع پیدا می کرد مطلقاً تن به این ازدواج نمی دادند، استناداً به ماده 1128 قانون مدنی و خیار حاصل از آن و مواد 198 و 519 قانون آیین دادرسی مدنی تقاضای رسیدگی و صدور حکم به فسخ نکاح به لحاظ تدلیس خوانده دارد، رسیدگی به شعبه دوازدهم دادگاه عمومی (ویژه خانواده) ارومیه ارجاع می گردد و جلسه دادگاه در تاریخ 1393/1/20 در وقت مقرر با حضور خواهان و وکیل وی تشکیل می شود و خوانده علیرغم ابلاغ قانونی وقت حضور پیدا نمی کند خواهان بیان می دارد در 29 شهریور سال 1392 با خوانده ازدواج کرده ام وی گفته بود که اقامت یکی از کشورهای اروپا را دارند و بعد کشف شده که مقیم اروپا نبوده است و او قبلاً دو مورد ازدواج کردند به ما نگفته اند و ما را اغفال کردند.
. . ، وکیل زوجه هم اظهار می دارد زوج مقرر بود مجرد باشند و اقامت اروپا را داشته باشند که خلاف موارد فوق ثابت شده است لذا ایشان تدلیس کرده اند فسخ نکاح را خواستاریم، دادگاه اخذ توضیح از خوانده را ضروری عنوان و به همین منظور وقت را تجدید می کند و در وقت مقرر بعدی تاریخ 1393/3/1 پرونده را مورد بررسی قرار می دهد وکیل خواهان حاضر می شود ولی خوانده حضور پیدا نمی کند، وکیل خواهان مطالب قبلی را تکرار و اضافه می کند خوانده خود را خواهرزاده. . . نیز معرفی کرده است که واقعیت نداشت، دادگاه ختم رسیدگی را اعلام و به شرح دادنامه شمار 00311- 1393/3/7 با این توجیه که زوجه مدعی است زوج علیرغم اینکه دو بار ازدواج کرده بود خود را مجرد و فاقد سابقه ازدواج اعلام کرده و گفته مقیم اروپا است و خواهرزاده. . . است و از این جهت تدلیس نموده است حال آنکه موارد اعلامی نمی تواند تدلیس محسوب شود چراکه زوجه با کمترین تحقیقات می توانسته موارد فوق را احراز کند، با درخواست مدارک قابل تشخیص بوده است، دعوی مطروحه را غیرموجه عنوان و حکم به بطلان دعوی خواهان صادر می کند، خانم م. ف. با وکالت خانم م. ی.
نسبت به رأی صادره تجدیدنظرخواهی می کند و در لایحه اعتراضیه اعلام می دارد برابر ماده 1128 قانون مدنی هرگاه در یکی از طرفین صفت خاصی شرط شده و بعد از عقد معلوم شود که طرف فاقد وصف مقصود بوده برأی طرف مقابل حق فسخ خواهد بود خوانده خود را مجرد و فاقد سابقه ازدواج اعلام کرده و گفته اقامت کشور سوئد را دارد و دارأی بورس تحصیلی مدرک دکتری است و موکله با این شرأیط ازدواج با خوانده را پذیرفته و عقد متبایناً بر این اوصاف واقع شده است که بعداً معلوم گردیده که زوج هیچ یک از اوصاف مذکور را دارا نمی باشد و موکله را فریب داده است. . . تقاضای نقض رأی بدوی و صدور حکم به فسخ نکاح دارد، رسیدگی در مرحله تجدیدنظر به شعبه پنجم دادگاه تجدیدنظر استان آذربایجان غربی محول می گردد و این دادگاه به موجب دادنامه شماره 00821- 1393/6/27 تجدیدنظرخواهی را وارد ندانسته و با رد آن دادنامه تجدیدنظرخواسته را عیناً تأیید می کند، خانم م. ف. از
رأی دادگاه
تجدیدنظر فرجامخواهی به عمل می آورد و پرونده پس از انجام مقررات راجع به تبادل لوایح به دیوان عالی کشور ارسال و به این شعبه ارجاع می گردد که به هنگام شور مشروح لایحه اعتراضیه فرجام خواه قرائت خواهد شد.