متن رأی
خانم الف. س. نسبت به دادنامه شماره 981-1393مورخ 1393/6/12 شعبه 24 دادگاه تجدیدنظر استان تهران که در جهت تأیید رأی بدوی متضمن گواهی عدم امکان سازش جهت اجرأی صیغه طلاق به خواسته زوج فرجام خوانده انشاء گردیده فرجامخواهی نموده و اساس اعتراض وی این است که اولاً: واگذاری حضانت فرزند مشترک دختر به نام ص.
هفت ساله به پدر با توجه به جنسیت طفل که نیازمند مراقبت های ویژه از طرف مادر بوده و به علاوه موجب جدائی دو فرزند مشترک که وابستگی عاطفی با یکدیگر داشته بوده به مصلحت طفل نبوده و ثانیاً: در دادنامه های بدوی و فرجام خواسته راجع به نفقه معوقه و حال ایشان تا زمان اجرأی صیغه طلاق تعیین تکلیف به عمل نیامده است که اعتراضات فرجام خواه در موارد فوق الذکر وارد و موجه است زیرا اولاً: وکیل زوج در دادرسی مرحله بدوی به شرح صورت مجلس مورخ 1392/11/12 صریحاً اعلام داشته که موکلش (زوج) شش ماه است که زندگی مشترک را ترک نموده ولی تا ماه قبل نفقه همسرش را پرداخت نموده است چون ترک زندگی مشترک از ناحیه زوج بوده و زوجین فاقد زندگی مشترک زیر یک سقف بوده اند و وکیل زوج بر صحت ادعای خود مبنی بر پرداخت نفقه از ناحیه موکلش پس از ترک زندگی مشترک هیچ دلیلی اقامه و ابراز ننموده و زوجه در لوایح اعتراضیه تجدیدنظر و فرجامی مدعی عدم پرداخت نفقه خود بوده و نفقه خود تا زمان اجرأی صیغه طلاق را خواستار گردیده لذا ضرورت قانونی داشته که در اجرأی ماده 29 قانون حمایت خانواده مصوب سال 1391 به لحاظ اینکه زوج متقاضی طلاق همسرش بوده در خصوص نفقه معوقه و حال تا زمان اجرأی صیغه طلاق نفیاً یا اثباتاً اتخاذ تصمیم نماید.
ثانیاً: زوجین دارأی دو فرزند مشترک یکی دختر به نام ص. هفت ساله و دیگری پسر به نام الف. سه ساله می باشد که حسب دادنامه نخستین حضانت فرزند دختر به پدر و فرزند پسر به مادر محول گردیده است اگرچه پدر در حضانت فرزند بعد از هفت سالگی قانوناً دارأی اولویت بوده ولی چون فرزندان مشترک بدون هیچ گونه تردیدی دارأی وابستگی روحی و عاطفی با یکدیگر بوده و واگذاری حضانت هر یک از آنان به یکی از والدین و تعیین زمان ملاقات واحد برأی هر یک از والدین جهت ملاقات با فرزند دیگر موجب خواهد شد که فرزندان مشترک ملاقاتی با یکدیگر نداشته و با هم بودن با یکدیگر را تجربه ننمایند که این امر ممکن است موجب ورود صدمات روحی به هر یک از آنان گردد و از طرف دیگر فرزند مشترک دیگر به نام ص.
که دختر بوده نزدیک به سن بلوغ می باشد و احتیاج به مراقبت های ویژه دارد و انجام این مراقبت های ویژه فقط از طرف مادر ممکن و میسر خواهد بود بنابرأین چون به صلاحیت اخلاقی مادر در نگهداری طفل مشترک دختر خدشه ای وارد نشده لذا در مورد حضانت فرزندان مشترک مصلحت فرزندان که ملاک قانونی خواهد بود مراعات نگردیده و ازاین رو ضرورت قانونی داشته که دادگاه محترم تجدیدنظر با ملاک قرار دادن مصلحت فرزندان مشترک به ویژه فرزند مشترک دختر هفت ساله در خصوص حضانت فرزند مشترک دختر تصمیم مقتضی اتخاذ نماید بنابرأین دادنامه فرجام خواسته که بدون توجه به مراتب مرقوم در فوق انشاء گردیده به علت نقص تحقیقات و رسیدگی مخدوش بوده مستنداً به بند 5 ماده 371 و بند الف ماده 401 قانون آیین دادرسی مدنی ضمن نقض دادنامه مرقوم رسیدگی مجدد به همان دادگاه محترم صادرکننده رأی منقوض ارجاع می گردد. مستشاران رئیس شعبه 8 دیوان عالی کشور عباسیان- کیقبادی- کریم پور نطنزی