متن رأی
جریان کامل پرونده به عنوان مقدمه در دادنامه شماره 746- 93 مورخ 1393/7/8 صادره از این شعبه دیوان مشعر بر نقض دادنامه فرجام خواسته شماره 1550- 1392 مورخ 1392/9/25 صادره از شعبه 45 دادگاه تجدیدنظر استان تهران که رسیدگی مجدد به شعبه هم عرض ارجاع گردیده و مالاً منتهی به صدور دادنامه فرجام خواسته حاضر شده است به تفصیل بیان گردیده که از تکرار آن صرف نظر می گردد خلاصه جریان قضیه این است که در تاریخ 1391/1/23 آقای م. م. توسط وکیل خود به طرفیت همسرش خانم ر. ک.
دادخواستی به خواسته صدور گواهی عدم امکان سازش جهت اجرأی صیغه طلاق تقدیم نموده که در شعبه 281 دادگاه خانواده تهران ثبت و دادگاه پس از اقدامات معموله از جمله تشکیل جلسه دادرسی و استماع اظهارات و مدافعات وکلای طرفین و ارجاع امر به داوری و اخذ نظریه داوران زوجین سرانجام با اعلام ختم رسیدگی به موجب دادنامه شماره 1007- 1392/6/31 گواهی عدم امکان سازش جهت اجرأی صیغه طلاق با شرأیط مصرحه در آن صادر نموده است زوجه نسبت به دادنامه مرقوم تجدیدنظرخواهی نموده که شعبه 45 دادگاه تجدیدنظر استان تهران به موضوع رسیدگی و طی دادنامه شماره 1550- 1392/9/25 اعتراض تجدیدنظرخواه را غیر وارد تشخیص و ضمن رد آن دادنامه تجدیدنظرخواسته را اصلاح و تأیید نموده است.
زوجه در مهلت قانونی نسبت به دادنامه اخیرالذکر فرجامخواهی نموده که پس از وصول پرونده به دیوان عالی کشور و ارجاع آن به این شعبه، هیئت شعبه به موضوع رسیدگی و طی دادنامه شماره 746- 1393مورخ 1393/7/8 به علل و جهات منعکس در آن دادنامه فرجام خواسته را در قسمتی که تکلیف زوج به پرداخت مهریه مافی القباله هنگام اجرأی صیغه طلاق موکول به اثبات استطاعت مالی زوج توسط زوجه که در سند ازدواج عندالاستطاعه ذکر شده گردیده است واجد ایراد قانونی تشخیص و ضمن نقض آن رسیدگی مجدد را به شعبه هم عرض دادگاه صادرکننده رأی منقوض ارجاع نموده است در این مرحله شعبه 47 دادگاه تجدیدنظر استان تهران به عنوان شعبه هم عرض وارد رسیدگی شده و طی دادنامه شماره 1404- 1393مورخ 1393/8/21 با استدلال اینکه دادگاه تکلیف داشته مطابق ماده 33 قانون حمایت خانواده ضمن رأی خود نسبت به حقوق مالی زوجه ازجمله مهریه تصمیم مقتضی اتخاذ نماید.
مهریه زوجه به تعداد 414 سکه بهار آزادی بوده که بر ذمه زوج قرار گرفته تا عندالاستطاعه به زوجه بپردازد در این پرونده زوج تقاضای صدور گواهی عدم امکان سازش داشته و مهریه بر ذمه اش مستقر بوده زیرا به موجب ماده 1082 قانون مدنی به مجرد عقد نکاح مهریه در مالکیت زوجه استقرار می یابد بنابرأین با انحلال نکاح به تقاضای زوج اصل استحقاق زوجه نسبت به مهریه محرز و مسلم است و چون شرط پرداخت مهریه مقید به استطاعت زوج یک شرط ضمن عقد نکاح محسوب بوده لذا این شرط تا باقی بودن عقد نکاح معتبر و لازم الرعایه است و با موضوع طلاق شرط آن منتفی خواهد بود بنابرأین از آنجایی که زوج متقاضی طلاق همسرش بوده است و مایل است با ایقاع طلاق عقد نکاح را بدون اینکه تقصیری متوجه زوجه باشد منحل نماید لذا شرط عندالاستطاعه بودن ضمن عقد نکاح به تبع آن منتفی و قابلیت اعمال ندارد و در اجرأی ماده 29 قانون حمایت خانواده مصوب سال 1391 مکلف است که مهریه مافی القباله استحقاقی زوجه را قبل از اجرأی صیغه طلاق و ثبت آن نقداً در حق زوجه پرداخت نماید لذا عبارت «زوج هنگام اجرأی صیغه طلاق در صورت اثبات استطاعت مالی توسط زوجه» از دادنامه مورد اعتراض حذف می گردد.
اعتراض زوجه نسبت به آن قسمت از دادنامه که نفقه ایام عده را ماهیانه مبلغ سیصد هزار تومان تعیین نموده است به نظر وارد است. زیرا تعیین ماهیانه سیصد هزار تومان نفقه ایام عده بدون هیچ گونه مبنای قانونی و بدون اینکه کارشناسی شده باشد یا طرفین به آن توافق کرده باشند به نظر صحیح نمی رسد و از آنجایی که نفقه معوقه زوجه وفق نظر کارشناس از ابتدای سال 1392 ماهیانه مبلغ چهارصد هزار تومان تعیین شده است بر همین اساس با نقض این قسمت از دادنامه نفقه ایام عده را ماهیانه چهارصد هزار تومان تعیین که زوج مکلف به پرداخت آن می باشد و اعتراض دیگر زوجه به شرط تنصیف دارائی چون زوجه اموالی از زوج معرفی نکرده است که زوج در خلال زندگی زناشویی با زوجه به دست آورده و موجود باشد لذا دادگاه تکلیفی در این خصوص ندارد لذا مفاداً دادنامه تجدیدنظرخواسته را با اصلاحات مرقوم تأیید نموده است. دادنامه اخیرالذکر در تاریخ 1393/9/11 به زوج ابلاغ شد و نامبرده در تاریخ 1393/9/15 با تقدیم دادخواست و لایحه فرجامی نسبت به آن فرجامخواهی نموده که پس از تبادل لوایح و وصول پرونده به دیوان عالی کشور جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع گردیده است.
لوایح طرفین به هنگام شور قرائت می گردد.