متن رأی
آقای م. م.
نسبت به دادنامه شماره 1404- 1393مورخ 1393/8/21 شعبه 47 دادگاه تجدیدنظر استان تهران که مفاداً در جهت اصلاح و تأیید دادنامه بدوی متضمن گواهی عدم امکان سازش جهت اجرأی صیغه طلاق به خواسته زوج انشاء گردیده فرجامخواهی نموده و اساس اعتراض وی نسبت به آن قسمت از دادنامه فرجام خواسته که به موجب آن مکلف گردیده به عنوان متقاضی طلاق زوجه اش مهریه مافی القباله را به هنگام اجرأی صیغه طلاق نقداً در حق زوجه فرجام خوانده پرداخت نماید با استناد به شرط مقرر در سند ازدواج که طبق آن پرداخت مهریه مقید به عندالاستطاعه بودن زوج بوده می باشد که اعتراضات نامبرده وارد و موجه نیست زیرا همان طوری که در دادنامه سابق الصدور این شعبه دیوان به شماره 746- 1393مورخ 1393/7/8 استدلال گردیده با انعقاد عقد نکاح کل مهریه مافی القباله در مالکیت زوجه استقرار یافته و شرط عندالاستطاعه بودن زوج در پرداخت مهریه که در سند ازدواج فی مابین قید گردیده یک شرط ضمن عقد نکاح بوده که اعتبار آن تا زمانی است که عقد نکاح به قوت و اعتبار خود باقی بوده و در مدت استمرار زوجیت این شرط بین طرفین قابل اعمال و اجرا بوده و با انحلال نکاح از طریق طلاق از ناحیه زوج به تبع آن شرط مذکور منتفی و هیچ اعتباری بر آن مترتب نبوده و با وقوع طلاق قابلیت اجرا و استناد را نخواهد داشت بنابرأین چون زوج فرجام خواه متقاضی طلاق زوجه اش می باشد لذا در اجرأی ماده 29 قانون حمایت خانواده مصوب سال 1391 مکلف است کلیه حقوق ناشی از زوجیت استحقاقی زوجه ازجمله کل مهریه مافی القباله را حین اجرأی صیغه طلاق و ثبت آن نقداً در حق زوجه تأدیه نماید بنابرأین دادنامه فرجام خواسته در قسمت معترض عنه موجهاً و موافق قانون اصدار یافته و ایراد و اشکال مؤثر در تخدیش بر این قسمت از دادنامه فرجام خواسته وارد نبوده و اعتراضات فرجام خواه هم در حدی نیست که به مبانی استنباط و تشخیص دادگاه و مالاً اساس دادنامه مرقوم خلل و خدشه ای وارد و موجبات نقض آن را فراهم سازد فلذا ضمن رد فرجامخواهی فرجام خواه مستنداً به ماده 370 قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه فرجام خواسته در قسمت معترض عنه ابرام می گردد.
رئیس و مستشاران شعبه 8 دیوان عالی کشور عباسیان- کریم پور نطنزی