خلاصه جریان پرونده
تجدیدنظرخواهی مطروحه از ناحیه تجدیدنظرخواه آقای ح. پ. به طرفیت تجدیدنظرخوانده خانم الف. الف. و نسبت به دادنامه تجدیدنظرخواسته به شماره 01265مورخ1392/12/14 شعبه 42محترم دادگاه عمومی حقوقی تهران که در مقام رسیدگی به دعوی اعتراض واخواهی آقای ح. پ. از دادنامه غیابی به شماره 00236 مورخ 1392/3/22 همان مرجع که بر صدور حکم به بطلان معامله و ابطال سند رسمی انتقال به شماره. . . مورخ 1391/3/3 دفتر اسناد رسمی شماره. . . تهران و الزام خواندگان بدوی(از جمله تجدیدنظرخواه به عنوان خوانده ردیف دوم) به پرداخت خسارات دادرسی و حق الوکاله و در حق خواهان بدوی(تجدیدنظرخوانده) اشعار داشته، اصدار یافته و طی آن ضمن رد دعوی اعتراض واخواهی واخواه، حکم به تأیید دادنامه معترضٌ عنه با هیچیک از شقوق مقررات قانونی موضوع ماده 348 قانون آئین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی مطابقتی نداشته و مشروح لایحه تجدیدنظرخواهی نیز متضمن جهت یا جهات قانونی نقض نبوده و مفاد آن که فاقد تقیید به هرگونه ادلّه شرعیه یا قانونیه است، مؤثر در مقام نقض نمی باشد؛
همچنین بر نحوه رسیدگی مرجع محترم نخستین و استدلال و استنباط قضائی مربوطه خدشه و منقصتی وارد نیست و دادنامه، مطابق موازین و مقررات قانونی و محتویات و مستندات پرونده اصدار یافته و در مجموع دلیلی شرعی یا قانونی بر نقض آن تقدیم و ارائه نگردیده زیرا: اولاً: تجدیدنظرخواه با تغافل از مقررات قانونی موضوع ماده 348 قانون پیش گفته، دعوی مربوطه خویش را مقید به هیچیک از جهت یا جهات قانونی نقض ننموده و نه تنها در دادخواست حاوی دعوی مارالبیان، همچنین در لایحه اعتراضیه نیز مراتب دعوی مطروحه را مقید به جهات قانونی اعتراض نداشته و به صرف ابراز ادعای بلاجهت و بلادلیل و صرف انتفاع و استفاده از ظرفیت تجدیدنظرخواهی بسنده و اکتفاء نموده که به ترتیب مبینه، دعوی مرقوم، فاقد موقعیت قانونی گردیده و صرف نظر از آن، ثانیاً: تجدیدنظرخواه به علت فقدان ارائه هرگونه ادله ای پیرامون دعوی تجدیدنظرخواهی مربوطه و عجز از استناد به هرگونه ادلّه شرعی یا قانونی نیز ستون مربوطه به تعرفه دلایل و منضمات دادخواست تجدیدنظر(برگ 7 پرونده) را عاری از هرگونه مکتوبه و نوشته ای قرار داده و بدون تعرفه و استناد به هرگونه ادلّه ای دعوی مرقوم را از ابتدای طرح و اقامه آن بلادلیل و بلاجهت قرار داده که با وصف مذکور دعوی معنونه فاقد موقعیت قانونی گردیده و جزئاً و کلّاً قابلیت اجابت و پذیرش را از دست داده.
ثالثاً: در انتقال پلاک ثبتی قطعه دوم تفکیکی به شماره. . . فرعی از. . . اصلی مفروز و مجزی شده از پلاک. . . فرعی از. . . اصلی مفروز و مجزی شده از پلاک. . . فرعی از اصلی مذکور واقع در بخش 11 تهران، مشتمل بر یک دستگاه آپارتمان مذکور و از ناحیه آقای ح. پ. (به عنوان وکیل مدنی مشارٌالیها که قبلاً همسر وی نیز بوده و ظاهراً به علت وقوع طلاق رابطه زوجیت مشارٌالیهما منحل گردیده) به برادرش آقای ح. پ. ، وکیل مذکور مراتب غبطه و مصلحت موکله خویش را رعایت نداشته و در هیچیک از مراحل دادرسی ماضی (دعوی اعتراض واخواهی) و حاضر (دعوی تجدیدنظرخواهی)، دلیلی در اثبات خلاف آن تقدیم و ارائه نداشته و تمسک به این عقیده که تفویض وکالت از سوی همسر سابقش(تجدیدنظرخوانده) به منزله «فروش وکالتی» محسوب می گردد، بدون پشتوانه قانونی و علمی بوده و تمسک به عرف و اینکه مصادیق زیادی از معاملات را در بر می گیرد، فاقد هرگونه ادلّه شرعیه یا قانونیه بوده و مؤثر در مقام نمی باشد.
بناء علیهذا و با عنایت به مراتب معنونه مارالذکر، دادگاه تجدیدنظرخواهی بلاجهت و بلادلیل مطروحه را وارد و موجه ندانسته و مستنداً به ماده 358 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی، ضمن رد تجدیدنظرخواهی مطروحه، در نتیجه دادنامه معترضٌ عنه تجدیدنظرخواسته را تأیید و استوار می نماید.
رأی دادگاه
قطعی است. رئیس و مستشار شعبه 25 دادگاه تجدیدنظر استان تهران طاهری- توحیدی