یک قاضی1GHAZI.PRO
@Yek_Ghazii
خانه / آرای قضایی
آرای قضایی

نمونه رای با موضوع: بررسی رأی قضایی و مستندات قانونی پرونده

🗓 1405/05/16⚖️ یک قاضی
حوزه رأیخانواده
مرحله رسیدگیتجدیدنظر
تاریخ رأی1405/05/16
شماره دادنامه512-89
شماره پرونده911025
🗂

خلاصه جریان پرونده

در تاریخ 30/8/91 خانم و. الف. بوکالت از طرف آقای ب. م. بطرفیت خانم ن. پ. دادخواستی بخواسته صدور گواهی عدم امکان سازش جهت اجرأی صیغه طلاق تقدیم و توضیح داده که خوانده همسر شرعی و قانونی موکل بوده و یک فرزند مشترک دختر سه ساله دارند. حدود سه سال است که بعلت اختلافات پیش آمده جدا از یکدیگر زندگی می نمایند و زوجه حاضر به تمکین از موکل نمی باشد و علیرغم اینکه طی دادنامه شماره 512-89 محکوم به تمکین شده، ولی از تمکین امتناع می نماید. لذا با توجه به ناشزه بودن زوجه، صدور گواهی عدم امکان سازش جهت اجرأی صیغه طلاق مورد استدعاست. دادخواست مطروحه در شعبه سوّم دادگاه حقوقی شهرستان مراغه ثبت و مورد رسیدگی قرار می گیرد. آقای ب. ق.

وکیل پایه یک دادگستری با تقدیم وکالتنامه از جانب زوجه اعلام وکالت کرده است. در جلسه دادرسی مورخ 28/11/91 که با حضور وکلای طرفین تشکیل گردیده، وکیل خواهان با تکرار مطالب مطروحه در دادخواست، اضافه نموده که: «زوجه در پرونده تحت رسیدگی کلاسه 911025 همین دادگاه نفقه را مطالبه نموده و بعلت ناشزه بودن حق نفقه ندارد و فقط مستحق دریافت حق الزحمه قبل از ایجاد اختلاف است. فرزند مشترک در نزد زوجه بوده و پدر مطابق

📜

رأی دادگاه

حق ملاقات دارد. جهیزیه نزد موکل نمی باشد و موکل ادعا دارد که جهازیه ای نیاورده است و صورت جهیزیه ای ندارد. »; وکیل زوجه اظهار داشت: «ضمانت اجرأی نشوز زوجه اسقاط حق نفقه برأی وی می باشد و نمی تواند دلیل طلاق محسوب گردد و حقوق مالی موکله مورد مطالبه می باشد. پرونده مطالبه مهریه در همین شعبه تحت رسیدگی می باشد. درخواست رسیدگی توأم هر دو پرونده و اتخاذ تصمیم شایسته را دارم و در صورت پرداخت شدن کلیه حقوق مالی و قانونی موکله، ایشان حاضر به طلاق خواهد بود. »; سپس دادگاه قرار ارجاع امر به داوری صادر نموده و وکلای زوجین هر یک داور موکل خود را معرفی نموده اند و داوران منتخب هر یک نظریه کتبی خود دال بر عدم سازش طرفین را تقدیم داشته اند.

دادگاه در جلسه دادرسی مورخ 5/5/92 اظهارات وکلای طرفین را در خصوص حقوق مالی زوجه استماع و در صورتمجلس منعکس و سپس جهت تعیین میزان نحله و میزان نفقه فرزند مشترک، موضوع را به کارشناس ارجاع و کارشناس منتخب دادگاه بشرح نظریه کتبی تقدیمی در برگ 38 پرونده، میزان اجرت المثل زوجه را مبلغ شش میلیون تومان و میزان نفقه فرزند مشترک را ماهیانه یکصد و پانزده هزار تومان تعیین و اعلام نموده است و طی نظریه تکمیلی تقدیمی بشرح برگ 41 پرونده، میزان نحله زوجه را مبلغ چهار میلیون تومان تعیین نموده است.

وکیل زوجه به نظریه کارشناس اعتراض نموده که دادگاه اعتراض مطروحه را غیر موجه تشخیص و مردود اعلام دانسته است.

وکیل زوجه به پیوست لایحه مورخ 1/10/92 صورت جهیزیه موکل خود و فاکتورهای آن را تقدیم و جهت اثبات ادعا در خصوص جهیزیه به شهادت شهود استناد نموده است.

وکیل زوج با ارائه تصویر صورتجلسه تحویلی، اعلام کرد که جهیزیه زوجه بایشان تحویل گردیده است. سرانجام دادگاه با اعلام ختم رسیدگی بموجب دادنامه شماره 2099 مورخ 17/12/92 با اعلام اینکه مساعی دادگاه و داوران در اصلاح ذات البین مؤثر واقع نگردیده و با توجه به اختیار مرد در طلاق زوجه خود، مستنداً به مواد 1133 و 1155 قانون مدنی و 29 و 34 قانون حمایت خانواده، گواهی عدم امکان سازش جهت اجرأی صیغه طلاق رجعی صادر و در مورد مهریه زوجه، زوج به پرداخت مهریه در پرونده کلاسه 911025 شعبه سوّم حقوقی محکوم گردیده و با توجه به الزام به تمکین زوجه در پرونده کلاسه 890482 شعبه سوّم حقوقی، زوجه تمکین ننموده، لذا نفقه ای به زوجه تعلق نخواهد گرفت و هم چنین اجرت المثل، با توجه به نظریه کارشناسی شصت میلیون ریال و میزان نحله مبلغ چهل میلیون ریال تعیین گردیده است. زوجین دارأی فرزند مشترک بنام الف.

می باشند که حضانت وی با زوجه می باشد و طبق پرونده کلاسه 911026 شعبه سوّم حقوقی نفقه فرزند مبلغ پنج میلیون و ششصد و ده هزار ریال صادر گردیده و میزان نفقه از تاریخ اتمام مدت حکم صادره فوق تا زمان اجرأی حکم ماهیانه بمبلغ یکصد و پانزده هزار تومان برآورد گردیده است و طبق پرونده کلاسه 911023 در روزهای پنجشنبه زوج از ساعت پانزده طفل را از درب منزل زوجه تحویل گرفته و پس از ملاقات در ساعت هیجده به همان ترتیب به زوجه تحویل خواهد داد و جهازیه زوجه با توجه به صورتجلسه مورخ 2/12/92 در اختیار وی می باشد. مدت اعتبار گواهی سه ماه از تاریخ قطعیت آن می باشد.

پس از ابلاغ رأی صادره، وکیل زوج نسبت به آن و هم چنین وکیل زوجه با تقدیم دادخواست نسبت به رأی صادره تجدیدنظرخواهی نموده اند که پس از طی تشریفات قانونی شعبه سیزدهم دادگاه تجدیدنظر استان آذربایجان شرقی بموضوع رسیدگی و طی دادنامه شماره 266-93 مورخ 7/3/93 صرفاً در خصوص تجدیدنظرخواهی زوجه نسبت به رأی معترضٌ عنه، اعتراض مطروحه را غیر موجه تشخیص، النهایه با توجه به تعیین اجرت المثل و حق الزحمه، تعیین نحله را فاقد وجاهت قانونی تشخیص و از دادنامه بدوی حذف نموده و نیز با توجه به عدم تمکین زوجه که تخلف از وظایف زناشویی بوده، تا نصف دارائی به زوجه تعلق نمی گیرد؛ لیکن زوج مکلف است حین اجرأی صیغه طلاق، مهریه زوجه را نقداً و به صورت یکجا پرداخت نماید. لذا با ردّ اعتراض مطروحه، دادنامه تجدیدنظر خواسته را به کیفیت مرقوم اصلاح و تأیید نموده است.

دادنامه اخیرالذکر در تاریخ 4/4/93 به وکیل زوج ابلاغ شد و نامبرده در تاریخ 24/4/93 با تقدیم دادخواست نسبت به آن فرجام‌خواهی نموده و اساس اعتراض وی راجع به نحله و مهریه بوده و تقاضای اصلاح دادنامه را در قسمت نحله و حذف مهریه نموده است که نسخه ثانی دادخواست به زوجه فرجام خوانده ابلاغ شد. لایحه جوابیه ای از طرف نامبرده در پرونده مشهود نیست، ولی وکیل ایشان اقدام به تقدیم لایحه جوابیه نموده است. پرونده پس از وصول به دیوان عالی کشور، جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع گردیده است. دادخواست فرجامی و لایحه جوابیه وکیل زوجه، به هنگام شور قرائت می گردد.

📄 این مطلب گردآوری و در «یک قاضی» بازنشر شده است.مشاهدهٔ منبعِ اصلی ↗
این مطلب را در تلگرام دنبال کنید
کانال @Yek_Ghazii — انتشارِ لحظه‌ایِ مطالب حقوقی
عضویت
این مطلب را در توییتر (ایکس) دنبال کنید
ما را در ایکس دنبال کنید — انتشارِ لحظه‌ایِ مطالب حقوقی
دنبال کنید