خلاصه جریان پرونده
تجدیدنظرخواهی مطروحه از ناحیه تجدیدنظرخواه آقای د. ب. به طرفیت تجدیدنظر خوانده آقای ج. ج. و نسبت به دادنامه تجدیدنظرخواسته به شماره 00014 مورخ 1392/1/21 شعبه 111 محترم دادگاه عمومی حقوقی تهران که در بخش معترض عنه بر صدور حکم به محکومیت تجدیدنظرخواه به پرداخت وجه یک فقره چک به شماره 580211 مورخ 1389/12/30 به مبلغ 1/000/500/000 ریال و با احتساب کلیه خسارات دادرسی و نیز تأخیر تأدیه و کلاً له و در حق تجدیدنظر خوانده اشعار داشته مآلاً وارد و موجه بوده و دادنامه در وضعیت اصداری قابلیت و استعداد تأیید و استواری را نداشته و به علت مباینت با موازین و مقررات قانونی و محتویات و مستندات پرونده، مستلزم نقض می باشد زیرا اولاً- مطابق مفاد مندرج در چک مستند دعوی و با این مضمون "در وجه جناب آقای ج. ج. بابت تضمین و ضمانت انتقال سند آپارتمان پیش فروش امانت نزد املاک الف.
" چک یاد شده دارأی چند ویژگی بوده الف_ نخست بابت تضمین و ضمانت اجرأی تعهد از حیث انتقال رسمی مبیع که به صورت پیش فروش و پیش خرید مورد ابتیاع واقع شده صادر شده و ب) از آن مهمتر به صورت امانت نزد بنگاه املاک قرار داشته که با وصف مذکور وصول وجه آن از ناحیه خواهان بدوی با نارسائی و منقصت های عدیده ای همراه بوده زیرا: 1- خواهان بدوی طریق تحصیل چک یاد شده که دارأی وصف امانی بوده و به صورت امانت در اختیار املاک قرار داشته را معین و مشخص نداشته فلذا استیاد و تصرف وی نسبت به چک مذکور در هاله ای از ابهام قرار داشته و فاقد سبب مملک شرعی یا قانونی می باشد.
2- نکته بسیار حائز اهمیت دیگری که نسبت به چک امانی مذکور متصور است این نکته مهم است که چک یاد شده صرفاً بابت تضمین و ضمانت ایفاء تعهد صدرالاشعار اصدار یافته و در صورت استقرار قانونی و شرعی آن در ید و اختیار مشارالیه سپس و صرفاً با اثبات عدم ایفاء تعهد متعهد آنگاه امکان مطالبه وجه آن را خواهد داشت، که در دعوی بدوی، مراتب معنونه به کلی مغفول بوده و مورد توجه قرار نگرفته و به همین دلیل دعوی یاد شده از ابتدای طرح و اقامه آن در وضعیت فاقد موقعیت قانونی و غیر قابل استماعی قرار داشته که در مرحله رسیدگی ماضی نیز به کلی مغفول باقی مانده ثانیاً در دادنامه تجدیدنظرخواسته مرجع محترم رسیدگی نخستین علیرغم آنکه در بخشی از دادنامه (سطر پنجم برگ اول) چنین مقرر داشته: نظر به اینکه موضوع تضمین شده به شرح مرقوم در متن چک مستند دعوی تاکنون محقق نشده است و به ترتیب مذکور در دادنامه معترض عنه مرجع یاد شده خود اذعان به محقق نشدن شرط مندرج در چک مستند دعوی داشته و علیرغم ایراد وکیل خوانده بدوی نسبت به این موضوع و در دنباله (سطر ششم برگ اول) دادنامه مرقوم چنین اعلام شده "با توجه به اینکه مستند مرقوم حدوداً و مفاداً از هرگونه تعرض مصون مانده" که مطابق با واقع نمی باشد و دارأی تعارض در مفاد دادنامه گردیده ثالثاً با توجه به مفاد دفاعیه تقدیمی از ناحیه تجدیدنظرخوانده که مشخص و معلوم نمی باشد چگونه نگارش یافته زیرا بعضاً از قول موکل نگارش و تنظیم شده که در مجموع فاقد دفاعیات موجه و مؤثر بوده، بناءعلیهذا و با عنایت به مراتب معنونه مبینه مارالذکر، دادگاه با قبول و پذیرش تجدیدنظرخواهی مطروحه مستنداً به ماده 358 قانون آئین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی و رعایت ماده 356 ناظر به مواد 2، 3 و بندهای 7 و 8 ذیل ماده 84 و ماده 89 قانون پیش گفته ضمن نقض دادنامه تجدیدنظرخواسته، در نتیجه قرار رد (عدم استماع) دعوی خواهان بدوی را صادر و اعلام می دارد.
رأی دادگاه
قطعی است. رئیس و مستشار شعبه 25 دادگاه تجدیدنظر استان تهران طاهری – توحیدی