خلاصه جریان پرونده
تجدیدنظرخواهی مطروحه از ناحیه تجدیدنظرخواه شرکت راه آهن شهری تهران و حومه (مترو) به طرفیت تجدیدنظرخوانده آقای ش. ج.
و نسبت به دادنامه تجدیدنظرخواسته فقط اصلی به شماره 00306 مورخ 1393/3/18 شعبه 124 محترم دادگاه عمومی حقوقی تهران که بر صدور حکم به محکومیت تجدیدنظرخواه به پرداخت خسارت تأخیر تأدیه هریک از محکوم به موضوع دادنامه های شماره های 910001 و 443 شعبه 20 دادگاه عمومی کرج به ترتیب به مبالغ 1693168820 ریال و 49708820 ریال از تاریخ 1383/3/23 لغایت روز وصول محکوم به (1392/2/11 و 1388/7/1) طبق نرخ اعلامی از سوی بانک مرکزی و در حق تجدیدنظر خوانده اشعار داشته مآلاً وارد و موجه بوده و دادنامه در وضعیت اصداری قابلیت و استعداد تأیید و استواری را نداشته و به علت مباینت با موازین و مقررات قانونی و محتویات و مستندات پرونده، مستلزم نقض می باشد زیرا اولاً: در طرح و اقامه دعوی بدوی موضوع دادخواست مورخ 1392/12/20 خواهان ساده ترین اصول و موازین آمره مقرره قانونیه را مورد رعایت قرار نداده و بدون تعیین خواسته به طور منجز و مشخص صرفاً خواستار مطالبه خسارت تأخیر تأدیه گردیده و بدون آنکه به طور معین و مشخص حد ادنا و حد اعلاء (تاریخ آغازین و تاریخ پایانی) خواسته را مشخص و معین داشته باشد و همچنین بدون تعیین ارزش و میزان دقیق خواسته و علیرغم آنکه بر اساس ادعاء و تعیین قبلی تغییر شاخص سالانه و توسط بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران و حداقل تا پایان سال 1392 به سهولت و راحتی خواسته قابل تقویم بوده و خواهان با تغافل از مراتب یاد شده و تقویم بلادلیل خواسته به میزان 51/000/000 ریال ضمن عدم پرداخت و استیفاء حقوق عمومی از حیث ایداع هزینه دادرسی واقعی و صحیح و مطابق با خواسته از نوعی دادرسی شبه مجانی انتفاع حاصل نموده که هیچیک مطابق با موازین و مقررات قانونی نبوده و در رسیدگی ماضی نیز به کلی مورد توجه و ممیزی واقع نگردیده فلذا دعوی یاد شده از ابتداء فاقد موقعیت قانونی و در وضعیت غیر قابل استماعی قرار داشته، ثانیاً: با توجه به نامعلوم بودن تاریخ آغازین و تاریخ پایانی خواسته که در ستون مربوط به تعرفه خواسته و در دادخواست مرقوم کاملاً نامشخص و نامعلوم بوده و در متن دادخواست به تاریخی غیرمرتبط مبتنی بر 1367/12/16 لغایت 1383/3/23 استناد گردیده و در تنها جلسه رسیدگی 1393/3/11 نیز هیچگونه توضیحی پیرامون تعیین دقیق و منجز خواسته به عمل نیامده و عیناً مراتب، عطف به دادخواست گردیده علیرغم آن معلوم و مشخص نمی باشد در دادنامه معترض عنه که با تأخیر از تشکیل جلسه و اعلام ختم رسیدگی (به عوض دادرسی) در تاریخ 1393/3/18 مقید به شماره و تاریخ مربوطه گردیده چگونه تاریخ آغازین و پایانی خواسته را به ترتیب 1383/3/23 لغایت 1388/7/1 و 1392/2/11 تعیین و اعلام نموده که این بخش از دادنامه نیز مطابق موازین و مقررات قانونی اصدار نیافته و استعداد تأیید و استواری را دارا نبوده ثالثاً صرفنظر از مباحث بسیار دقیق ماهوی که به کلی در رسیدگی ماضی بلاتوجه مانده و با توجه به آنکه لایحه تقدیمی از سوی خواهان وارده به شماره 1393/3/11-617 به هیچ وجه رافع نقیصه مارالبیان نبوده قید طبق نرخ اعلامی از سوی بانک مرکزی و در دادنامه مرقوم نامفهوم بوده، بناءًعلیهذا و با عنایت به مراتب معنونه مبینه مارالذکر، دادگاه با قبول و پذیرش تجدیدنظرخواهی مطروحه مستنداً به ماده 358 قانون آئین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی و رعایت ماده 356 ناظر به مواد 2، 3 و بندهای 7، 8 و 9 ذیل ماده 84 و ماده 89 قانون آیین دادرسی مدنی ضمن نقض دادنامه تجدیدنظرخواسته (فقط دادنامه اصلی)، در نتیجه قرار رد (عدم استماع) دعوی خواهان بدوی و در همان محدوده را صادر و اعلام می دارد.
رأی دادگاه
قطعی است. رئیس و مستشار شعبه 25 دادگاه تجدیدنظر استان تهران طاهری - موحدی