متن رأی
مقصود از حجر صغر یا نقص عقل و یا اختلال نسبی و تام مشاعر شخص است بروز و زوال آن حسب اسباب مربوطه مقتضی حجر است نتیجه از امور حادث و غیرقابل پیشبینی است ظهور و زوال آن نافی بروز بعدی آن که از حالات نفسانی و قوای مدرکه انسان است نمی باشد فرجام خواهان پس از صدور دادنامه های قبلی در پرونده مورد استناد دادگاه بعداً درخواست حجر مورث خود را مطرح کرده اند و آن به استناد بعضی مستندات سابق پزشکی و ادعای تشدید وضعیت بیماری و بستری شدن مرحوم م. ی.
در بیمارستان و یک برگ استشهادیه و حیف و میل اموال او توسط دیگران است و آن به معنی بروز حالات جدید بیماری و تشدید آن است که ادعا شد نامبرده محجور است لذا اقتضای مورد رسیدگی به وضع جدید حاصله بوده است و با توجه به طبیعت موضوع و خواسته مطروحه اعمال قاعده امر محکوم به در قضیه مطروحه و نقض رأی صادره و رد دعوی موجه و قانونی نبوده است و رأی منطبق با قوانین موضوعه نیست علی هذا اعتراضات فرجام خواهان از این حیث موجه و قانونی است مستنداً به بند 2 ماده 371 و ماده 396 قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه فرجام خواسته نقض و رسیدگی بعدی وفق بند الف ماده 401 قانون مرقوم به دادگاه صادر کننده رأی تفویض می گردد. رئیس شعبه 3 دیوانعالی کشور- مستشار غفارپور - شاملو