یک قاضی1GHAZI.PRO
@Yek_Ghazii
خانه / آرای قضایی
آرای قضایی

نمونه رای با موضوع: صدور حکم طلاق به لحاظ عسروحرج و ترک زندگی مشترک به مدت 6 سال و اختیار نمودن همسر دوم

🗓 1405/05/16⚖️ یک قاضی
حوزه رأیخانواده
مرحله رسیدگیتجدیدنظر
تاریخ رأی1405/05/16
شماره دادنامه1486
شماره پروندهثبت نشده
📄

متن رأی

در تاریخ 6/8/92 خانم ر. الف. به طرفیت همسرش آقای ر. ن.

دادخواستی به خواسته صدور حکم طلاق به لحاظ عسروحرج و ترک زندگی مشترک به مدت 6 سال و اختیار نمودن همسر دوم تقدیم نموده که در شعبه اول دادگاه حقوقی شهرستان سلماس ثبت و مورد رسیدگی قرار می گیرد در جلسه اول دادرسی به تاریخ 26/8/92خوانده حضور نیافته و لایحه ای تقدیم ننموده ولی زوجه خواهان حضور یافته و اظهار داشت خواسته به شرح دادخواست تقدیمی است شوهرم مدت شش سال مرا در خانه پدرم بلاتکلیف رها نموده و تاکنون دیناری از بابت نفقه پرداخت نکرده و بدون دلیل مرا رها ساخته است و بدون اجازه من ازدواج کرده است چون ایشان برخلاف بندهای 1 و 8 و 12 شرأیط ضمن عقد اقدام کرده و مرتکب نقض بندهای مذکور گردیده است و در این راستا دارأی شهودی هستم اگر لازم باشد حاضر و معرفی می نمایم و با زن دیگری ازدواج نموده و دارأی فرزند مشترک از آن زن می باشد لذا صدور حکم طلاق و اجبار خوانده به طلاق در قبال بذل تمام مهریه و حق و حقوقم مورد استدعاست در ضمن فاقد اولاد مشترک می باشیم سپس دادگاه قرار ارجاع امر به داوری صادر و دستور داده که مراتب ازدواج مجدد خوانده و هویت فرزند وی از اداره ثبت احوال استعلام شود در پاسخ واصله از اداره ثبت احوال سلماس به شرح برگ 20 پرونده اعلام شده که خانم الف.

ر همسر آقای ر. ن. بوده و واقعه ازدواج فی مابین آنان در تاریخ 6/11/90 به شماره 29145 دفترخانه شماره یک ارومیه به ثبت رسیده و دارأی یک فرزند مشترک هم می باشند و داوران منتخب زوجین هر یک نظریه کتبی خود دال بر عدم سازش طرفین را تقدیم داشته اند و هر یک ادامه زندگی مشترک بین طرفین را با توجه به اختلاف عمیق بین آنان غیرمقدور اعلام نموده اند سپس دادگاه زوجین را جهت انجام مشاوره به اداره بهزیستی سلماس معرفی نموده و مرکز مشاوره گ.

تحت نظارت سازمان بهزیستی به شرح برگ 31 پرونده به لحاظ عدم حضور زوج در جلسات مشاوره نتیجه امر را منفی اعلام داشته است در جلسه بعدی دادرسی به تاریخ 30/9/92 خوانده حاضر نشده ولی خواهان حضور یافته و با تکرار همان مطالب مطروحه در جلسه قبلی سه نفر گواه معرفی نموده که در اوراق 37 و 38 و 39 پرونده از گواهان تعرفه شده استماع گواهی به عمل آمده و گواهان به اتفاق گواهی داده اند که خوانده در پی اعتراض خواهان نسبت به کتمان بیماری اش زوجه را به خانه پدرش فرستاده و حدود 6 سال است که زوجه در خانه پدرش به سر می برد و زوج ازدواج مجدد هم نموده است سرانجام دادگاه با اعلام ختم رسیدگی به موجب دادنامه غیابی شماره 1227 ـ 3/10/92 پس از ذکر مقدمه ای از چگونگی اقامه دعوی با استدلال اینکه مساعی دادگاه و تلاش داوران در اصلاح ذات البین مؤثر واقع نشده و داوران به جدایی طرفین که به مصلحت آنان بوده اشاره داشته اند و کارشناس بهزیستی ضمن عدم توفیق در ایجاد صلح به نابسامانی ادامه زندگی در وضعیت موجود اشاره داشته و گواهان تعرفه شده از طرف خواهان متفقاً به ترک زندگی 6 ساله و زندگی خواهان با پدر خود و هزینه وی به طور قاطع و جازم شهادت داده اند و اینکه حسب پاسخ استعلام واصله از اداره ثبت احوال خوانده با زن دیگری به نام الف.

ر. ازدواج نموده و دارأی فرزند مشترکی به نام گ. می باشند و همچنین خوانده علی‬رغم ابلاغ و اطلاع از جریان رسیدگی و مستندات دعوی حاضر نشده و لایحه ای ارسال ننموده و در نتیجه کل دعوی را مصون از اعتراض گذاشته است بنابرأین و به جهات مذکور تداوم وضعیت موجود برأی زوجه غیرقابل‬تحمل و با مشقت همراه بوده لذا با احراز عسروحرج خواهان دعوی مطروحه را ثابت و موجه تشخیص و به استناد مواد قانونی منعکس در رأی حکم بر الزام و اجبار خوانده به طلاق زوجه در یکی از دفاتررسمی ثبت طلاق صادر تا زوجه با توجه به وکالت بلاعزل با حق توکیل به غیر پس از انتخاب نوع طلاق خود را مطلقه نماید در ضمن در صورت امتناع زوج از اجرأی صیغه طلاق و عدم عذر موجه نمایندگی جهت اجرأی صیغه طلاق به سردفتر تفویض می نماید مدت اعتبار حکم طلاق شش ماه از تاریخ ابلاغ رأی فرجامی می باشد و در مورد حق و حقوق به لحاظ بذل آن تکلیفی متوجه دادگاه نمی باشد. پس از ابلاغ رأی صادره زوج به توسط وکیل خود آقای م. د.

نسبت به آن تجدیدنظرخواهی نموده که پس از طی تشریفات قانونی شعبه هفدهم دادگاه تجدیدنظر استان آذربایجان غربی به موضوع رسیدگی و طی دادنامه شماره 1486 ـ 92 مورخ 25/12/92 با استدلال اینکه وجود پرونده های متعدد فی مابین طرفین حاکی از آن است که اختلافات زوجین به صورت حاد و از طریق محاکم از سال 86 شروع شده و این موضوع در تجدیدنظرخواهی وکیل تجدیدنظرخواه با ارائه دادنامه های متعدد واضح و روشن است و جریان پرونده حاضر و تشکیل پرونده های متعدد حکایت از اختلاف و عدم تفاهم زوجین دارد و زوجین در حال حاضر شش سال است که جدا از همدیگر زندگی می کنند و زوجه هم تمام مهریه و سایر حقوق خویش را بذل نموده که نشان از استیصال مشارالیها دارد و ادامه وضع موجود یقیناً از موجبات عسروحرج برأی زوجه می باشد لذا تجدیدنظرخواهی را غیرموجه تشخیص و ضمن رد آن دادنامه تجدیدنظرخواسته را تأیید نموده است.

دادنامه اخیرالذکر در تاریخ 6/2/93 به وکیل زوج ابلاغ شد و نامبرده در تاریخ 25/2/93 با تقدیم دادخواست و لایحه فرجامی نسبت به آن فرجام‌خواهی نموده که پس از تبادل لوایح و وصول پرونده به دیوان‬عالی کشور جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع گردیده است لوایح طرفین به هنگام شور قرائت می گردد.

📄 این مطلب گردآوری و در «یک قاضی» بازنشر شده است.مشاهدهٔ منبعِ اصلی ↗
این مطلب را در تلگرام دنبال کنید
کانال @Yek_Ghazii — انتشارِ لحظه‌ایِ مطالب حقوقی
عضویت
این مطلب را در توییتر (ایکس) دنبال کنید
ما را در ایکس دنبال کنید — انتشارِ لحظه‌ایِ مطالب حقوقی
دنبال کنید