خلاصه جریان پرونده
تجدیدنظرخواهی مطروحه از ناحیه 1- خانم پ. الف. 2- آقای الف. ک. به وکالت از تجدیدنظر خواه شرکت مهندسی پ. (که هیچ مشخصه رسمی دیگری از آن اعلام نشده) به طرفیت تجدیدنظر خوانده شرکت لیزینگ م. (که ایضاً نیز هیچ مشخصه رسمی و شناسه دیگری از آن اعلام نگردیده) و با وکالت آقایان 1- م. ص. و 2- س. ش.
و نسبت به دادنامه تجدیدنظر خواسته به شماره 00308 مورخ 93/4/14 شعبه 89 محترم دادگاه عمومی حقوقی تهران که بر صدور حکم به بطلان دعوی بدوی تجدیدنظر خواه به خواسته اعلام بطلان قرارداد شماره 6002 مورخ 90/8/10 13 و صورت جلسه تحویل کالا منضم به قرارداد مذکور و با احتساب خسارات دادرسی اشعار داشته مآلاً و صرفاً از حیث عمومی، شکلی و کلی وارد و موجه بوده و دادنامه در وضعیت اصداری قابلیت و استعداد تأیید و استواری را نداشته و به علت مباینت با موازین و مقررات قانونی و محتویات و مستندات پرونده، مستلزم نقض می باشد زیرا: اولاً: خواسته ابرازی در دادخواست 91/8/27 عبارت است از " اعلام بطلان" قرارداد ذی ربط و نیز صورت جلسه تحویل ظاهراً کالا منضم به قرارداد مربوطه و غیره که علیرغم نقیصه و نارسائی مندرج درخواسته های معنونه و به همان ترتیب لحوق اتخاذ تصمیم و اصداری رأی طی دادنامه معترض عنه واقع شده و این در حالی است که مطابق موازین و مقررات موضوعه و آموزه های متکی بر رویه قاطع قضایی در سطح مراجع عالی و دکترین مؤثر حقوقی مراجع قضایی عموماً و شعبه 89 دادگاه محترم عمومی حقوقی تهران و به عنوان مرجع مرجوعالیه در رسیدگی به دعوی بدوی خصوصاً مرجع " اعلام بطلان" فرأیندی و در مانحن فیه اعلام بطلان قرارداد و صورت جلسه موصوف نخواهند بود چه اینکه از حیث ادبی " بطلان" بر وزن " فعلان" مراتب جوشش فساد از درون امری را شامل شد که اعلام آن صرفاً از سوی فرد یا طرف ذینفع ممکن و میسر بوده و با وصف مذکور مراجع قضایی نه تنها امکان اعلام آن و به علت ذینفع نبودن و ذی سمت قرار نداشتن در موضوع را نداشته بلکه همچنین با تکلیفی در آن خصوص مواجه نمی باشند که این مهم در طرح و اقامه دعوی بدوی موضوع دادخواست تقدیمی مورخ 27/8/91 مورد رعایت واقع نگردیده و علیرغم نارسائی ایراد و منقصت شکلی مارالذکر و بدون ممیزی شایسته و به همان ترتیب خواسته لحوق حکم ماهیتی واقع شده که مطابق موازین و مقررات موضوعه نمی باشد ثانیاً ازآنجاکه ازنظر شکلی خواسته دعوی مطروحه از ابتدا فاقد موقعیت قانونی و به همین دلیل در وضعیت غیرقابل استماعی قرار داشته و عدم پذیرش آن مستلزم اتخاذ تصمیم غری ماهوی و شکلی سلبی پیرامون موضوع بوده زیرا همچنان که تبیین و تشریح گردید مرجع محترم رسیدگی نخستین مرجع " اعلام بطلان" قرارداد مرقوم و صورت جلسه تحویل منضم به آن نمی باشد و خواسته در وضعیت مبینه قابلیت استماع را دارا نبوده ثالثاً به نظر می رسد از درجه اعتبار ساقط دانستن قرارداد صدر الذکر و نیز صورت جلسه تحویل کالا منضم به آن دوام کاملاً متفرع و متفاوت می باشند که بطلان هریک از آن ها مستلزم ادله اختصاصی خود بوده و در طرح و اقامه دعوی بدوی و اصولاً بدون تفکیک ادله هریک و به طورکلی و غیراختصاصی نسبت به آن ها مراتب ادعا مطرح و موردتوجه و مداقه واقع نگردیده، بناء علی هذا و با عنایت به مراتب معنونه مبینه مارالذکر، دادگاه با قبول و پذیرش صرفاً عمومی، شکلی و کلی تجدیدنظرخواهی مطروحه مستنداً به ماده 358 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی و رعایت ماده 356 ناظر به مواد 2، 3 و بندهای 7، 8 ذیل ماده 84 و ماده 89 قانون پیش گفته ضمن نقض دادنامه تجدیدنظر خواسته، در نتیجه قرار ردّ (عدم استماع) دعوی خواهان بدوی را صادر و اعلام می دارد.
رأی دادگاه
قطعی است. رئیس شعبه 25 دادگاه تجدیدنظر استان تهران ـ دادگاه مستشار دادگاه طاهری ـ موحدی