خلاصه جریان پرونده
تجدیدنظرخواهی مطروحه از ناحیه 1- آقای ف. ح. و 2- خانم ر. الف. به وکالت از تجدیدنظر خواه آقای ع. و. به طرفیت تجدیدنظر خوانده ق. با وکالت آقای ر. ع.
و نسبت به دادنامه تجدیدنظر خواسته به شماره00989 مورخ92/12/17 13 شعبه206 محترم دادگاه عمومی حقوقی تهران که به صدور حکم بر اعلام فسخ قرارداد شماره ه/200/645 مورخ 86/7/7 13 و به علت تخلف قراردادی تجدیدنظر خواه از مفاد قرارداد یادشده اشعار داشته صرفاً از حیث شکلی و عمومی مآلاً وارد و موجه بوده و دادنامه در وضعیت اصداری قابلیت و استعداد تأیید و استواری را نداشته و به علت مباینت با موازین و مقررات قانونی و محتویات و مستندات پرونده، مستلزم نقض می باشد زیرا: مطابق مفاد صریح دادخواست مورخ 92/10/3 حاوی دعوی بدوی تجدیدنظر خوانده و نیز مفاد صورت جلسه رسیدگی مورخ 92/12/4 13 خواسته خواهان بدوی به طور صریح و بلاشبهه و بلا شائبه صرفاً صدور حکم مبنی بر " تأیید فسخ قرارداد (اعلان نفوذ و صحت ایقاع- عمل حقوقی فسخ) قرارداد شماره ه/200/645 مورخ 86/7/7/" تعرفه و اعلام گردیده و بر همان اساس در سطر دوم دادنامه معترض عنه خواسته خواهان یادشده عیناً تقاضای صدور حکم برتأیید فسخ قرارداد- اعلان نفوذ و صحت ابقاع - عمل حقوقی فسخ) قرارداد شماره ه/200/645 مورخ 1386/07/07 تعرفه و اعلام گردیده و بر همان اساس در سطر دوم دادنامه معترض عنه خواسته خواهان یادشده اعلام و درج شده لیکن بدون توجه به موضوع خواسته و با تغافل از موضوع آن در بخش پایانی رأی صادره مبادرت به صدور حکم در غیر موضوع خواسته نموده و به جای اتخاذ تصمیم نسبت به خواسته مبادرت به صدور حکم بر " اعلام فسخ قرارداد" صدر الذکر نموده و این در حالی است که فسخ از حقوق ذی الفسخ و دارنده حق فسخ محسوب می گردد که با اعمال به موقع آن و از طرق ممکن و متعارف و به عنوان ابقاع (عمل حقوقی یک طرفه) صرفاً و درنهایت امکان تقاضای تأیید و تنفیذ آن را از مرجع صالحه قضایی مربوطه خواهد داشت لیکن در مانحن فیه مرجع رسیدگی بدوی علیرغم درج خواسته خواهان در سطور اولیه رأی صادره در پایان و بدون توجه به موضوع خواسته و خارج از آن مبادرت به صدور حکم بر اعلام فسخ قرارداد سابق الوصف می نماید و به عبارتی به جای خواهان و ذی الفسخ (علیرغم آنکه خواهان قبلاً مبادرت به اعمال حق فسخ خود داشته) به نحو عجیب و غیرقابل توجیه ی مبادرت به صدور حکم بر اعلام فسخ قرارداد مرقوم نموده که با توجه به صدور رأی در غیر موضوع قانونی و در غیر موضوع خواسته و با توجه به آثار متفاوت میان دو فرآیند " اعلام فسخ قرارداد" و " تأیید فسخ قرارداد - اعلام نفوذ و صحت ابقاع و عمل حقوقی فسخ" دادنامه تجدیدنظر خواسته قابلیت تأیید و استواری را دارا نبوده بناء علی هذا و با عنایت به مراتب معنونه مبینه مارالذکر، دادگاه صرفاً با قبول و پذیرش شکلی و عمومی تجدیدنظرخواهی مطروحه و با اتخاذ وحدت از ملاک و مفهوم و منطوق ماده 358 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی و رعایت ماده 356 ناظر به بند3 ذیل ماده296 و ماده 349 قانون پیش گفته ضمن نقض دادنامه تجدیدنظر خواسته، در نتیجه رسیدگی دقیق و صحیح ماهوی نسبت به دعوی بدوی خواهان و صرفاً در محدوده خواسته ابرازی و به ویژه توجه به مفاد لایحه تجدیدنظرخواهی و ضمائم آن و پاسخ ابرازی نسبت به آن را توسط مرجع محترم بدوی مقرر داشته و بدین منظور پرونده امر عیناً به مرجع یادشده اعاده می گردد.
رأی دادگاه
قطعی است. رئیس شعبه 25 دادگاه تجدیدنظر استان تهران ـ مستشار دادگاه طاهری ـ موحدی