متن رأی
در خصوص دادخواست تقدیمی خواهان آقای س. الف. ت. به طرفیت خواندگان 1- خانم ق. چ. ح. 2 - م. م. و خوانده ردیف اول با وکالت آقای ع. ن. به خواسته اعاده دادرسی نسبت به دادنامه 9109970200101433 مورخ 1391/10/11 درپرونده کلاسهّ 9109980200101310 صادره از شعبه 231، دادگاه با توجه به اوراق و محتویات پرونده و خواسته و دعوای خواهان را وارد دانسته است. چرا که اولآ خواسته خواهان فرعی تجدید رسیدگی به یکی از علل مندرج در ماده 426 از قانون آئین دادرسی مدنی بوده و اینکه دادنامه تصدید یافته متضمن اشتباه به جهت یکی از اسباب مصرحه در ماده قانونی مذکور باشد. بدین جهت در دادنامه معترض عنه، مبایعه نامه استنادی خواهان موجود نبوده و صرفآ بر مبنای وکالت نامه و به لحاظ اینکه عقد وکالت جایز بوده، تصدید گردیده است. ثانیآ به موجب واگذارنامه مورخ 1389/7/25 و مبایع نامه مورخ 1389/6/2، خوانده ردیف دوم ( م. م. ) و دیگر برادر و خواهران هرکدام حصه خویش را به خواهان واگذار و تسلیم نموده اند که مدرکیه مذکور ممضی به امضای طرفین و نیز خوانده ردیف اول ( ش. الف. ق. چ. ح.
) می باشد لذا به عنوان یک سند قابلیت استناد داشته و کاشف از آن است که مدلول و مفاد سند مذکور مستند به فعل و تصدیق امضاء کننده بوده و بر طبق اراده طرفین و در نهایت عقل و اختیار با استعانت از افاضات استحصال شده از ایه امریه شریفه اوفو باالعقودو به سایر مصرحات و مرجحات قانونی در باب بیع و با ایجاب و قبول شرعی بین طرفین منعقد گردیده لذا اصل بر صحت و لزوم عقد مذکور بوده و نه فقط متعاملین را به اجرأی آنچه که درآن تصریح شده، ملزم می نماید بلکه به کلیه آثار و نتایجی که به موجب عرف و عادت و یا از قانون حاصل می شود ملزم می نماید مضافآ متعارف بودن امری درعرف و عادت به طوریکه عقد بودن تصریح نیز منصرف به آن شود به منزله ذکر عقد است ثالثآ: مورد لحاظ قرار ندادن اسناد عادی و یا به عبارتی، ترتیب اثر ندادن به اسناد عادی به عنوان مستند نوعی اجتهاد در مقابل نص صریح قانون می باشد چرا که در قوانین مختلف از جمله قانون مدنی و قانون روابط موجر و مستاجر و قانون امورحسبی و قانون ثبت به صراحت اسناد عادی مورد توجه قرارگرفته است.
رابعآ: نکته قابل توجه آنکه خوانده ردیف اول خود از وجود چنین معامله ای مطلع بوده به طوریکه مشارالیه نیز آن را امضاء نموده است. و اینکه وکالت ملک موصوف نیز به نام خواهان تنظیم گردیده است. لذا مبایعه نامه و واگذارنامه و وکالت نامه مادام که دلیل بر بی اعتباری آنها اقامه نشود کماکان به عنوان دلیل جهت است. خامسآ: انتقال ملک به خواهان مقدم برتوقیف ملک به توسط خوانده ردیف دوم می باشد. و سادسآ: اقرار صریح و کاشف از واقع خوانده ردیف دوم مبنی بر پذیرش خواسته و ادعای خواهان که مؤدای ادعای مدعیست و اینکه خوانده ردیف اول دلیل و مدرک محکمه پسندی که حکایت از بی اعتباری ادعای خواهان باشد اقامه ننموده است. مع الوصف با عنایت به دلیل معنونه فوق الذکر و مستندً به مواد 198 و 426 (بند 7 ) از قانون آئین دادرسی مدنی و مواد 1257 و 1258 از قانون مدنی ضمن نقض دادنامه معترض عنه، حکم به رفع توقیف از ملک مبحوث عنه (ملک توقیف شده ) صادر و اعلام می گردد. رأی صادره حضوری و پس از ابلاغ ظرف مهلت 20 روز قابل تجدیدنظر دریکی از محاکم محترم تجدیدنظراستان تهران می باشد.
دادرس شعبه 231 مجتمع قضایی خانواده یک تهران - محمود تیمورنژاد