خلاصه جریان پرونده
تجدیدنظرخواهی های مطروحه از ناحیه الف) تجدیدنظرخواه آقای گ. ن. به طرفیت تجدیدنظر خوانده آقای ر. م. با وکالت آقای م. ک. و نیز از ناحیه ب) آقای م. ک. به وکالت از تجدیدنظرخواه مربوطه آقای ر. م. به طرفیت آقای گ. ن. و هر یک نسبت به بخشی از دادنامه تجدیدنظر خواسته به شماره 01326 مورخ 9/12/92 شعبه 19 محترم دادگاه عمومی حقوقی تهران که به ترتیب بر الف) صدور حکم به محکومیت آقای گ. ن. به پرداخت مبلغ 500/788/82 ریال به عنوان بخشی از خواسته و با احتساب کلیه خسارات دادرسی و کلاً له و در حق خواهان بدوی (ر. م. ) و ب) نسبت به مازاد از مبلغ مذکور تا میزان کل خواسته به مبلغ 000/000/160 ریال به صدور حکم بر بطلان دعوی بدوی خواهان (ر. م.
) و نیز مطالبه خسارت تأخیر تأدیه به علت نامشخص بودن مانده طلب و تعیین آن با نظر کارشناس و از آنجا که خسارت تأخیر تأدیه به دین مشخص که مورد مطالبه قرارگرفته باشد تعلق می گیرد اشعار داشته مآلاً وارد و موجه بوده و دادنامه در وضعیت اصداری قابلیت و استعداد تأیید و استواری را نداشته و به علت مباینت با موازین و مقررات قانونی و محتویات و مستندات پرونده، مستلزم نقض می باشد زیرا پس از نقض دادنامه سابق الصدور به شماره 00069 مورخ 3/2/92 مرجع بدوی و طی دادنامه قطعی به شماره 00742 مورخ 30/5/92 این دادگاه و ارسال پرونده به منظور رسیدگی ماهوی پیرامون آن بخش از دعوی بدوی مطروحه و به طرفیت خوانده ردیف اول (گ. ن.
) که مشمول قرار رد واقع گردیده ملاحظه می شود مرجع رسیدگی نخستین با تغافل از ساده ترین مقررات آمره و لازم الاتباع قانونیه و شکلی و بدون هرگونه رسیدگی شایسته ماهیتی نسبت به دعوی مرقوم که در مرحله رسیدگی ماضی با رأی سلبی شکلی (قرار) مورد عدم قبول و عدم پذیرش واقع شده و اصولاً مشمول رسیدگی ماهیتی واقع نشده و بدون رعایت مقررات قانونی موضوع مواد 64، 66، 67، 81، 93، 94، 95، 96، 97، 98، 99، 104 و 295 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی و بدون آنکه وقت رسیدگی یا حتی نظارت (احتیاطی) برأی تاریخ 1/12/92 تعیین شده باشد مرجع یادشده در تاریخ 1/12/92 و با قید " در وقت مقرر " پرونده را تحت نظر قرار داده و حتی بدون تشکیل جلسه رسمی رسیدگی اعم از مقرر یا فوق العاده و نیز غفلت از مراتب مرقوم ختم رسیدگی را به عوض دادرسی اعلام و مبادرت به صدور دادنامه تجدیدنظر خواسته نموده که به علت نقیصه نارسایی و عدم رسیدگی صحیح قانونی و ماهوی مورد اعتراض هردو طرف صحابه باقی مانده دعوی واقع شده و اتفاقاً آقای ک. به عنوان وکیل آقای ن.
در لایحه اعترضیه مربوطه موکداً و مکرراً عدم رعایت تشریفات آمره قانونی و عدم رسیدگی ماهوی نسبت به دعوی مرقوم را اعلام و اظهار داشته و به همین جهت رأی صادره را واجد آثار قانونی در بخش معترض عنه مربوطه ندانسته بناء علی هذا و با عنایت به مراتب معنونه مارالذکر و ازآنجا که پس از نقض دادنامه تجدیدنظر خواسته سابق الصدور از ناحیه مرجع بدوی و در بخش ذیربط که مستلزم رسیدگی شایسته ماهوی بوده چنین رسیدگی رأی به عمل نیامده و رأی موضوع دادنامه تجدیدنظر خواسته و در هر دو بخش به همین واسطه واجد آثار قانونی نبوده و به عنوان رأی شایسته قانونی واجد ارزش قانونی نمی باشد به ویژه آنکه در بخش عدم پذیرش موضوع خواسته راجع به مطالبه خسارت تأخیر تأدیه جملات و عباراتی تدوین شده که به هیچ وجه مفهوم و قابل تجزیه و تحلیل نبوده و قابلیت انطباق با مقررات قانونی را نداشته لهذا دادگاه به انگیزه بلااثر و کان لم یکن بودن دادنامه تجدیدنظر خواسته و عدم امکان شناسایی آن به عنوان رأی شایسته قانونی که مبتنی بر رسیدگی ممیزی و ارزیابی ماهوی و به عنوان رأی (حکم) قاطع دعوا قابل شناسایی باشد لهذا با قبول و پذیرش صرفاً عمومی و شکلی تجدیدنظرخواهی های تجدیدنظر خواهان های یادشده و با اتخاذ وحدت از ملاک و منطوق و مفهوم ماده 358 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی و رعایت مواد 64، 66، 67، 81، 93، 94، 95، 96، 97، 98، 99، 104 و 295 قانون پیش گفته ضمن اعلام بلااثر بودن دادنامه تجدیدنظر خواسته و در هردو بخش مربوطه و نیز اعلام کان لم یکن گردیدن آن در نتیجه و لاجرم با نقض دادنامه مرقوم رسیدگی دقیق و صحیح ماهوی نسبت به دعوی بدوی خواهان و در بخش مفتوحه به طرفیت خوانده آقای گ.
ن. و توسط مرجع محترم بدوی و توأم با صبر و حوصله و اعمال کلیه ضوابط آمره قانونی را مقرر داشته و بدین منظور پرونده امر عیناً مرجع یادشده اعاده می گردد.
رأی دادگاه
قطعی است. رییس شعبه 25 دادگاه تجدیدنظر استان تهران ـ مستشار دادگاه طاهری ـ موحدی