خلاصه جریان پرونده
تجدیدنظرخواهی مطروحه از ناحیه تجدیدنظرخواه خانم ف. ه. به طرفیت تجدیدنظر خوانده آقای ز. ف. و نسبت به دادنامه تجدیدنظر خواسته به شماره 00404 مورخ 21/5/92 شعبه 86 محترم دادگاه عمومی حقوقی تهران که بر صدور حکم به محکومیت تجدیدنظرخواه به پرداخت مبلغ چهارصد میلیون ریال (معادل چهل میلیون تومان) و بابت خسارت وارده به خودرو تجدیدنظرخواه از تنوع سواری آ-یو-دی با شماره گذر موقت 5531 در اثر تعمیرات ناصحیح خودرو مذکور و ناشی از اشتباه در عملکرد تعمیرکار مربوطه که تحت مدیریت تجدیدنظرخواه در مرکز تخصصی خودرو تعمیرگاه ف.
اشتغال به کار داشته و به عنوان اصل خواسته و با احتساب خسارات دادرسی اعم از هزینه دادرسی و کارشناسی اشعار داشته با هیچ یک از شقوق مقررات قانونی موضوع ماده 348 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی مطابقتی نداشته و مشروح لایحه تجدیدنظرخواهی نیز متضمن جهت یا جهات قانونی نقض نبوده و مفاد آنکه فاقد تقید به هرگونه ادله شرعیه یا قانونیه است مؤثر در مقام نقض نمی باشد همچنین بر نحوه رسیدگی مرجع محترم نخستین و استدلال و استنباط قضایی مربوطه خدشه و منقصتی وارد نیست و دادنامه مطابق موازین و مقررات قانونی و محتویات و مستندات پرونده اصدار یافته و درمجموع دلیل شرعی یا قانونی بر نقض آن تقدیم و ارائه نگردیده زیرا: اولاً تجدیدنظرخواه با تغافل از مقررات قانونی موضوع ماده 348 قانون پیش گفته، دعوی مربوطه خویش را مقید به هیچ یک از جهت یا جهات قانونی نقض ننموده و نه تنها در دادخواست حاوی دعوی مارالبیان، همچنین در لایحه اعتراضیه نیز مراتب دعوی مطروحه را مقید به جهات قانونی اعتراض نداشته و به صرف ابراز ادعای بلاجهت و بلادلیل و صرف انتفاع و استفاده از ظرفیت تجدیدنظرخواهی بسنده و اکتفا نموده که به ترتیب مبینه دعوی مرقوم فاقد موقعیت قانونی گردیده و صرف نظر از آن، ثانیاً: مشارالیها درمجموع اظهارات ابرازی مدعی است که صرفاً کارمند تعمیرگاه مذکور بوده و چون جواز کسب بنام مالک تعمیرگاه (آقای م.
م. ) و تعمیرگاه در اجاره فردی بنام خانم پ. ج. بوده لذا مسئولیتی در جبران خسارت وارده به خودرو یادشده نداشته و این در حالی است که در طول دوره رسیدگی ماضی و حاضر هیچ گونه مستندی از حیث آنکه به عنوان کارگر در تعمیرگاه یادشده مبادرت به انجام وظیفه نموده تقدیم و ارائه نداشته و ارائه برخی لیست های بیمه راجع به کارگران آن مرکز که اثری از هویت وی در آن ها وجود نداشته و قید نام کارفرما با هویت خانم پ. ج. تأثیری در موضوع نداشته زیرا چه بسا مالکیت تعمیرگاه یادشده و حتی جواز کسب آن متعلق به فردی بوده (در مانحن فیه خانم ج. ) لیکن مدیریت آن مرکز با فرد ذیربط مستقیم و مربوطه که از آن انتفاع حاصل نموده (در مانحن فیه خانم ف. ه. ) قرار داشته باشد و خانم ه. نه تنها دلیلی بر در استخدام قرار داشتن تعمیرگاه یادشده تقدیم نداشته بلکه علیرغم تذکرات این دادگاه نیز عاجز از ارائه مستندی در آن خصوص بوده و اظهار مذکور در حد ادعایی بلادلیل بیش نبوده و بهانه بازنشسته فرهنگی بودن نیز دلیلی بر اثبات ادعای مرقوم نمی باشد.
ثالثاً دادنامه تجدیدنظر خواسته به اتکا نظریات کارشناسی به ویژه هیئت سه نفره کارشناسی که مطابق بررسی معموله مدیرت تعمیرگاه یادشده را خانم ه. اعلام داشته اصدار یافته که دلیلی شرعی یا قانونی در عدم پذیرش آن اعلام نشده و مفاد و مودای آن با اوضاع واحوال مسلم قضیه مباینتی نداشته و در سطر پایانی لایحه تجدیدنظر فقط تعیین میزان خسارت وارده را قابل اعتراض اعلام داشته بناء علی هذا و با عنایت به مراتب معنونه مارالذکر، دادگاه تجدیدنظرخواهی ابرازی بلاجهت و بلادلیل مطروحه وارد و موجه ندانسته و مستنداً به ماده 358 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی ضمن ردّ تجدیدنظرخواهی مطروحه، درنتیجه دادنامه معترض عنه تجدیدنظر خواسته را تأیید و استوار می نماید.
رأی دادگاه
قطعی است. رییس شعبه 25 دادگاه تجدیدنظر استان تهران ـ مستشار دادگاه طاهری ـ موحدی