خلاصه جریان پرونده
شماره پرونده: 9109980241400631 شماره دادنامه: 9309970221800260 تاریخ: 1393/03/10
رأی دادگاه
دادنامه تجدید نظر خواسته به شماره 9209970241401304 مورخ 27/11/1392 صادره از شعبه 117 دادگاه عمومی حقوقی تهران که پیرو واخواهی نسبت به دادنامه شماره 9209970241400356 مورخ 23/4/1392 اصدار و ضمن قبول واخواهی بر بطلان دعوی تجدید نظر خواه الف. الف. با وکالت م. ر. به خواسته ابطال سند رسمی انتقال به شماره 19121 مورخ 17/9/1388 تنظیمی در دفترخانه 464 اسناد رسمی تهران راجع به قطعه 15 تفکیکی پلاک ثبتی 73470/88 و ابطال سند رهنی شماره 19122 مورخ 17/9/1388 و خلع ید از پلاک ثبتی مذکور اشعار داشته مخالف قانون و مقررات موضوعه بوده و اعتراض به شرح لایحه اعتراضیه وارد و مستوجب نقض آن می باشد زیرا که اولاً مراتب وقوع عقد بیع فی مابین الف. الف. با ش. الف. و س. م.
به دلالت مبایعه نامه عادی مورخ 19/5/1384 نسبت به آپارتمان قطعه 15 تفکیکی جزء پلاک ثبتی 7340/88 مفروغ عنه بوده که این قرارداد بموجب دادنامه اصداری از ناحیه شعبه 18 دادگاه تجدید نظر استان تهران به شماره 578 مورخ 27/4/1390 مورد تأیید و تنفیذ قرار گرفته است ثانیاً با احراز وقوع عقد بیع بنابر صراحت ماده 362 از قانون مدنی مشتری مالک مبیع و فروشنده مالک ثمن می گردد و دیگر فروشنده نسبت به مورد معامله علاقه مالکیتی نداشته تا با تمسک به آن مبادرت به انعقاد عقد مجرد با ن. پ. و. نماید از این رو قرارداد واقع شده فی مابین ش. الف. با ن. پ. و. و فرد اخیر الذکر با محمد علی ب. مبتنی بر بیع فاسد بوده و بنابر تصریح مواد 365 و 366 از قانون مدنی بیع فاسد اثری در تملک نداشته و هرکس به بیع فاسد مالی را تملک نماید مکلف است که آن را به صاحبش مسترد نماید که این اسناد انتقال نیز به موجب دادنامه شماره 578 مورخ 27/4/1390 شعبه 18 دادگاه تجدید نظر استان تهران محکوم به بطلان شده اند.
ثالثاً آنچه به موجب دادنامه اخیرالصدور شعبه 18 دادگاه تجدید نظر استان تهران به شماره 9209970221801386 مورخ 25/9/1392 مورد الغاء قرار گرفته صرفاً سند انتقال شماره 19121 مورخ 17/9/1388 بوده که آن سند نیز موضوع دادنامه شماره 578 مورخ 27/4/1390 نبوده است و گذشته از این مطلب خواهان این پرونده بنام الف. الف. به شرح دادخواست تقدیمی ابطال سند شماره 19121 مورخ 17/9/1388 را درخواست نموده که سند مارالذکر نیز در تعقیب اسناد اولیه که مورد ابطال قرار گرفته اند تنظیم شده است که با بطلان آن اسناد سند تنظیمی مؤخر الصدور به شماره 19121 مورخ 17/9/1388 که در راستای بیع فاسد تنظیم گردیده است نیز محکوم به بطلان می باشد. رابعاً سند رهنی شماره 19122 نیز هرچند در زمانی تنظیم گردیده که مالکیت عباسعلی نجفی زاده بر آن استقرار یافته بود لیکن با احراز بیع فاسد و تعلق عین مرهونه به الف. الف. سند رهنی نیز محکوم به بطلان می باشد.
خامساً استناد تجدید نظر خوانده عباسعلی نجفی زاده و احد از تجدید نظرخواهان بانک مسکن به دادنامه صادره از شعبه 18 تجدید نظر به شماره 9209970221801386 مورخ 25/9/1392 که صرفاً متضمن الغاء دادنامه شماره 578 در مورد سند رسمی انتقال 19121 مورخ 17/9/1388 می باشد مؤثر در مقام نمی باشد به جهت آنکه سند مارالذکر موضوع حکم دادنامه مارالبیان نبوده است و خواهان الف. الف. با طرح دعوی جدید ابطال سند رسمی انتقال 19121 را خواستار شده است که از این حیث ایرادی به آن وارد نمی باشد از این رو دادگاه با قبول لایحه اعتراضیه و با استناد به قسمت اول از ماده 358 از قانون آئین دادرسی مدنی و ایضاً رد اعتراض بانک مسکن ضمن نقض دادنامه تجدید نظر خواسته حکم بر ابطال سند رسمی انتقال شماره 19121 مورخ 17/9/1388 تنظیمی در دفترخانه 464 تهران راجع به پلاک ثبتی 73470/88 قطعه 15 تفکیکی و ابطال سند رهنی شماره 19122 مورخ 17/9/1388 راجع به همان پلاک و پرداخت خسارات دادرسی و حق الوکاله وکیل طبق تعرفه کانون وکلای دادگستری در حق الف. الف.
صادر واعلام می نماید لیکن در مورد خواسته خلع ید اعلام می دارد دعوی خلع ید فرع بر مالکیت بوده و مالک بنابر تصریح ماده 22 از قانون ثبت به شخصی اطلاق می گردد که ملک در دفتر املاک بنام او ثبت شده باشد از این رو مادامی که سند رسمی مالکیت بنام تجدید نظر خواه بطریق قانونی تنظیم نگردد طرح دعوی به خواسته معنونه قابلیت پذیرش و استماع را ندارد بنابرأین دادگاه با استناد به قسمت اول از ماده 358 از قانون آئین دادرسی مدنی ضمن نقض دادنامه معترض عنه در این قسمت قرار رد دعوی خواهان نخستین را صادر و اعلام می نماید. رأی صادره حضوری و قطعی است. شعبه 18 دادگاه تجدیدنظراستان تهران - رئیس و مستشار عزت اله امانی شلمزاری - حمیدرضا کریمی