خلاصه جریان پرونده
در این پرونده بدواً آقای ر. ر. در تاریخ 13/3/92 دادخواستی به طرفیت خواندگان آقایان و خانم ها 1- ع. 2- ح. 3- م. 4- الف. 5- ل. 6- ز. 7- ف. 8- م. و 9- ع. همگی الف.
و به خواسته مطالبه وجه التزام مقرر در قرارداد عادی بیع 4/5/91 از قرار روزانه 000/500 ریال و از تاریخی نامعین و کلاً به میزان 000/000/145 ریال و با احتساب خسارات دادرسی و تأخیر تأدیه از زمان تقدیم دادخواست لغایت اجرأی حکم را تقدیم که رسیدگی بدان به شعبه 186 دادگاه عمومی حقوقی تهران ارجاع و پس از تقید پرونده به وقت رسیدگی 29/3/92 ساعت 13 و به علت واصل نشدن نتیجه ابلاغ اخطاریه های ظاهراً طرفین، وقت رسیدگی تجدید و مقید به وقت دیگر رسیدگی 24/4/92 ساعت 13 گردیده که با تشکیل جلسه در وقت مقرر یادشده و تنظیم صورت جلسه کلاً در پنج سطر و با قید عدم حضور خواندگان، سپس ختم رسیدگی (به عوض دادرسی) اعلام و طی دادنامه صادره به شماره 00488 مورخ 25/4/1392 (برگ 28 پرونده) حکم به محکومیت خواندگان مرقوم به پرداخت مبلغ 000/000/166 ریال بابت خسارت قراردادی روزانه پانصد هزار ریال از تاریخ 22/5/1391 لغایت 24/4/1392 به مدت 332 روز و با احتساب خسارات تعرفه شده دادرسی که در زمان اجرا محاسبه خواهد شد، صادر و اعلام گردیده و علاوه از آن خواهان مکلف به پرداخت مابه التفاوت هزینه دادرسی شده و علاوه از آن نیز خواندگان مرقوم به پرداخت خسارات تأخیر تأدیه از تاریخ استقرار دین لغایت روز صدور حکم که 24/4/1392 اعلام گردیده و لغایت اجرأی حکم و کلاً له و در حق خواهان (ر.
ر. ) محکوم گردیده اند، رأی مذکور نسبت به آقای ح. الف. حضوری و قابل تجدیدنظر اعلام و نسبت به سایر خواندگان غیابی و قابل واخواهی در همان مرجع، اعلام گردیده است ثانیاً: سپس آقای ح. الف. و با وکالت خانم الف. ض. نسبت به دادنامه صدر الاشعار به شماره 00488 مورخ 25/4/92 و در فرجه مقرره قانونی و طی وارده مثبوته به شماره 144 مورخ 13/5/92، دادخواست تجدیدنظرخواهی تقدیم که تشریفات قانونی نسبت به آن اجرا گردیده است. ثالثاً: همچنین از ناحیه دیگر خواندگان بدوی و دیگر محکومٌ علیهم مرقوم و همگی نیز با وکالت خانم الف. ض.
و طی دادخواست تقدیمی مورخ 13/9/1392 (برگ 11 پرونده واخواهی) نسبت به بخش غیابی دادنامه صدرالذکر دعوی اعتراض واخواهی مطرح که پس از تشکیل جلسه رسیدگی 20/6/1392 و استماع اظهارات وکیل واخواهان ها و واخوانده و لوایح تقدیمی طرفین و اقداماتی چند به ویژه مطالبه پرونده استنادی به کلاسه 191/91/524 شعبه 191 دادگاه عمومی حقوقی تهران و تهیه خلاصه آن طی صورت جلسه 16/10/1392 (برگ 71 پرونده واخواهی)، در همان تاریخ ختم رسیدگی (به عوض دادرسی) اعلام و طی دادنامه اصداری به شماره 01177 مورخ 22/10/1392 دعوی اعتراض واخواهی واخواهان ها را وارد و موجه ندانسته و بدواً با اصلاح دادنامه غیابی واخواسته از حیث محکومیت محکومٌ علیه (ظاهراً محکومٌ علیهم) که تا اجرأی حکم، محکومیت حاصل نموده (بدون تعیین موضوع آن) به تقدیم دادخواست، محکومیت محکومٌ علیه غیابی از این حیث اصلاح و بدون تعیین تکلیف نسبت به دعوی اعتراض واخواهی مطروحه، فقط حکم صادره را عیناً تأیید داشته، سپس با ابلاغ دادنامه مرقوم به وکیل مشارٌالیهم و در فرجه مقرره قانونیه.
از طریق وکیل یادشده و به وکالت از نامبردگان، طی دادخواست تقدیمی وارده به شماره 295 مورخ 12/11/92 (برگ 87 پرونده مرقوم) نسبت به دادنامه اخیرالذکر نیز دعوی تجدیدنظرخواهی مطرح که با جری تشریفات قانونی نسبت به آن و ارسال توأمان هر دو فقره تجدیدنظرخواهی به مرجع تجدیدنظر، رسیدگی به آن ها مجتمعاً به این دادگاه ارجاع لهذا دادگاه از توجه به جمیع محتویات پرونده و جامع اوراق آن به ویژه دادخواست مورخ 13/3/92 حاوی دعوی بدوی و ضمایم پیوستی مربوطه خصوصاً رونوشت مصدق قرارداد عادی بیع فاقد تاریخ و ظاهراً به شماره 109105 مشاور املاک 4425 و ظهر آن و نیز دادنامه شماره 0488 مورخ 25/4/1391 و مفاد دادخواست تجدیدنظرخواهی مطروحه از جانب آقای ح. الف. و لایحه تجدیدنظرخواهی و نیز لایحه پاسخ بدان از سوی آقای ر. و نیز ملاحظه دادخواست حاوی دعوی اعتراض واخواهی 13/9/92 و لایحه انضمامی مربوطه که عمدتاً مطالب آن حاوی تکرار مکرر مفاد لایحه تجدیدنظرخواهی ابرازی از ناحیه آقای ح. الف.
بوده که حاوی اغلاط املایی واضح و آشکار در هر دو لایحه می باشد، همچنین صورت جلسه رسیدگی 20/6/92 و مفاد دادنامه شماره 01177 مورخ 22/10/1392 و دادخواست تجدیدنظرخواهی از آن وارده به شماره 295 مورخ 12/11/92 و لایحه مربوطه که ایضاً با اغلاط املایی غیرقابل اغماضی همراه بوده و لایحه پاسخ به تجدیدنظرخواهی مرقوم و ازآنجاکه: اولاً مطابق بند 4-1 ذیل ماده 4 قرارداد بیع استنادی تاریخ تنظیم سند رسمی 4/7/1391 در دفتر اسناد رسمی. . . تهران، تعیین و معین گردیده که فروشندگان (اعم از بلاواسطه و مع الواسطه) وظیفه تهیه و تدارک مقدمات امر و مجوزهای لازم را مطابق بند 2-6 ذیل ماده 6 قرارداد مرقوم عهده دار و متقابلاً خریدار وظیفه پرداخت تتمه ثمن معامله ظاهراً و به میزان 000/000/292 ریال را عهده دار بوده که در تاریخ معهود اثری از اقدام خریدار در حضور در محل دفتر یادشده وجود نداشته و هیچ گونه مستندی در آن خصوص ابراز نگردیده و حداقل اینکه مشارٌالیه به تعهد خویش مبادرتی نورزیده.
ثانیاً: در تبصره 2 ذیل ماده 3 قرارداد مرقوم نیز مقرر گردیده مبیع می باید در تاریخ 22/5/1392 به طور صحیح و سالم تحویل خریدار شده و خریدار نیز مطابق بند 2-3 ذیل ماده 3 قرارداد مذکور موظف بوده بخشی از ثمن معامله به میزان سیصد میلیون ریال (معادل 30 میلیون تومان) را در آن تاریخ تحویل فروشندگان نماید در این بخش محل اجرا تعهد معین و مشخص نگردیده و علی القاعده باید در محل استقرار مبیع اقدامات یادشده معمول می گردیده که اثری از ایفاء تعهد طرفین در تاریخ مرقوم نیز وجود نداشته الا اینکه مطابق ظهر قرارداد مذکور، خریدار (تجدیدنظر خوانده) در تواریخ 22 و 23/5/1392 در مشاور املاک مقصودی حاضر و مرجع یادشده که هیچ گونه تکلیفی در آن خصوص نداشته، گواهی نموده که مشارٌالیه در تواریخ مذکور در آن دفتر حاضر و مبلغ سی میلیون تومان از ثمن معامله را همراه داشته لیکن فروشندگان حاضر نگردیده که صرف نظر از وضعیت و کیفیت دو فقره گواهی های یادشده و صحت یا سقم آن و ضمن آنکه مشاور املاک مرقوم، هیچ گونه وظیفه، تکلیف و اختیاری در این خصوص نداشته، باکمال تعجب هیچ مشخصه ای از نحوه حاضر نمودن مبلغ سیصد میلیون ریال یادشده و وضعیت آن، اعلام نداشته و این بخش مهم و اساسی و تأثیرگذار در گواهی های معنونه، کاملاً مغفول باقی مانده و این در حالی است که مطابق موازین و مقررات قانونی، خریدار با حاضر نمودن بخشی از ثمن معامله در تاریخ 22/5/92 و امتناع فروشندگان از حضور و دریافت آن، به تجویز ماده 273 قانون مدنی و به عنوان متعهد موظف و مکلف در مراجعه به حاکم و مرجع صالحه بوده تا با اثبات ایفاء تعهد خویش امکان انتفاع و بهره برداری از شرأیط قراردادی و مطالبه خسارات پیشبینی و مقررشده را می یافته، مضافاً آنکه برأی اثبات برائت ذمه خود پیرامون بخش یادشده ثمن معامله، ایداع آن در صندوق سپرده دادگستری لازم و ضروری بوده که مشارٌالیه هیچ گونه مبادرت قانونی در آن خصوص معمول نداشته و ادعای عدم آشنایی به مقررات قانونی برأی عوام مردم نیز قابلیت استماع نداشته و رافع تکالیف وی نبوده، درهرحال مراجعه به دفتر مشاور املاک یادشده و دو فقره گواهی های مندرجه به شرح ظهر قرارداد، مؤثر در مقام نمی باشد و ازآنجاکه مطابق بند 7-6 ذیل ماده 6 قرارداد سابق الذکر، درصورتی که عدم اجرأی تعهد از جانب فروشنده باشد، وی مکلف است به ازای هرروز تأخیر مبلغ 000/500 ریال به عنوان خسارت تأخیر اجرأی تعهد به طرف مقابل (خریدار) بپردازد و در مانحن فیه ازآنجاکه: 1- محل اجرا و ایفاء تعهد مرقوم (تحویل مبیع) مشخص و معین نگردیده و 2- دلیلی بر ایفاء تعهد خریدار در آماده نمودن بخش دیگر ثمن معامله تقدیم و ارائه نگردیده 3- استناد به دو فقره گواهی های دفتر مشاور املاک مقصودی با توجه به وضعیت نگارشی و کیفیت آن، مؤثر در مقام نبوده و مثبت ایفاء تعهد خریدار نخواهد بود، مضافاً آنکه دفتر مذکور اصولاً و علی القاعده حق و تکلیفی در آن خصوص نداشته و استناد تجدیدنظر خوانده به نقش حکمیت و داوری دفتر مذکور نیز استنباطی شخصی و غیر مؤید به دلایل قانونی، شرعی و قراردادی بوده 4- از همه مهم تر آنکه، مطابق رویه قاطع مراجع عالی قضایی و دکترین مؤثر حقوقی، تعهدات طرفین در عقود معاوضی ازجمله بیع در مقابل همدیگر قرار داشته و تعهدات طرفین همسنگ و هم طراز بوده و صرفاً با ایفاء تعهد از سوی یک طرف و تخلف دیگر طرف ذی ربط ایفاء کننده تعهد، امکان استفاده از خسارت مقرره قراردادی و وجه التزام معیّنه را خواهد داشت که در مانحن فیه خواهان بدوی (خریدار ـ تجدیدنظر خوانده) دلیلی قاطع و قانونی و شرعی در ایفاء تعهد معنونه خویش ارائه ننموده، لذا انتفاع در برخورداری از خسارت قراردادی یادشده را واجد نخواهد بود.
5- در دادنامه تجدیدنظر خواسته به شماره 00488 مورخ 25/4/92 نوعی سهو غیرقابل توجیه صورت پذیرفته، زیرا مطابق دادخواست تقدیمی، خواسته خواهان در وضعیت غیر منجز از حیث شروع و ابتدای مطالبه ابرازی، کلاً 000/000/145 ریال تقویم گردیده و خسارت تأخیر تأدیه از زمان تقدیم دادخواست لغایت اجرأی حکم مطالبه شده لیکن در دادنامه مرقوم و بدون هرگونه توجیهی، مبلغ محکومٌ به بابت اصل خواسته 000/000/166 ریال اعلام و تأخیر تأدیه از تاریخ استقرار دین (ظاهراً 23/5/92) لغایت اجرأی حکم مقرر گردیده که به هیچ وجه منطبق با خواسته نبوده، مضافاً آنکه خواهان بدوی در لایحه تقدیمی وارده به شماره 789 مورخ 24/4/92، اصل خواسته را همچنان به میزان 000/000/145 ریال مورد درخواست قرار داده که به کلی در دادنامه مرقوم مغفول باقی مانده است.
6- همچنین در دادنامه دیگر تجدیدنظر خواسته به شماره 01177 و با توجه به تجدیدنظرخواهی قبلی از دادنامه سابق، مرجع رسیدگی بدوی بلادلیل مبادرت به اصلاح دادنامه 00488 مورخ 25/4/92 و نسبت به کلیه محکومٌ علیه (محکومٌ علیهم) نموده و از طرفی بدون تعیین تکلیف نسبت به دعوی اعتراض واخواهی و بدون هرگونه اتخاذ تصمیمی نسبت به آن، صرفاً حکم صادره را عیناً تأیید داشته که اقدام و عملکرد یادشده به هیچ وجه مطابق با موازین و مقررات قانونی نبوده، بناء علی هذا و با عنایت به مراتب معنونه مشروحه مبیّنه مارالذکر دادگاه با قبول و پذیرش هر دو فقره تجدیدنظرخواهی های مطروحه و به انگیزه فقدان موقعیت قانونی دعوی خواهان بدوی و غیرقابل استماع بودن آن مستنداً به ماده 358 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی و رعایت ماده 356 ناظر به مواد 2، 3 و بندهای 7، 8 و 9 ذیل ماده 84 و مواد 89، 305 و 308 همان قانون و نیز مواد 273 و 1257 قانون مدنی بدواً ضمن نقض دادنامه تجدیدنظر خواسته به شماره 01177 مورخ 22/10/92 که در مقام رسیدگی به دعوی اعتراض واخواهی مرقوم صادر گردیده و با قبول و پذیرش دعوی اعتراض واخواهی مطروحه سپس ضمن نقض دادنامه شماره 00488 مورخ 25/4/92 و در هر دو بخش حضوری و غیابی آن نسبت به محکومٌ علیهم مربوطه، درنتیجه قرار ردّ (عدم استماع) دعوی خواهان بدوی آقای ر.
ر. به طرفیت کلیه خواندگان بدوی را صادر و اعلام می دارد.
رأی دادگاه
قطعی است. مستشاران شعبه 25 دادگاه تجدیدنظر استان تهران طاهری ـ موحدی