یک قاضی1GHAZI.PRO
@Yek_Ghazii
خانه / آرای قضایی
آرای قضایی

نمونه رای با موضوع: را تأیید و استوار می نماید

🗓 1391/02/09⚖️ یک قاضی
حوزه رأیحقوقی
مرحله رسیدگیتجدیدنظر
تاریخ رأی1391/02/09
شماره دادنامهثبت نشده
شماره پرونده91/4/1711
🗂

خلاصه جریان پرونده

تجدیدنظرخواهی مطروحه از ناحیه آقای د. ر. به وکالت از تجدیدنظرخواه آقای م. ض. به طرفیت تجدیدنظر خوانده آقای م. و. و نسبت به بخشی از دادنامه تجدیدنظر خواسته به شماره 00909 مورخ 16/8/92 شعبه 5 محترم دادگاه عمومی حقوقی اسلامشهر که در بخش معترضٌ عنه بر صدور حکم به بطلان دعوی تأیید فسخ عقد بیع موضوع قرارداد عادی بیع شماره 48283 مورخ 9/2/91 و به علت ادعای غبن فاحش (افحش) و با احتساب کلیه خسارات قانونی مطروحه طی دادخواست مورخ 5/3/92 و از سوی آقای د. ر. به وکالت از خواهان آقای م. ض.

اشعار داشته، با هیچ یک از شقوق مقررات قانونی موضوع ماده 348 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی مطابقتی نداشته و مشروح لایحه تجدیدنظرخواهی نیز متضمن جهت یا جهات قانونی نقض نبوده و مفاد آنکه فاقد تقید به هرگونه ادله شرعیه یا قانونیه است مؤثر در مقام نقض نمی باشد همچنین بر نحوه رسیدگی مرجع محترم نخستین و استدلال و استنباط قضایی مربوطه در این بخش از دادنامه خدشه و منقصتی وارد نیست و دادنامه مطابق موازین و مقررات قانونی و محتویات و مستندات پرونده اصدار یافته و درمجموع دلیلی شرعی با قانونی بر نقض آن تقدیم و ارائه نگردیده زیرا: اولاً: قرارداد بیع ادعایی در تاریخ 9/2/92 فی مابین طرفین منعقد گردیده و سپس با توجه به نوسانات شدید اقتصادی در سال مذکور، تجدیدنظرخواه طی درخواست موضوع پرونده کلاسه 91/4/1711 شعبه چهارم شورأی حل اختلاف اسلامشهر و با گذشت مدت زمان طولانی از عقد یادشده، تقاضای تأمین دلیل نموده که منجر به نظریه شماره 320 مورخ 23/12/91 آقای غ. ش.

مبنی بر ارزش و قیمت مبیع موضوع قرارداد یادشده در اردیبهشت ماه سال 91 به میزان 000/000/990 ریال گردیده، سپس مشارٌالیه با گذشت مدت زمان طولانی دیگر از زمان تحصیل نظریه کارشناسی و با آسودگی خاطر در تاریخ 18/1/92 مبادرت به تنظیم اظهارنامه شماره 54 مورخ 18/1/92 و خطاب به آقای م. و. مبنی بر اعلام فسخ قرارداد 9/2/1391 نموده که زمان طولانی سپری شده از تاریخ اطلاع از نظریه کارشناسی یادشده تا تاریخ 18/1/92، اقدام فوری در اعمال خیار غبن (با فرض امکان اعمال آن) را منتفی می سازد زیرا مطابق مقررات قانونی موضوع ماده 420 قانون مدنی، اعمال خیار غبن بعد از علم به غبن فوری است و این در حالی است که پس از اعلام نظریه کارشناسی صدرالذکر، مدعی غبن با خیال آسوده و احتمالاً برگزاری مراسم عید سال نو و استفاده از تعطیلات نوروزی سپس در تاریخ 18/1/92 مبادرت به اعلام مراتب فسخ قرارداد یادشده به تجدیدنظر خوانده نموده که اعلام اراده مشارٌالیه در اعمال فسخ قرارداد مرقوم، مقید به فوریت نگردیده و از این حیث نیز فاقد موقعیت قانونی و غیرقابل استماع و غیرقابل می باشد.

ثانیاً: مطابق بند 6-6 ذیل ماده 6 قرارداد صدرالاشعار و براساس حاکمیت مطلق ارادی طرفین متبایعین، کلیه خیارات ازجمله خیار غبن به استثناء خیار تدلیس، اسقاط گردیده و مطابق مقرره یادشده مطلق غبن اعم از فاحش و یا افحش یا حتی فحشاء و از هر درجه که باشد ساقط گردیده فلذا دعوی بدوی از این حیث نیز فاقد موقعیت قانونی بوده بناء علی هذا و با عنایت به مراتب معنونه مارالذکر، اعتراض ابرازی بلاجهت و بلادلیل مطروحه وارد و موجه ندانسته و مستنداً به ماده 358 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی ضمن ردّ تجدیدنظرخواهی مطروحه، درنتیجه دادنامه معترضٌ عنه تجدیدنظر خواسته را تأیید و استوار می نماید.

📜

رأی دادگاه

قطعی است. مستشاران شعبه 25 دادگاه تجدیدنظر استان تهران طاهری ـ موحدی

📄 این مطلب گردآوری و در «یک قاضی» بازنشر شده است.مشاهدهٔ منبعِ اصلی ↗
این مطلب را در تلگرام دنبال کنید
کانال @Yek_Ghazii — انتشارِ لحظه‌ایِ مطالب حقوقی
عضویت
این مطلب را در توییتر (ایکس) دنبال کنید
ما را در ایکس دنبال کنید — انتشارِ لحظه‌ایِ مطالب حقوقی
دنبال کنید