یک قاضی1GHAZI.PRO
@Yek_Ghazii
خانه / آرای قضایی
آرای قضایی

نمونه رای با موضوع: از «حکم به رد»; به «قرار رد دعوی بدوی»; و صرفاً نسبت به تجدیدنظرخواندگان صدر الاشعار، سپس مستنداً به ماده 351 و رعایت ماده 353 قانون مرقوم، ضمن رد تجدیدنظرخواهی مطروحه و با اصلاح م…

🗓 1377/04/29⚖️ یک قاضی
حوزه رأیحقوقی
مرحله رسیدگیتجدیدنظر
تاریخ رأی1377/04/29
شماره دادنامهثبت نشده
شماره پروندهثبت نشده
🗂

خلاصه جریان پرونده

تجدیدنظرخواهی مطروحه از ناحیه آقای م. ب. به وکالت از تجدیدنظرخواهان ها آقایان 1 ـ م. ف. و 2 ـ پ. ع. به طرفیت تجدیدنظرخواندگان آقایان 1 ـ م. ج. و 2 ـ غ. ج. و نسبت به دادنامه تجدیدنظرخواسته به شماره 00149 مورخ 11/3/92 شعبه 107 دادگاه عمومی حقوقی تهران که بر صـدور حکم به رد دعوی بدوی تجدیدنظرخواهان ها به طرفیت تجدیدنظرخواندگان و نیز خوانده دیگر آقای الف. ج. و به خواسته صدور حکم به ابطال سند انتقال پلاک ثبتی 1059/5 واقع در بخش 11 تهران و به علت آنکه زودتر از موعد مقرره چهار ماهه جهت تسویه حساب بدهی موضوع قرارداد عادی مورخ 31/5/91 منعقده فی مابین تجدیدنظرخواه ردیف اول (آقای م. ف. ) با تجدیدنظرخوانده ردیف دوم (آقای غ. ج.

) و شرط ضمن العقد که از تاریخ صدور (تنظیم) به مدت چهار ماه برأی وی حق فسخ با استرداد مبلغ بدهی مقرر گردیده اشعار داشته با هیچ یک از شقوق مقررات قانونی موضوع ماده 348 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی مطابقتی نداشته و مشروح لایحه تجدیدنظرخواهی نیز متضمن جهت با جهات قانونی نقض نبوده و مفاد آن که فاقد تقید به هر گونه ادله شرعیه یا قانونیه است مؤثر در مقام نقض نمی باشد همچنین بر نحوه رسیدگی مرجع محترم نخستین و استدلال و استنباط قضایی مربوطه خدشه و منقصتی وارد نیست و دادنامه مطابق موازین و مقررات قانونی و محتویات و مستندات پرونده اصدار یافته و در مجموع دلیلی شرعی یا قانونی بر نقض آن تقدیم و ارائه نگردیده زیرا اولاً ـ وکیل تجدیدنظرخواهان ها با تغافل از مقررات قانونی موضوع ماده 348 قانون پیش گفته، دعوی موکلین خویش را مقید به هیچ یک از جهت با جهات قانونی نقض ننموده و نه تنها در دادخواست حاوی دعوی مرقوم بلکه همچنین نیز در لایحه تجدیدنظرخـواهـی، مراتـب را مقیـد به جهات قانونی اعتراض نداشته و به صرف ابراز ادعای بلاجهت و بلادلیل و استفاده از صرف ظرفیت تجدیدنظرخواهی بسنده و اکتفاء داشته و به ترتیب یاد شده دعوی مرقوم، فاقد موقعیت قانونی گردیده که صرف نظر از آن، ثانیاً ـ دعوی تجدیدنظرخواهی به طرفیت احد از خواندگان بدوی (ردیف سوم آقای الف.

ج. ) طرح و اقامه نگردیده و دادنامه تجدیدنظرخواسته نسبت به مشارالیه قطعیت حاصل نموده و این در حالی است که از ابتدای دعوی بدوی توجهی به وی نداشته، ثالثاً ـ اصولاً دعوی بدوی مطروحه به علت آنکه مطابق مقررات قانونی موضوع ماده 1292 قانون مدنی، نسبت به سند رسمی هیچ گونه ادعایی مگر ادعای جعلیت، پذیرفته نمی باشد و قابلیت استماع نداشته، فاقد موقعیت قانونی و غیرقابل استماع بوده که به کلی در طرح و اقامه دعوی بدوی مغفول باقی مانده، رابعاً ـ همچنان که در دادنامه تجدیدنظرخواسته درج و اعلام گردیده، تجدیدنظرخواهان ها هیچ گونه دلیلی مبنی بر آنکه بدهی موضوع توافق نامه 31/5/91 (که اتفاقاً آقای پ. ع.

علی‌رغم عدم مداخله در متن، ذیل آن را امضاء نموده) در طی مهلت چهار ماهه مقرره، پرداخت شده باشد را ارائه ننموده و در هر حال با انقضای فرجه یاد شده امکان انتقال آپارتمان موضوع پلاک ثبتی یاد شده از سوی ذی نفع مربوطه وجود داشته و انتقال رسمی آن در هر حال از حقوق ذی نفع یاد شده بوده لذا دادگاه دعوی تجدیدنظرخواهی بلادلیل و بلاجهت مطروحه را وارد و موجه ندانسته و صرفاً از آن‌جا که به موجب رویه قضایی در سطح مراجع عالی و نیز دکترین مؤثر حقوقی و نظریه شماره 1441/7 مورخ 29/4/1377 اداره کل حقوقی و تدوین قوانین قوه قضائیه، حکم به رد دعوی فاقد توجیه و معنای قانونی بوده زیرا رد دعوی از شئونات رأی شکلی ( قرار ) می باشد نه حکم و چنانچـه مرجع قضایی پس از رسیدگی ماهیتی دعـوی را غیـرموجـه تشخیـص دهـد اصـولاً بایـد با صـدور حکـم به «بی حقی یا بطلان دعوی یا عدم ثبوت آن»; تصمیم شایسته اتخاذ نماید و در مانحن فیه مرجع محترم رسیدگی بدوی با استـدلالاتی کامـلاً شکلـی و غیـرماهـوی، مبـادرت به صدور حکم به رد دعوی بدوی نموده که فی الواقع مبین صدور «قرار رد دعوی بدوی خواهان ها»; بوده است لذا با توجه به آنکه رأی صادره مطابق بخش اخیر مقررات قانونی موضوع ماده 299 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی می باشد لهذا دادگاه مستنداً به ماده 351 قانون پیش گفته بدواً با اصلاح عنوان رأی موضوع دادنامه تجدیدنظرخواسته از «حکم به رد»; به «قرار رد دعوی بدوی»; و صرفاً نسبت به تجدیدنظرخواندگان صدر الاشعار، سپس مستنداً به ماده 351 و رعایت ماده 353 قانون مرقوم، ضمن رد تجدیدنظرخواهی مطروحه و با اصلاح معموله، دادنامه تجدیدنظرخواسته را اصلاحاً تأیید و استوار می نماید.

📜

رأی دادگاه

قطعی است. مستشاران شعبه 25 دادگاه تجدیدنظر استان تهران طاهری ـ موحدی

📄 این مطلب گردآوری و در «یک قاضی» بازنشر شده است.مشاهدهٔ منبعِ اصلی ↗
این مطلب را در تلگرام دنبال کنید
کانال @Yek_Ghazii — انتشارِ لحظه‌ایِ مطالب حقوقی
عضویت
این مطلب را در توییتر (ایکس) دنبال کنید
ما را در ایکس دنبال کنید — انتشارِ لحظه‌ایِ مطالب حقوقی
دنبال کنید