متن رأی
به حکایت دادخواست خانم ز. ق. به طرفیت آقای ع. ق. به خواسته صدور حکم طلاق (صدور گواهی عدم امکان سازش) مستنداً به کلاسه پرونده اجرأیی 890173 مطروحه در شعبه 12 دادگاه خانواده و عسروحرج ناشی از جدایی به استناد شرأیط عقدنامه که در مشروحه دادخواست ابراز نموده به موجب سند ازدواج 5913 مورخ 4/11/1373 دفتر. . . شیراز با زوج خوانده دعوی ازدواج نموده و ثمره زندگی دو فرزند می باشد ( م. متولد 9/6/1375 و س. متولد 22/8/1377) به خاطر علاقه به تداوم زندگی مدارا نموده و متأسفانه باعث سوءاستفاده ایشان شده در چند نوبت مورد توهین و تهمت های واهی و بی اساس قرارگرفته که باعث زیر سؤال رفتن موقعیت اجتماعی ام شده چندی قبل مرا مورد تهمت های خود قرار داده و روانه زندان نموده بیست روز در حبس بودم لذا ادامه زندگی مشترک با ایشان میسر نمی باشد درخواست صدور حکم طلاق غیابی به لحاظ عسر و حرج را دارم. این دادخواست ثبت دادگستری اهواز شده 891282ـ 25/12/89 و به شعبه 12 محاکم خانواده ارجاع شد. جلسه اوّل 27/1/1390 ص 16و17 با حضور متداعیین تشکیل خواهان اظهار داشت مدت دو سال جدا از یکدیگر زندگی می کنیم و دارأی دو فرزند م.
15 ساله س. 12 ساله که نزد ایشان است چون دست بزن داشت و بی احترامی می کرد چندین پرونده برأیم تشکیل داده و مرا به زندان انداخت مدعی شده بود که بنده از ایشان پول برده و پرونده دیگر در رابطه نامشروع علیه بنده شکایت نموده نمی توانم با ایشان زندگی کنم قبلاً دادخواست طلاق دادم ردّ شد. آیا می شود با چنین شخصی دیگر زندگی نمود؟ مدتی خرجی و نفقه نداده است. نزد پدرم زندگی می کنم با عسر و حرج زندگی می کنم مهریه ام را گرفته ام.
خوانده پاسخ داده با طلاق مخالفم مبلغ 21 میلیون و پانصد هزار تومان از بنده پول برده رابطه نامشروع داشته است بازداشت بوده است مهریه اش را داده ام. مدت بیست ماه فراری است جدا از یکدیگر هستیم درصورتی که پول و حق وحقوقم را بدهد طلاقش می دهم. سپس خواهان اظهار داشت مردی که این طور تهمت بزند چطوری می توانم برگردم با ایشان زندگی کنم سپس زوج اظهار داشت در حال حاضر جلب ایشان را گرفته ام و در دادگاه مأمور آورده ام تا ایشان را جلب نمایم و پولم را بدهد. ص 91 دادگاه قرار ارجاع امر به داوری صادر آقای ج. ق. داور زوج و خانم ف. خ.
از طریق دایره معاضدت قضایی به سبب اعلام زوجه به عنوان داور زوجه انتخاب، داور زوجه ص 22 با اشعار به اینکه (با توجه به مشکلات پیش آمده بین آنان و اصرار از زوجه به طلاق و روبرو نشدن با زوج نظریه داوری را مبنی بر عدم امکان سازش تقدیم دادگاه می نماید) داور زوج ص 18 اشعار نموده ( زوج حاضر به طلاق نبوده و نمی باشد زوجه مهریه اش را کامل گرفته) تصویر نامه معرفی به زندان به اسباب امتناع از پرداخت محکوم به در 27/1/1390 و آزادی در 29/1/1390 ص 26 به همین مضمون با تاریخ 17/8/89 ص 27 و آزادی در 7/9/1389 ص 28 و نیز در وقت فوق العاده 26/2/1390 قرار استماع شهادت شهود صادر ص 30 در تاریخ 8/4/1390 جلسه رسیدگی برقرار ص 33 زوجین جلسه اوّل را تکرار ( زندگی جدای از یکدیگر ـ ترک نفقه ـ طلاق به سبب عسر و حرج ـ تشکیل پرونده رابطه نامشروع ـ تشکیل پرونده در رابطه با پول و به زندان انداختن) ( در حال رسیدگی پرونده رابطه نامشروع ـ رفتن از خانه زوجه ـ بردن پول اینجانب ـ زندان افتادن ـ درصورتی که پولم را بدهد طلاقش می دهم واِلا با طلاق مخالف هستم) سپس دادگاه از شاهد خواهان در برگ جداگانه تحقیق و خواهان اظهار داشت فعلاً در مورد جهیزیه ادعایی ندارم در مورد نفقه چون محکوم به تمکین شده ام تعلق نگرفته است لذا در امور مالی فعلاً ادعایی نداریم درخواست طلاق بائن را دارم به لحاظ سوء رفتار شوهرم درخواست اعمال وکالت امر طلاق را دارم.
از آقای ح. ط. فرزند ر.
1343 کاسب تحقیق شده اظهار داشته حدود 6 یا 7 ماه خواهان را از طریق همسرم می شناسم مدتی در زندان بود ایشان را به وکیل معرفی کردم پس از آزادی از زندان از زندگی طرفین خبر ندارم و بعدازآن ارتباطی باهم نداشتم فقط می دانم که شوهر این خانم او را به زندان انداخته و سعی کردم از زندان آزاد شود گواهی کارشناس امور پزشکی مبنی بر فقدان حاملگی ص 38 و گواهی زندان مبنی بر اینکه در اجرأی ماده دو نحو اجرأی محکومیت های مالی در مورخ 27/1/1390 به زندان معرفی و 29/1/1390 از این زندان آزادشده ص 39 دادگاه ختم رسیدگی را اعلام طی دادنامه شماره 00462ـ 3/5/1390 با اشعار به مشروحه فوق در ابتدای رأی استنتاج نموده ( باملاحظه دادنامه 00251 که به موجب آن دادخواست خواهان به صدور حکم طلاق ردّ گردید نظر به اینکه خواهان درخواست اعمال وکالت به لحاظ تحقق شروط ضمن عقد مندرج در نکاحیه را نموده که به امضای طرفین رسیده و خوانده نیز در خصوص تشکیل پرونده های متعدد در رابطه عناوین سرقت اموال از خوانده و بازداشت و به حبس انداختن خواهان و تشکیل پرونده رابطه نامشروع را تصدیق نموده، لذا دادگاه تحقق شرط دوّم از شرأیط ضمن العقد مندرج در سند نکاحیه طرفین را محرز دانسته و سوء رفتار زوج به حدی است که امکان ادامه زندگی برأی زوجه غیرقابل تحمل است.
مستنداً به ماده واحده قانون اصلاح مقررات مربوط به طلاق و مواد 1312 و 1321 و 1324 و 232و237و1119 قانون مدنی و ماده 4 قانون ازدواج و ماده 9 قانون حمایت خانواده گواهی عدم امکان سازش بین طرفین را صادر و به خواهان اجازه می دهد به یکی از دفاتر ثبت طلاق مراجعه و پس از اجرأی صیغه طلاق با اعمال وکالت حاصل از تحقق شرط ضمن العقد نسبت به ثبت رسمی آن اقدام نماید و اسناد و دفاتر مربوطه را اصالتاً و نیز به وکالت بوده است از شوهرش امضاء نماید نوع طلاق به لحاظ اینکه زوجه مهریه اش را دریافت نموده رجعی است و عده آن از تاریخ وقوع طلاق سه ماه می باشد رعایت وجود شرأیط صحت اجرأی صیغه طلاق به عهده مجری صیغه طلاق خواهد بود در این پرونده زوجه ادّعای مالی علیه شوهرش مطرح ننموده فرزندان مشترک کبیر هستند لذا از این جهات دادگاه مواجه با تکلیف نمی باشد اعتبار اجرأی این گواهی از تاریخ ابلاغ دادنامه قطعی به طرفین برأی مراجعه به دفتر ثبت طلاق سه ماه خواهد بود رأی صادره حضوری و ظرف بیست روز قابل تجدیدنظرخواهی است با تجدیدنظرخواهی زوج شعبه ششم محاکم تجدیدنظر استان خوزستان و تبادل لوایح و معرفی وکیل آقای ف. الف.
از سوی خانم خواهان و ارجاع به بدوی و ممیّزی در مواعد ابلاغ از سوی دادگاه تجدیدنظر طی دادنامه شماره 01553ـ 9/11/1390 چنین اشعار شده ( در مهلت مقرر قانونی خوانده به رأی صادره اعتراض و پرونده جهت رسیدگی به اعتراض وی به این شعبه ارجاع گردیده دادگاه با توجه به صورت جلسه دادگاه: بدوی و اظهارات طرفین و اینکه زوج در آن جلسه اعلام کرده حکم جلب زنم را گرفته ام و با توجه به وجود اختلاف میان طرفین اعتراض وی را وارد ندانسته ضمن ردّ اعتراض مستنداً به ماده 358 ق. آ. د. م. رأی تجدیدنظر خواسته را تأیید می نماید. از این رأی (زوجین) متداعیین پرونده فرجامخواهی نموده اند ابلاغ رأی 21/11/1390 به آقای ق. ص 13 فرجامخواهی در 2/12/1390 و ابلاغ رأی 13/11/1390 به وکیل زوجه ص 12 و فرجامخواهی در 3/12/1390 شد.
در مشروحه خواهان بدوی (زوجه) که به وسیله وکیلش مطرح شده ایرادشده به اینکه رأی بر مبنای عسر و حرج صادرشده قید رجعی بودن طلاق اساس حکم را متزلزل می کند چراکه زوج مخالف طلاق است و هر آن بخواهد رجوع می کند لذا منتهی به بیهوده شدن تلاش موکله می گردد اگر بحث بذل باشد موکله اجرت المثل خود را بذل و همچنین مبلغ پانصد هزار ریال از مهریه را به زوج بذل می کند. در مشروحه خوانده بدوی (زوج) ایرادشده خواهان دلیل و مدرکی دال بر اینکه از سوی همسرش مورد ایراد ضرب وجرح قرارگرفته یا نفقه ای به وی پرداخت نشده معرفی ننموده به صرف حکم جلب وی و عدم استرجاع مال نمی تواند از مصادیق عسر و حرج باشد هیچ گونه قصوری در جهت تحقق شرأیط ضمن عقد انجام ندادم تا به استناد ماده 1119 ق. م. گواهی عدم امکان سازش صادر شود و اینکه حق رجوع با زن است یا مرد در عنوان طلاق رجعی بودن در حکم.