خلاصه جریان پرونده
تجدیدنظرخواهی مطروحه از ناحیه 1- آقای م. ع. و 2- خانم ز. الف. به وکالت از تجدیدنظر خواه آقای ر. ر. به طرفیت تجدیدنظر خواندگان 1- خانم الف. ص. و 2- آقای ع. ر.
و نسبت به دادنامه تجدیدنظر خواسته به شماره 00157 مورخ 11/3/92 شعبه 107 دادگاه عمومی حقوقی تهران که به صدور حکم بر بطلان دعوی بدوی تجدیدنظر خواه به خواسته استرداد اموال منقول شامل طلاجات و زیور آلات و فرش های نفیس که هیچ مشخصه ای از آن ها در دادخواست تقدیمی و صورت جلسه رسیدگی 7/3/92 اعلام و تعرفه نگردیده و با احتساب خسارات دادرسی که بر صدور اشعار داشته، مآلاً و صرفاً ازنظر شکلی وارد و موجّه بوده و دادنامه در وضعیت اصداری قابلیت و استعداد تأیید و استواری را نداشته و به علّت مباینت با موازین و مقررات قانونی و محتویات و مستندات پرونده، مستلزم نقض می باشد زیرا: اولاً: دعوی مطروحه بدوی و از ابتدای طرح و اقامه آن در وضعیت نارسایی قرار داشته و با نواقص عدیده ای مواجه بوده که درمجموع باعث فقدان موقعیت قانونی خواسته آن و درنتیجه غیرقابل استماع بودنش گردیده که در مرحله رسیدگی ماضی، به هیچ وجه موردتوجه، بررسی، ممیزی و ارزیابی قرار نگرفته و علیرغم مبهم بودن خواسته و به همان ترتیب لحوق دادنامه تجدیدنظر خواسته قرارگرفته است، زیرا ثانیاً: مطابق موازین و مقررات قانونی آمره و لازم الاتباع، وکلای خواهان بدوی موظف و مکلف بوده کلیه مشخصات دقیق و جزءبه جزء اموال ادعایی را در دادخواست تقدیمی اعلام، ابراز و تعرفه می داشته لیکن علیرغم تکلیف قانونی معنونه، هیچ مشخصه ای از آن ها اعلام ننموده و صرفاً به ذکر استرداد اموال شامل « طلا، زیورآلات و فرش های نفیسی »; بسنده و اکتفا نموده که به ترتیب یادشده و به علّت معلوم، مشخص، معین و منجز نبودن خواسته، دعوی مرقوم به هیچ وجه واجد موقعیت قانونی نبوده و قابلیت استماع را نداشته ثانیاً: در دادخواست حاوی دعوی بدوی یا صورت جلسه رسیدگی مربوطه، هیچ گونه استنادی به شهادت شهود ادعایی نگردیده و از این حیث نیز موضوع مغفول مانده ثالثاً مرجع رسیدگی محترم بدوی اصولاً مبادرت به رسیدگی ماهوی نسبت به دعوی ننموده و به غیراز تشکیل جلسه رسیدگی 7/3/92 اقدام دیگری معمول نداشته و بلا دلیل مبادرت به صدور حکم ماهوی سلبی در عدم قبول دعوی نموده بناء علی هذا و با عنایت به مراتب معنونه مبینه مارالذکر، دادگاه با قبول و پذیرش تجدیدنظرخواهی مطروحه و مستنداً به ماده 358 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی و رعایت ماده 356 ناظر به مواد 2 و 3 و بندهای 7، 8 و 9 ذیل ماده 84 و ماده 89 قانون پیش گفته، ضمن نقض دادنامه تجدیدنظر خواسته، درنتیجه قرار رد (عدم استماع) دعوی خواهان بدوی را صادر و اعلام می دارد.
رأی دادگاه
قطعی است. مستشاران شعبه 25 دادگاه تجدیدنظر استان تهران طاهری ـ موحدی