متن رأی
فرجامخواهی آقای غ. ک. با وکالت آقای الف. و. نسبت به دادنامه شماره 92259 مورخ 11/2/92 شعبه شانزدهم دادگاه تجدیدنظر استان خراسان رضوی که در جهت تأیید رأی بدوی متضمن تجویز طلاق زوجه فرجام خوانده از ناحیه فرجام خواه انشاء گردیده است وارد و موجه نیست زیرا زوج فرجام خواه متقاضی طلاق زوجه اش بوده و در اجرأی تبصره 3 ماده واحده قانون اصلاح مقررات مربوط به طلاق مکلف است که کلیه حقوق قانونی و شرعی زوجه را قبل از اجرا و ثبت طلاق به صورت نقد به زوجه تأدیه نماید و در دادنامه بدوی هم مقرر گردیده که زوج فرجام خواه مهریه زوجه طبق پرونده مطروحه که مراد همان پرونده مربوط به تقسیط مهریه خواهد بود به گونه ای که تاکنون بدهی نداشته باشد و هم چنین از سال 1355 تا تاریخ طلاق سالیانه مبلغ پانصد هزار تومان به عنوان نحله به زوجه پرداخت نماید.
اساس اعتراض وکیل فرجام خواه راجع به حقوق مالی زوجه بوده که توجیه قانونی ندارد زیرا اولاً به موجب دادنامه شماره 1958 مورخ 23/9/89 شعبه 40 دادگاه عمومی مشهد مهریه زوجه فرجام خوانده که ظاهراً قبلاً از طرف وی مورد مطالبه قرار گرفته و زوج به پرداخت آن محکوم گردیده بر حسب ادعای اعسار زوج فرجام خواه به نحو مقرر در دادنامه مزبور مورد تقسیط قرار گرفته و پس از قطعیت دادنامه مزبور زوج فرجام خواه مکلف بوده که اقساط ماهیانه و پیش قسط مقرر را در حق زوجه پرداخت نماید و اگر تاکنون نسبت به پرداخت پیش قسط و اقساط مقرر اقدام نکرده باشد در اجرأی تبصره 3 ماده واحده مسبوق الذکر مکلف است که در تاریخ اجرأی صیغه طلاق بدواً کلیه اقساط معوقه را تأدیه و سپس نسبت به اجرا و ثبت طلاق اقدام نماید و تأکید بر این امر در دادنامه بدوی مغایرتی با موازین قانونی ندارد.
ثانیاً ـ اگر چه نکاح فی مابین زوجین به دلالت رونوشت قباله نکاحیه پیوست پرونده در تاریخ 15/1/1358 به ثبت رسیده ولی حسب اظهار زوجه، نکاح شرعی آنان در سال 1355 بوده و در سال 58 به ثبت رسیده است و ولادت اولین فرزند زوجین در تاریخ 26/6/57 حسب مندرجات سند سجلی زوج که تصویر آن پیوست دادخواست بوده مؤید صحت و درستی ادعای زوجه و بی اساس بودن ادعای فرجام خواه می باشد و شرعاً و قانوناً هم از تاریخ وقوع عقد نکاح شرعی زوجه مستحق نحله بوده و ثبت بعدی عقد نکاح تأثیری در قضیه نخواهد داشت.
ثالثاً ـ زوجین در سال 1355 با هم ازدواج نموده و دارأی پنج فرزند مشترک بوده و در ایام زوجیت هم عرفاً و عادتاً زوجه از فرزندان مشترک نگهداری نموده و امور متعارف منزل را انجام داده است و دادگاه با لحاظ کلیه عوامل مؤثر در قضیه به تشخیص خود نسبت به تعیین میزان نحله استحقاقی زوجه اقدام نموده و اعتراض فرجام خواه در این قسمت به نحوی نیست که بر تشخیص دادگاه خدشه وارد و موجبات نقض دادنامه فرجام خواسته را فراهم سازد بنابرأین دادنامه فرجام خواسته در قسمت معترض عنه موجهاً و منطبق بر دلالت محتویات پرونده و موازین قانونی اصدار یافته و ایراد و اشکال مؤثر در تخدیش بر دادنامه صادره وارد نمی باشد فلذا ضمن رد اعتراض فرجام خواه مستنداً به ماده 370 قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه فرجام خواسته در قسمت معترض عنه ابرام می گردد. رییس شعبه 8 دیوان عالی کشور ـ مستشار ـ عضو معاون عباسیان ـ ناصح ـ کریمپور نطنزی