متن رأی
خواهان زوجه خانم ف. ش. فرزند الف. ، 39 ساله، خانه دار، طیّ دادخواست تقدیمی به سرپرست محترم مجتمع قضائی شهید مطهری مشهد پیوست کپی سند ازدواج و غیره به طرفیت خوانده شوهرش آقای ح. ب. فرزند م. ، 45 ساله، مهندس عمران، محلّ اقامت زوجین مشهد، تقاضای صدور حکم طلاق نموده است به لحاظ تحقق بعضی از شرأیط ضمن عقد نکاح ازجمله بند یک از قسمت ب مبنی بر استنکاف زوج از پرداخت بیش از 6 ماه نفقه زوجه و توضیح داده که اینجانب خواهان (ف. ش.
) به موجب سند رسمی ازدواج پیوست به عقد دائم خوانده محترم درآمده ام نظر به احکام صادره و محتویات پرونده 9001940/41/12 اجرأی احکام زوج محترم با استنکاف از پرداخت نفقه (منتج به صدور برگ جلب سیّار شده است) و موجبات عسروحرج برأی حقیر شده است لذا تقاضای صدور حکم به شرح ستون خواسته مبنی بر طلاق به همراه کلیه حقوق متصوره شرعی و قانونی را دارم و پرونده پس از تشریفات ثبت و ارجاع در شعبه 38 دادگاه عمومی حقوقی مشهد مطرح و خواهان در لایحه تقدیمی نیز وضعیّت اخلاقی و سوء رفتار مستمرّ زوج را به طور مبسوط و مشروح ذکر نموده است و در جلسه اولیه دادگاه وکیل زوجه مطالب مذکور در دادخواست را تکرار و اظهار داشته نظر به اینکه حسب برگ جلب صادره مورخ 21/4/90 زوج محترم تا آن تاریخ از پرداخت حدّاقل نه ماه نفقات زوجه خود استنکاف ورزیده که منتج به صدور برگ جلب گردیده است لذا چون بند یک از قسمت ب شروط ضمن عقد نکاح محقق شده تقاضای صدور حکم به شرح ستون خواسته مورد استدعاست و وکیل خوانده اظهار داشته در پرونده کلاسه اجرأی احکام که فوقاً به آن اشاره شد و زوجه مکلف به تمکین گردیده و قبل از صدور رأی از شعبه 41 دادگاه دادورز منزل و اثاث البیت را تأیید کرده است و در اجرائیه زوجه مکلف به تمکین شده لیکن متأسفانه جهت اینکه از همسرش تمکین نداشته باشد تقاضای تعیین کارشناس رسمی دادگستری را نموده است با توجه به اینکه پرونده اجرأی احکام در حال جریان بوده و چندین کارشناس جهت پرونده مذکور تعیین گردیده است سررسید تعداد 12 عدد سکه بهار آزادی رسیده است و قاضی محترم دستور پرداخت داده که موکّل مبادرت به طرح دعوی اعسار می نماید و اعسار ایشان ردّ می گردد لیکن از طرف اجرأی احکام اخطاری به وی واصل نگردیده است و به یک باره و با جلب در محل کار مواجه گردیده که سکه ها را پرداخت نموده است و با عنایت به اینکه پرونده اجرأی احکام همچنان در حال رسیدگی می باشد زوجه همچنان در تمکین همسرش نمی باشد و پرونده به نحوی نیست که اجرائیه صادرشده باشد و چند ماه از آن گذشته باشد تا حق طلاق ایجاد شود بنابرأین در پرونده حاضر نمی تواند از شرط ضمن العقد در سند نکاحیه استناد نماید لذا تقاضای ردّ دعوی مطروحه طلاق را نموده است و وکیل زوجه در پاسخ اظهار داشته باگذشت حتی یک روز از شش ماه مندرج در سند نکاحیه دو اثر بر آن بار می شود 1ـ استقرار حق مکتسبه طلاق به لحاظ تحقق شرط 2ـ امکان بازداشت و زندانی نمودن زوج، که البته پرداخت نفقه بعد از گذشت شش ماه امکان زندانی بودن زوج را سلب می نماید و حقّ طلاق مکتسبه ساقط نمی گردد و دادگاه قرار ارجاع امـر به داوری صادر نموده است.
داور انتخابی خواهان در نظریه خود نوشته به توجّه به اطلاعاتی که بنده از زندگی زوج و زوجه دارم زوج به هیچ عنوان قصد ادامه زندگی ندارد و عملاً 2 سال است که هیچ تلاشی برأی حفظ زندگی مشترک و سازش انجام نداده و به جای پرداخت حق وحقوق زوجه دائماً خود را پنهان می نماید چون زن صیغه ای دارد و با وی به ادامه زندگی مشغول می باشد و داور انتصابی زوج نیز در نظریه خود نوشته اینجانب شهادت می دهم که زوج همسر موقت اختیار کرده و 2 سال و چند ماه است که همسر خود را رها کرده و در این مدت هیچ تلاشی برأی حفظ زندگی مشترک نکرده و دائماً با پنهان کردن خود قصد ایذاء و آزار زوجه را دارد که بدون حق وحقوق مجبور به طلاق شود و زوج حاضر به سازش نمی باشد و دادگاه پرونده اجرأی احکام در خصوص نفقه و تمکین را مطالبه و خلاصه آن را منعکس نموده است و درنهایت دادگاه ختم دادرسی را اعلام و در دادنامه شماره 000949 ـ 10/4/91 در خصوص دعوی ف. ش. با وکالت س. ر. ح. به طرف ح. برادران با وکالت ب. س. آ.
به خواسته صدور حکم طلاق به لحاظ تخلف زوج از برخی شروط ضمن عقد نکاح (تحقق برخی از شروط) ازجمله بند 1 از قسمت ب دایر بر استنکاف زوج از پرداخت بیش از شش ماه نفقه زوجه و پس از نقل اظهارات و مدافعات وکلای زوجه و زوج به شرح صورت جلسه فوق نوشته دادگاه باملاحظه دو پرونده اجرأیی که یکی در مورد تمکین و دیگری در مورد نفقه جاریه که نفقه جاریه با پرداخت 12 عدد سکه بهار آزادی بابت نفقه جاریه و با اعلام رضایت زوجه پرداخت شده است و لیکن در مورد تمکین علیرغم اظهارنظر کارشناس بدوی و هیأت کارشناسان مبنی بر اینکه منزل تهیه شده مورد تأیید می باشد هنوز اجرانشده و زوجه به نظر می رسد که حاضر به تمکین نشده است درصورتی که هر دو اجرائیه در تاریخ 29/7/89 در یک زمان صادر گردیده است لیکن فقط نفقه اجراشده امّا تمکین هنوز اجرا نشده گرچه وکیل خواهان با استناد به نظر مرجع تشخیص و سایر مراجع عدم پرداخت نفقه در ظرف شش ماه را موجب ایجاد حق برأی زوجه دانسته که بتواند از وکالتی که در سند نکاحیه دارد استفاده نماید ولیکن در مانحن فیه تمکین هم محقق نشده است و با عدم تمکین زوجه به نظر نمی رسد که محق برأی استفاده از شرط مندرج در سند نکاحیه در مورد طلاق باشد با عنایت به مراتب فوق به نظر می رسد دعوی خواهان برأی طلاق وارد نباشد لذا حکم به ردّ دعوی خواهان صادر نموده است که از ناحیه زوجه خانم ف.
ش. با وکالت آقای س. ر. ح مورد اعتراض و طیّ دادخواست تجدیدنظر تقدیمی تقاضای تجدیدنظر نموده است لذا پرونده در شعبه شانزدهم دادگاه تجدیدنظر استان خراسان رضوی مطرح و در دادنامه شماره 0001362 ـ 5/6/91 تجدیدنظرخواهی خانم ف. ش. با وکالت آقای ح. به طرفیت زوج آقای ح. ب. را وارد دانسته زیرا با توجه به محتویات پرونده تخلف زوج محرز است و شرط محقق گردیده و حق طلاق برأی زوجه ایجادشده است لذا رأی تجدیدنظر را نقض و گواهی عدم امکان سازش صادر و به زوجه اجازه داده تا با بذل مهر یا مقداری از مهر و تعیین نوع طلاق با وکالتی که در سند نکاحیه دارد خود را مطلقه نماید. متعاقباً زوج آقای ح. ب. با وکالت ب. س. آ. نسبت به دادنامه شعبه شانزدهم دادگاه تجدیدنظر مذکور اعتراض و طیّ دادخواست فرجامی و لایحه پیوست فرجامخواهی نموده است و وکیل زوجه آقای س. ر. ح. نیز در پاسخ از دادخواست و لایحه فرجامی لایحه ای تقدیم و ضمیمه پرونده گردیده است بدین جهت پرونده به دیوان عالی کشور ارسال و به این شعبه (26 دیوان عالی کشور) ارجاع گردیده است.