خلاصه جریان پرونده
در خصوص دادخواست خواهان آقای ع. ر. فرزند م. با وکالت آقای س. ک. به طرفیت خوانده خانم ز. ل. فرزند الف. با وکالت آقای ش. س. به خواسته الزام خوانده به تمکین. اختصاراً بدین توضیح که وکیل خواهان در دادخواست تقدیمی اظهار می دارد: خواهان و خوانده به موجب عقدنامه شرعی به عقد دائم یکدیگر درآمده اند. متاسفانه حدود 2 (دو) ماه است که خوانده بدون هیچگونه عذر شرعی یا قانونی از حضور در منزل مشترک خودداری می نماید. . . درخواست صدور حکم و الزام خوانده به تمکین را خواستارم. . . . دادگاه ملاحظه می نماید خوانده به همراه وکیل خود حضور دارند و اظهار می دارند: لایحه مبسوط و مستدلی که متکی و مستمسک به ادله قاطع و متقن بلامعارض مقرون به جمیع اوضاع و احوال محقق و مسلم قضیه بوده. . . تقدیم گردید؛ از جمله حکم قطعی از جمله ضرب عمدی خواهان و نفقه دلالت بر حقانیت موکل دارد. دادگاه با مداقه در پرونده و ملاحظه دادنامه شماره 600941 - 9/8/91 صادره از سوی شعبه 1153 دادگاه جزایی ملاحظه می نماید خواهان بابت ایراد ضرب به پرداخت دیه محکوم گردیده است.
علی ای حال مطمئناً طبق اصل 40 قانون اساسی هیچ کس نمی تواند اعمال حق خویش را وسیله ای اضرار به غیر قرار دهد، پس با عنایت به اینکه قانون گذار ریاست بر خانواده را به منظور حفظ و سلامت و استحکام آن نهاد برأی مرد قائل شده است، نباید آن را وسیله اضرار به زن و صدم زدن بنیاد خانواده قرار دهد. لذا برأی تشخیص و داوری در خصوص مفهوم تمکین و عدم تمکین زوجه، می بایستی به دنبال داوری عرف رفت. علی هذا نظر به اقرار صریح زوجین مبنی بر وجود رابطه زوجیت و اینکه موضوع از موارد عسر و حرج زوجه محسوب می گردد و نشوز زوجه ب
رأی دادگاه
احراز نگردید، لذا مستنداً به ماده 1115 قانون مدنی و ماده 197 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی حکم به رد دعوی خواهان صادر و اعلام می گردد. رأی صادره حضوری ظرف 20 روز پس از ابلاغ قابل تجدیدنظرخواهی در دادگاه محترم تجدیدنظر استان تهران می باشد. رئیس شعبه 237 دادگاه عمومی خانواده تهران ـ نورالهی