متن رأی
در خصوص دعوی آقای ک. الف. به وکالت از آقایان ع. و م. هردو الف. به طرفیت آقایان ج. ر. ، ح. ف. ، ق. و. نسبت به قسمتی از دادنامه شماره 910746مورخ 25/7/91 صادره از شعبه 6 دادگاه عمومی حقوقی تهران که به موجب آن حکم بر محکومیت تجدیدنظرخواهان ها به پرداخت مبلغ 000/000/750/4 ریال بابت الباقی ثمن معامله ششدانگ یک واحد تجاری واقع در بازار و پرداخت خسارات دادرسی در حق تجدیدنظرخواندگان صادر و دعوی تقابل تجدیدنظرخواهان ها به خواسته مطالبه کسری مساحت با استدلال اینکه ثمن به صورت کلی تعیین شده، محکوم به بی حقی گردیده است.
اکنون با بررسی محتویات پرونده و مداقه در اوراق آن، نظر به اینکه معامله مغازه فی مابین طرفین محرز و از آثار بیع صحیح، آن است که به مجرد وقوع بیع، مشتری مالک مبیع و بایع مالک ثمن می شود و بایع را به تسلیم مبیع و مشتری را به تأدیه ثمن ملزم می نماید و در مانحن فیه آنچه که محرز و ثابت است، اینکه تجدیدنظرخواهان ها تاکنون بخش عمده ای از ثمن را پرداخت ننموده اند و چک هایی که مدعی هستند در اختیار فروشندگان بوده و وکیل آنها مدعی است با صدور چک ها ثمن پرداخت شده، در واقع چک ها وسیله ای برأی پرداخت ثمن بوده که بنا به آنچه که در پرونده منعکس است، تاکنون وجه آنها پرداخت نشده که صرف نظر از اینکه اساساً آیا آنها قابل وصول بودند یا خیر، ولی تا زمانی که وجه آنها تأدیه نگردد، خریدار را از پرداخت ثمن مورد مطالبه بری نمی نماید و از جهتی ادعای وکیل محترم تجدیدنظرخواهان ها مبنی بر استرداد دعوی مطالبه کسری مساحت، در پرونده ملاحظه نشد و دعوی مذکور نیز با توجه به مفاد مبایعه نامه، ابرازی که مساحت معین شرط طرفین نبوده، وارد نمی باشد.
بنابرأین رأی تجدیدنظرخواسته که با التفات به محتویات پرونده و مستندات موجود صادرگردیده نتیجتاً صحیح و درخور تأیید تشخیص، و ضمن رد تجدیدنظرخواهی به استناد ماده 358 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی تأیید می گردد. رأی صادره قطعی است. رئیس شعبه 49 دادگاه تجدیدنظر استان تهران ـ مستشار دادگاه فقیه ـ غنچه