متن رأی
با التفات به اوراق پرونده من جمله دادخواست تقدیمی و صورت جلسه تنظیمی در اولین جلسه دادرسی ماحصل مورد معنونه این است که خانم ص. م. به وکالت از خانم م. ر. در تاریخ 5/7/1388 دادخواستی به طرفیت آقای ه. ب. تسلیم دادگاه عمومی نموده و اظهار داشته در تاریخ 16/9/1386 حکمی مبنی بر طلاق اطراف دعوی در دادگاه عالی واشنگتن بخش king امریکا صادر می شود و تقاضای تنفیذ طلاق و ثبت واقعه در دفتر طلاق را نموده است (در جلسه 17/11/88 صفحه 29 پرونده که در واقع جلسه اول رسیدگی است دعوی مطروحه منجزاً ثبت واقعه طلاق و بدواً تنفیذ اجرأی صیغه طلاق است) که پس از اقدامات معموله رأی شماره 1315/89- 1/8/1389 از شعبه 18 دادگاه عمومی صادر شده است در این رأی حکم به تنفیذ طلاق و ثبت آن در دفتر مربوط به طلاق صادر شده است آقای م. م.
به وکالت از خوانده نسبت به این رأی تجدیدنظرخواهی می نماید که رأی شماره 1314/89- 23/11/1389 از شعبه 19 دادگاه تجدیدنظر استان صادر می شود در این رأی با این استدلال: چون زوجین ساکن امریکا هستند به استناد ماده 7 قانون حمایت خانواده به صلاحیت دادگاه عمومی شهر ت قرار عدم صلاحیت خود را صادر نموده است و پرونده به شعبه 245 دادگاه عمومی خانواده شهر ت ارجاع شده است که رأی شماره 619/90- 19/4/1390 صادر می شود در این رأی حکم به ثبت واقعه طلاق ضمن تنفیذ طلاق صادر شده است آقای م. م. نسبت به این رأی به وکالت از زوج تجدیدنظرخواهی نموده است که رأی شماره 594/91- 4/4/1391 از شعبه 30 دادگاه تجدیدنظر استان ت صادر شده است در این رأی دعوی زوجه را فاقد دلیل دانسته و با نقض رأی دعوی مطروحه را مردود اعلام نموده است خانم ص. م.
به وکالت از زوجه نسبت به این رأی فرجامخواهی نموده است هیأت شعبه- طلاق یکی از اعمال قضائی از نوع ایقاعات تشریفاتی است به این معنی که با یک اراده و با کلمات مخصوص و در حضور دو مرد عادل که طلاق را بشنوند واقع می گردد همان طور که ماده 1134 قانون مدنی منصوصاً بیان کرده است و مأخوذ از موازین شرعی است و اثر عمل حقوقی مزبور انحلال عقد دائم ازدواج است بنابرأین در این دعوی در صورتی حکم به نفع خواهان (فرجام خواه) صادر می شود که ثابت نماید عمل حقوقی مذکور به درستی واقع شده است و در صورت شک، اصل بر عدم اعمال حقوقی است.
نظر به دلائل ذیل دلیل کافی بر وقوع طلاق وجود ندارد: 1- وکیل زوجه در دادخواست بدوی (صفحه 14 پرونده) صراحتاً تقاضا نموده که اجازه اجرأی صیغه طلاق داده شود 2- دادگاه رسیدگی کننده در تاریخ 25/3/89 (صفحه 36 پرونده) دستور داده به وکیل زوجه ابلاغ شود ظرف یک هفته دلیل خود را مبنی بر اجرأی صیغه طلاق ارائه دهد که وکیل مذکور در لایحه ای که تقدیم دادگاه نموده (صفحه 37 پرونده) اظهار داشته مدارک در اختیار موکل وی نبوده بلکه در اختیار زوج است که آن مدارک را به موکل نمی دهد 3- با توجه به مجموعه اظهارات وکیل زوجه معلوم می شود که حتی زوجه اطلاعی از اجرأی صیغه طلاق ندارد به عنوان نمونه در لایحه ای که وکیل زوجه تقدیم دادگاه نموده (صفحه 73 پرونده) و با شماره 792- 18/4/1390 ثبت شده است صراحتاً بیان داشته موکل و خوانده آقای ه. ب. که هر دو مقیم امریکا هستند در سال 1386 طبق قوانین آن کشور از یک دیگر جدا می شوند متعاقباً آقای ه. ب. (زوج) مبادرت به اجرأی صیغه طلاق شرعی می نماید که موکل (زوجه) از چگونگی آن بی اطلاع است نظر به این که خانم ر.
برأی درج واقعه طلاق در شناسنامه خود نیاز به حکم دادگاه ایران دارد و از طرفی مدرک اجرأی صیغه طلاق در اختیار ندارد به ناچار مبادرت به تقدیم دادخواست تنفیذ طلاق گردیده است بنابرأین دادنامه مورد فرجامی فاقد اشکال قانونی است مستنداً به ماده 370 قانون آیین دادرسی مدنی با رد دعوی فرجامی، رأی فرجام خواسته را ابرام می نماید و پرونده به دادگاه محترم صادر کننده رأی قطعی اعاده می شود. رییس شعبه 8 دیوان عالی کشور- مستشاران عباسیان - اللهیاری - ناصح