متن رأی
تجدیدنظرخواهی خانم الف. ج. با وکالت آقای الف. م. و ن. ص. نسبت به دادنامه شماره 9001262 مورخه 29/11/90 صادره از شعبه 38 دادگاه عمومی حقوقی تهران که طی آن حکم به بطلان دعوی خواهان به خواسته خلع ید صادر شده است، وارد و موجه است. زیرا اولاً: خواهان در دادخواست تقدیمی و محتویات پرونده اشاره به مالکیت مشاعی طرفین دعوی نموده است، لذا خواسته وی نیز خلع ید مشاعی بوده و استدلال دادگاه بدوی مبنی بر اینکه متصرف ملک مشای مالکیتی یا دلیلی بر تصرف حصه مشاعی خود نداشته باشد صحیح نمی باشد؛ زیرا حسب ماده 43 قانون اجرأی احکام مدنی صراحتاً اشاره گردیده است حکم خلع ید، علیه متصرف ملک مشاع به نفع مالک قسمتی از ملک صادر شده باشد از تمام ملک خلع ید می شود که این امر دلالت بر مالکیت به نحو اجتماع داشته، لذا از این حیث خلع ید را مشمول آن قانون دانسته است. ثانیاً: حسب پاسخ استعلام ثبتی مالکیت متداعیین نسبت به آپارتمان موصوف به نحو اشاعه ثابت و محرز است و خواهان هیچ گونه رضایتی بر ادامه تصرفات خوانده دعوی نداشته، لذا موضوع مشمول مقررات قانون مارالذکر می باشد.
علی هذا این دادگاه به استناد ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی و با نقض حکم صادره حکم به خلع ید مشاعی با رعایت ماده 43 قانون اجرأی احکام مدنی صادر و اعلام می گردد. رأی صادره قطعی است. رئیس شعبه 35 دادگاه تجدیدنظر استان تهران - مستشار دادگاه پورفلاح - صادقی