متن رأی
در خصوص دعوی خواهان ج. و ف. هر دو ش. با وکالت الف. ش. به طرفیت ج. ت. با وکالت ع. ص. به خواسته مطالبه ضرر و زیان و کلیه خسارت دادرسی مقوم به /51/000/000 ریال که در جلسه اول دادرسی اقدام به افزایش خواسته کرده است. ملخص ادعای وکیل خواهان ها این است که طبق قرارداد اجاره مورخه 1387/6/1 به شماره چاپی 2390 خوانده از پدر خواهان ها یک واحد آپارتمان به پلاک ثبتی. . . را از تاریخ برأی مدت یک سال از تاریخ 1387/6/1 لغایت 1388/6/1 در تصرف استیجاری خود قرار می دهد و بعد از انقضای مدت طبق ظهر قرارداد لغایت 1389/6/1 تمدید می گردد. در این فاصله زمانی آپارتمان مزبور به فرزندان موجر به نام های ج. ، ف. ش. (خواهان ها) و ک. ش.
بالمناصفه انتقال می یابد و افراد اخیرالذکر طبق قرارداد بیع به شماره چاپی 16515 - 1389/8/12 ملک را به فرد ثالثی انتقال می دهد و به تصور اینکه ملک می بایست تخلیه شود (به علت انقضای مدت) که حسب اظهارات خواهان مستأجر نیز (خوانده هم) برأی تخلیه در جریان قرار گرفت ولی از تخلیه امتناع کرد (که طرح دعوی تخلیه در شورأی حل اختلاف و صدور دادنامه 90/3117/209 مؤید آن است) و اضافه کرده که چون در قرارداد بیع به شماره 16515 -1389/8/12 تحویل تتمه ثمن به فروشندگان که مبلغ /1/000/000/300 ریال بوده موکول به تخلیه و تحویل مبیع در 1389/10/1 گردید، ولی مستأجر یعنی خوانده نه تنها نسبت به تخلیه اقدام در مهلت مذکور اقدام نکرد بلکه تخلیه با توسل به شورأی حل اختلاف انجام گرفت که صورت جلسه 1390/1/29 شورأی حل اختلاف نیز مؤید آن می باشد و خسارت وارده را از این حیث و نیز خسارت وارده به موضوع اجاره و نیز خسارت دادرسی را درخواست کرده است وکیل خوانده نیز طبق لوایحی اظهار داشته که علت تأخیر در تخلیه به دلیل استمهال شورأی حل اختلاف بوده و از طرفی نسبت به ورود خسارت از جانب خوانده به عین مستأجره که مستند به نظریه کارشناس شورأی حل اختلاف بوده معترض گردیده و نیز ادامه داده که خواهانها دعوی ورود خسارت به عین مستأجره را در شورأی حل اختلاف مسترد کردند، دادگاه با عنایت به استماع اظهارات طرفین و با توجه به بیع نامه فی مابین خواهان ها و شخص ثالث اولاً: دریافت تتمه ثمن بیع که مبلغ یکصد و سی میلیون تومان بوده موکول به تخلیه و تحویل ملک (مبیع) به تاریخ 1389/10/1 گردیده و در صورت تحویل مبیع در این تاریخ خواهان بر تتمه ثمن به مبلغ مذکور می توانستند دسترسی بیابند و از منافع آن استفاده ببرند.
ثانیاً: عدم تحویل و تسلیم مبیع به دلیل عدم تخلیه مستأجر (خوانده) در ملک بوده چرا که خوانده مکلف بوده که به محض انقضای مدت اجاره و در تاریخ 1389/6/1 ملک را طبق قرارداد اجاره تحویل خواهانها بدهد؛ که نه تنها خوانده به تکلیف قانونی خود عمل نکرده، بلکه خواهان ها با توسل به قانون و از طریق شورأی حل اختلاف اقدام نموده اند و صورت جلسه تنظیمی مأمور شورأی حل اختلاف مندرج در صفحه 47 پرونده حکایت از تخلیه ملک درتاریخ 1390/1/29 دارد فلذا خواهان ها به علت تقصیر خوانده از منافع و عواید مبلغ یک صد و سی میلیون تومان از تاریخ 1389/10/1 لغایت 1390/1/29 مسلوب المنفعه شده اند و حسب شاخص بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران حکم به محکومیت خوانده به پرداخت دو سوم خسارت از تاریخ 1389/10/1 لغایت 1390/1/29 حسب شاخص بانک مرکزی بر مبنای مبلغ /1/000/000/300 ریال به استناد مواد 1 و2 قانون مسئولیت مدنی و مواد 320 و 309 قانون مدنی صادر و اعلام می گردد.
همچنین به استناد مواد 515 و 519 قانون آیین دادرسی مدنی خوانده محکوم است به پرداخت مبلغ /1/070/000 ریال هزینه ابطال تمبر و پرداخت مبلغ /1/900/000 ریال حق الوکاله وکیل در حق خواهان ها صادر و اعلام می گردد. ثالثاً: خواسته خواهان نسبت به خسارت وارده به عین مستأجره صرف نظر از اینکه طبق دادنامه اصداری از شورأی حل اختلاف دعوی خود را در این مورد مسترد کرده است با عنایت به اینکه در قرارداد اجاره مورد اجاره متصف به رنگ آمیزی در قبل از تصرف استیجاری خوانده نبوده تا خوانده نیز مکلف باشد به صورت نقاشی شده تحویل موجر بدهد و از طرفی دلیلی بر سببیت ورود خسارت به عاملیت خوانده وجود ندارد و تأمین دلیل شورأی حل اختلاف برأی این دادگاه نیز متبوع نبوده. خواسته خواهان نسبت به مازاد متکی به دلیل نبوده و حکم بر بطلان دعوی خواهان درأین مورد صادر و اعلام می گردد. رأی صادره حضوری و ظرف مهلت بیست روز از تاریخ ابلاغ قابل تجدیدنظرخواهی است. رئیس شعبه 38 دادگاه عمومی حقوقی تهران - ابراهیمی