یک قاضی1GHAZI.PRO
@Yek_Ghazii
خانه / آرای قضایی
آرای قضایی

نمونه رای با موضوع: مطالبه اجرت المثل ایام تصرف خواندگان در پلاک ثبتی 3829/6933 واقع در بخش 2 تهران از تاریخ 19/2/1383 لغایت زمان خلع ید به انضمام خسارات دادرسی به شرح ستون خواسته و متن دادخواست

🗓 1383/02/19⚖️ یک قاضی
حوزه رأیحقوقی
مرحله رسیدگیبدوی
تاریخ رأی1383/02/19
شماره دادنامه8800253
شماره پرونده87000511
🗂

خلاصه جریان پرونده

در خصوص دعوی 1- ر. ج. 2- غ. ر. 3- ث. ب. با وکالت آقایان الف. ک. و پ. ح. به طرفیت 1-ن. گ. 2-ح. گ. به خواسته مطالبه اجرت المثل ایام تصرف خواندگان در پلاک ثبتی 3829/6933 واقع در بخش 2 تهران از تاریخ 19/2/1383 لغایت زمان خلع ید به انضمام خسارات دادرسی به شرح ستون خواسته و متن دادخواست تقدیمی توضیح این که احد از وکلای خواهان با ارائه لایحه مثبوت به شماره 880144-26/1/1388 مبدأ مطالبه خواسته مذکور را از 26/7/85 اعلام نموده است.

از توجه به مفاد عرض حال ارائه شده و مستندات ابرازی آن و با عنایت به محتویات پرونده اجرأیی تحت شماره کلاسه 84/5511/1 و متعاقب احراز مالکیت متداعییان در رقبه ثبتی ذکر شده در فوق و تشکیل اولین جلسه دادرسی دادگاه در جهت رسیدگی به دعوی مطروحه در مورخه 1/2/1388 قرار ارجاع امر به کارشناس صادر و کارشناس منتخب محکمه طی [نظریه] شماره 880415-19/2/88 به طور مشروح و مبسوط اقدام به اعلام نظریه کارشناسی نموده است نظر به این که در پی ابلاغ نظریه مرقوم به متداعیین و انقضای موعد مقرر قانونی اعتراضی از سوی صاحبان دعوی به عمل نیامده است و از طرفی عقیده کارشناسی منطبق با اوضاع و احوال محقق و مسلم مسئله می باشد و طرفین مورد دعوی قرار گرفته (خواندگان) دفاعی در مقابل دعوی متداعیان به عمل نیاورده و نیز تصرفات خود را مورد انکار قرار نداده اند و خوانده ردیف اول نه در دادرسی شرکت و نه اقدام به تنظیم و ارسال لایحه نموده است و این که قرار کارشناسی صادره با حضور خواهان ها و احد از خواندگان اجرا گردیده است و سایر محتویات موجود در پرونده دادگاه دعوی اقامه شده را صرفاً تا زمان صدور حکم (1/4/1388) ثابت تشخیص داده و مستنداً به مواد 48و194و198و519 قانون آیین دادرسی در امور مدنی و نیز ماده 98 قانون مرقوم و قواعد فقهی تسبیب و لاضرر و ماده 265 از قانون مدنی حکم به محکومیت خواندگان به ترتیب 1- ن.

گ. به پرداخت مبلغ دویست و سی و دو میلیون و هشت صد هزار ریال از بابت تصرفات وی در واحد شماره 4 از مورخه 26/7/1385 لغایت 26/3/1388 و نیز مبلغ دویست و هفتاد و یک میلیون و چهارصد هزار ریال به جهت تصرفاتش در واحد شماره 6 از تاریخ 26/7/1385 تا26/3/88 2-ح. گ. به تأدیه مبلغ دویست و سی و سه میلیون و شش صد هزارریال از بابت تصرفات وی در واحد شماره 8 از تاریخ 26/7/1385 لغایت 26/12/1387 (باتوجه به تخلیه واحد مذکور در اوایل سال جاری که درنظریه کارشناسی اعلام گردیده است) همچنین مبلغ دویست و شصت میلیون و چهارصدهزارریال به جهت تصرفات به عمل آمده در واحد شماره 9 از مورخه 26/7/1385 تا 26/3/88 به پرداخت مبلغ 000/156 ریال به عنوان هزینه دادرسی و دستمزد کارشناسی به میزان 000/000/30 ریال و حق الوکاله وکیل بر اساس نرخ تعرفه مربوطه در حق خواهان ها به نسبت سهم آن ها در پلاک ثبتی 3829/6933 واقع در بخش دو تهران به طور بالمناصفه صادر و اعلام می دارد. خواسته مطروحه به مقدار بیشتر از موضوع حکم (تا زمان خلع ید) به سبب عدم قابلیت تعیین زمان خلع ید ب

📜

رأی دادگاه

محکوم به رد بوده و مستنداً به ماده 198 قانون آیین دادرسی در امور مدنی حکم به رد آن صادر و اعلام می دارد. رأی صادره در قسمت اول صرفاً نسبت به خوانده اول (ن. گ. ) غیابی و در ظرف مدت بیست روز پس از ابلاغ قابل واخواهی در همین دادگاه و در سایر موارد نسبت به همه اصحاب دعوی حضوری و در ظرف مدت بیست روز پس از ابلاغ قابل درخواست تجدیدنظر در محاکم تجدیدنظر استان تهران می باشد. بدیهی است پس از حصول قطعیت دادنامه صدور قرار اجرأییه منوط به تودیع هزینه دادرسی می باشد. رئیس شعبه 30 دادگاه عمومی حقوقی تهران - طاهری در مورد واخواهی آقای ن. گ. ، با وکالت آقای م. ن. به طرفیت خانم ها ث. ب. و غ. ر. با وکالت آقایان الف. ک. و پ. ح.

به خواسته واخواهی نسبت به دادنامه شماره 8800253 منتج از پرونده کلاسه 87000511 همین دادگاه و تقاضای ابطال سند و نتیجتاً ابطال عملیات اجرأیی به شرح متن دادخواست مقوم 000/000/ 51 ریال دادگاه باعنایت به این که عمده دلیل و استدلال وکیل واخواه این است که دستور فروش موضوع محتویات پرونده اجرأیی کلاسه 83/5/535 شعبه پنجم دادگاه عمومی تهران و اقدامات اجرأیی موافق قانون نبوده و سند اجرأیی انتقالی واخواندگان صحیح نبوده است؛ لذا صدور حکم بر محکومیت واخواه به پرداخت اجرت المثل صحیح نبوده است. نظر به این که اولاً: صرف تخلف سردفتر در انتقال سند از موجبات ابطال سند نمی باشد و از طرفی تا به حال دلیل بر بطلان سند انتقال اجرأیی ارائه نشده است بلکه واخواه در واخواهی خود نسبت به دادنامه مورد واخواهی خواسته اضافی غیر مرتبط با دعوی اصلی مبنی بر ابطال سند اجرأیی و ابطال عملیات اجرأیی را طرح و اقامه نمودند که در دعوی واخواهی نسبت به دعوی اصلی مورد واخواهی رسیدگی می شود و رسیدگی به خواسته دیگر که در دعوی اصلی مطرح نبوده صحیح نمی باشد.

ثانیاً: اشکال و اختلافات اجرأیی یا ابطال عملیات اجرأیی می بایست در همان پرونده اجرأیی مطرح و مورد رسیدگی دادگاهی که اجرا توسط آن صورت می گیرد اقدام پذیرد. رسیدگی به اختلاف و اشکال اجرأیی در دعوی دیگر در واخواهی به دادنامه دیگر که سبب و موضوع دعوی آن غیر از موضوع اختلاف اجرأیی پرونده دیگری می باشد صحیح نیست. ثالثاً: با انتقال اجرأیی و مالکیت منتقلٌ الیهما فارغ از صحت و سقم اقدامات اجرأیی دستور فروش پرونده دیگر متصرف فاقد اذن دارأی ید ضمانی الزامات خارج از قراردادی و استیفا ناروا محسوب می گردد که می بایست از اجرت المثل ایام تصرف له مالک عهده دار گردد و مالکیت واخوانده از زمان دستور تملیک واجد اثر می باشد.

لذا دادگاه دعوی واخواهی را غیر ثابت تشخیص و به استناد مفهوم ماده 306 قانون آیین دادرسی مدنی حکم بر بطلان دعوی واخواهی صادر و اعلام می نماید در مورد دعوی ابطال سند و ابطال عملیات اجرأیی دستور فروش پرونده اجرأیی کلاسه 83/535 نظر به این که طرح دعوی مذکور در قالب دعوی مستقل و خواسته به انضمام واخواهی نسبت به دادنامه دیگر موافق قانون نبوده مستنداً به ماده 2 قانون آیین دادرسی مدنی قرار رد دعاوی مذکور صادر و اعلام می گردد. رأی صادره غیر حضوری و ظرف مدت بیست روز از تاریخ ابلاغ قابل تجدیدنظرخواهی در محاکم محترم تجدیدنظر استان تهران می باشد. دادرس شعبه 30 دادگاه عمومی حقوقی تهران - مداحی

📄 این مطلب گردآوری و در «یک قاضی» بازنشر شده است.مشاهدهٔ منبعِ اصلی ↗
این مطلب را در تلگرام دنبال کنید
کانال @Yek_Ghazii — انتشارِ لحظه‌ایِ مطالب حقوقی
عضویت
این مطلب را در توییتر (ایکس) دنبال کنید
ما را در ایکس دنبال کنید — انتشارِ لحظه‌ایِ مطالب حقوقی
دنبال کنید