خلاصه جریان پرونده
تجدیدنظرخواهی خانم ز. ش. به طرفیت آقای م. ک. نسبت به آن بخش از دادنامه شماره 968 ـ 969 مورخ 6/6/91 صادره از شعبه 237 دادگاه عمومی تهران که دعوی تجدیدنظرخواه به خواسته افزایش مدت ملاقات او با فرزند مشترک به نام ز. متولد 21/8/80 به دلیل بالغه بودن وی و خروج او از تحت حضانت تجدید نظر خوانده محکوم به رد اعلام شده، وارد و موجه نبوده و این بخش از دادنامه تجدیدنظرخواسته مطابق قانون و دلایل موجود در پرونده صادر شده است؛ لذا بااستناد به ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی، ضمن رد تجدیدنظرخواهی،
رأی دادگاه
تأیید می گردد. و اما در خصوص تجدیدنظرخواهی نامبرده به بخش دیگر دادنامه مذکور که در مورد دعوی وی به خواسته تغییر محل ملاقات تجدیدنظرخوانده با فرزند مشترک دیگر به نام ع. (که تحت حضانت تجدیدنظرخواه بوده و در شهر اصفهان اقامت دارد و مطابق رأی صادره قبلی توسط تجدیدنظرخواه جهت ملاقات تجدیدنظرخوانده به شهر قم آورده است) به اعتبار امر مختوم و قضاوت شده قرار رد دعوا صادر شده است، تجدیدنظرخواهی وارد و موجه است و قرار معترض مطابق قانون و دلایل موجود در پرونده صادر نشده است؛ زیرا دعاوی مربوط به حضانت و ملاقات با اطفال از موضوعاتی است که با گذشت زمان و تغییر در وضعیت یکی از طرفین یا فرزند مشترک قابل طرح مجدد در محکمه بوده و مشمول امر مختوم نمی گردد و با توجه به مشکلاتی که تجدیدنظرخواه مطرح کرده است، آوردن فرزند مشترک از اصفهان به قم جهت ملاقات ممکن است خطراتی را متوجه طفل نموده و موجب مشقت و عسر و حرج تجدیدنظرخواه باشد و دادگاه می تواند با استماع اظهارات نامبرده و مداقه در اظهارات و معاذیر ودلایل وی تصمیم جدیدی اتخاذ نموده و در صورت اقتضاء محل ملاقات تجدیدنظرخوانده با فرزند مشترک را تغییر دهد.
لذا با استناد به ماده 353 قانون آیین دادرسی مدنی قرار معترض ٌعنه نقض می شود و پرونده جهت رسیدگی و صدور حکم مقتضی ماهوی در این قسمت از دعوی مطروحه به دادگاه بدوی عودت داده می شود. این رأی قطعی است. رئیس شعبه 30 دادگاه تجدیدنظر استان تهران ـ مستشار دادگاه بیگدلی ـ آل حبیب