یک قاضی1GHAZI.PRO
@Yek_Ghazii
خانه / آرای قضایی
آرای قضایی

نمونه رای با موضوع: طلاق به طرفیت آقای ا

🗓 1400/03/13⚖️ یک قاضی
حوزه رأیخانواده
مرحله رسیدگیتجدیدنظر
تاریخ رأی1400/03/13
شماره دادنامه99099715951011124
شماره پروندهثبت نشده
🗂

خلاصه جریان پرونده

در تاریخ 1400/3/13 آقای ج. ا. د. به وکالت از طرف خانم ف. ا. حاجی محله فرزند ا. دادخواستی به خواسته طلاق به طرفیت آقای ا. س. فرزند م. به دادگاه عمومی ( حقوقی ) شهرستان نکا تقدیم کرده و اظهار داشته است. موکله به موجب سند ازدواج پیوستی به عقد نکاح دایم خوانده درامده که حاصل زندگی مشترک یک فرزند 6 ساله بنام م. می باشد. و حسب اظهار موکل پس از زندگی مشترک خوانده با سوی رفتار و حس بدبینی نسبت به موکل عرصه زندگی را بر وی تنگ نموده به طوری که در سال 94 به لحاظ اختلاف فی مابین یا طرح دعوی از سوی موکل با وساطت اقوام پس از تعهد کتبی از سوی خوانده موکل به زندگی برگشته ولی نامبرده به رفتار خویش ادامه داده و با اختلال خلقی و رفتار نامناسب و تهمت به موکل مجددا در سال 96 موکل را از منزل بیرون کرد و مجددا موکل به خاطر فرزندش به زندگی برگشته و نام برده در سال 97 نیز به رفتارهای گذشته ادامه داده و زندگی را برأی موکل غیرممکن ساخته است. به موجب نظر پزشکی قانونی که در پرونده تمکین به شماره 990307 نامبرده دارأی اختلال خلقی به همراه روان پریشی بوده که موجب مخاطرات جان و روان برأی موکل می گردد.

و در تربیت فرزند نیز موثر می باشند لذا صدور حکم شایسته به شرح متون خواسته مورد استدعا است. پرونده در شعبه اول دادگاه عمومی ( حقوقی ) مطرح شده است. پس از تعیین وقت و دعوت طرفین آقای م. ع. ج. خانه با ارأیه وکالت نامه خود را به وکالت از طرف خوانده به دادگاه معرفی کرده و در لایحه تقدیمی مطالبی در خصوص اهمیت خانواده و خطرات و اسیب های ناشی از طلاق بیان کرده و ادعای عسر و حرج خواهان را بلا دلیل دانسته و خواستار اتخاذ تصمیم شایسته شده است. در تاریخ 1400/3/4 جلسه دادگاه با حضور طرفین و وکلای ان ها تشکیل شده است. دادگاه پس از استماع اظهارات انان قرار ارجاع امر به داوری صادر کرده است. آقای ج. ا. حاجی * فرزند ا. به عنوان داور زوجه و آقای س. ح. م. فرزند س. ه. به عنوان داور زوج معرفی شده اند آقای ج. ا. حاج محله داور زوج با اعلام میسر نشدن سازش بین زوجین، طلاق و جدایی را تنها راه باقی مانده دانسته است. ( برگ 29 پرونده ) لکن آقای س. ح. م. در لایحه تقدیمی اعلام داشته است. که زوج میلی به جدا شدن ندارد. و مشکل خاصی وجود ندارد. که قابل حل نباشد.

و با جدایی زوجین اینده فرزند مشترک تباه خواهد شد لذا جدایی انان به صلاح نیست و ادامه زندگی مشترک امکان پذیر است. ( برگ 32 پرونده ). دادگاه قرار استماع شهادت شهود خواهان را صادر و سابقه مراجعه آقای ا. س. در اردیبهشت سال 1398 را از * استعلام کرده است. که تصویر اوراق پرونده درمانی مشارالیه که ظاهرا مربوط به بریدگی انگشت شست و ساعد دست راست وی در تاریخ 98/2/28 بوده واصل و ضمیمه پرونده شده است. در تاریخ 1400/5/4 دادگاه از آقایان ج. ا. حاجی م. متولد سال 1368 و م. ا. حاجی محله متولد سال 1369 فرزندان ا. به عنوان گواهان خواهان تحقیق کرده که در مورد بدرفتاری زوج نسبت به زوجه شهادت داده اند توضیح این که گواهان مذکور برادران زوجه می باشند در جلسه اخیر وکیل خواهان اظهار داشته است. گواهان شهادت دادند پاسخ استعلام از بیمارستان واصل شد و تعهدنامه تقدیم دادگاه گردید. نظریه پزشکی قانونی در پرونده تمکین 990307 همین دادگاه امده است. که زوج مشکل روحی و روانی دارد. و صدور حکم به شرح دادخواست مورد تقاضاست.

خوانده اظهار داشته است.

در خصوص پاسخ بیمارستان من پارسال به بیمارستان رفتم و بابت اسیب دستم بود که با شیشه بریده شد اما شکستگی شیشه بابت درگیری با فرزندم نبود بابت توپ بازی با فرزندم بود که شیشه شکست و دستم را برید.

در خصوص تعهدنامه این تعهدنامه مربوط به سال ها قبل است. و به خواسته بزرگ ترها این تعهد را دادم چون زن و بچه ام را دوست داشتم.

وکیل خوانده اظهار داشته است. هر دو گواه برادران خواهان هستند که همسران خود را طلاق داده اند و طلاق همسران نشان می دهد که شهادت ان ها از عدالت خارج است. موکل هیچ مشکل روحی و روانی ندارد. تقاضا داریم اگر لازم باشد. موکل مجددا به پزشکی قانونی معرفی شود. دادگاه در همین جلسه پرونده استنادی 9900307 شعبه اول حقوقی * را ملاحظه و مطالب ان را در صورت جلسه درج کرده است. که حکایت از این دارد. که آقای ا. س. فرزند م. با وکالت خانم ث. ص. دادخواستی به طرفیت خانم ف. ا. ح. محله با وکالت آقای ج. ا. د. به خواسته الزام خوانده به تمکین مطرح و اظهار نموده که زوج بدون عذر شرعی از انجام تکالیف قانونی خود امتناع و منزل مشترک را ترک کرده است. و علی‌رغم درخواست های مکرر و وساطت بستگان و ارسال اظهارنامه حاضر به تمکین نیست. در برابر این ادعا خوانده بیان نمود من حاضرم با شوهرم زندگی کنم ولی وی مشکل روحی و روانی دارد. و سال هاست که مریض است. حتی در سال 1394 در * بستری بود. بارها نسبت به من سوی رفتار داشته تعهد داد که پیگیر درمانش شود.

ولی داروهایش را مصرف نمی کند یک بار نصف شب زیر گلویم چاقو گذاشت در مراسم فوت مادرش جلوی همه به من تهمت زد که با دیگران ارتباط دارم. من برأی تمکین امنیت جانی و روانی ندارم. . . . بنابر مراتب و بررسی ادعای زوجه، خواهان به پزشکی قانونی معرفی و اختلال خلقی همراه با علایم روان پریشی زوج به نحوی که مخاطرات جانی و روانی برأی زوجه به همراه داشته باشد. در 2 مرحله مورد تایید پزشک قانونی و کمیسیون پزشکی قانونی استان مازندران قرار گرفته است. و پس از ابلاغ به وکیل خواهان نیز ایراد موثری نسبت به این نظریات اعلام ننموده است. لذا با توجه به بیماری روحی و روانی که در خواهان مستقر است. حضور زوجین با یکدیگر در منزل مشترک می تواند برأی زوجه مخاطراتی را به همراه داشته باشد. و خوف ضرر جانی و روحی و روانی برأی زن دور از ذهن نیست و نهایتا دادگاه به موجب دادنامه شماره 99099715951011124 حکم به بطلان دعوی خواهان صادر کرده و اعتراض خواهان به موجب دادنامه شماره 9909971516502547 رد و دادنامه تجدیدنظر خواسته تایید شده است.

پس از ملاحظه پرونده استنادی مذکور دادگاه با اعلام ختم رسیدگی اقدام به صدور رأی شماره 140047390003591130-1400/5/13 نموده که به موجب ان سوی رفتار زوج نسبت به زوجه و توهین و افترا نسبت به زوجه و اختلال عمده روانی زوج احراز و ادامه زندگی مشترک به لحاظ سوی رفتار زوج نسبت به زوجه و توهین و فحاشی و افترا و اختلالات عمده روان پزشکی زوج با علایم خلقی و روان پریشی موجب عسروحرج زوجه دانسته شده و مستندا به ماده 1113 قانون مدنی ناظر بر مواد 1133 و 1136 و 1139 و 1140 و 1143 و 1144 و 1145 و 1146 قانون مذکور و مواد 29 و 33 و 35 و 37 و 38 قانون حمایت خانواده حکم به الزام خوانده به طلاق صادر و مقرر شده که در صورت امتناع زوج از اجرأی احکام طلاق سردفتر به نمایندگی از دادگاه نسبت به اجرأی صیغه طلاق اقدام نماید. نگهداری و حضانت فرزند مشترک زوجین به نام م. 6 ساله به مادر واگذار و حق ملاقات برأی پدر ساعت 17 روز پنجشنبه لغایت ساعت 15 روز جمعه هر هفته تعیین شده است. در رأی اضافه شده است.

در خصوص حقوق مالی زوجه و نفقه فرزند مشترک با توجه این که زوجه در جلسه مورخ 1400/3/4 اعلام کرده که جداگانه اقدام کرده و در این پرونده ادعایی ندارد. و جهیزیه نیز در اختیار اوست دادگاه مواجه با تکلیف نیست لیکن زوجه در قبال طلاق 20 سکه از مهریه خود را به زوج بذل نموده لذا بعد از اجرأی طلاق زوج نسبت به این قسمت از مهریه بری الذمه است. طلاق از نوع خلع و باین است. و زوجه مکلف به نگهداشتن عده به مدت سه طهر از زمان اجرأی صیغه طلاق می باشد. و ارأیه گواهی پزشک ذیصلاح درمورد وجود یا عدم جنین برأی ثبت طلاق الزامی است. تجدیدنظرخواهی آقای ا. س. نسبت به رأی مذکور به موجب دادنامه شماره 140047390004882729- 1400/6/28 شعبه 12 دادگاه تجدیدنظر استان مازندران رد و ضمن توضیح این که زوجه 70 عدد سکه بهار ازادی بابت مهریه در قبال اجرأی صیغه طلاق به زوج بذل نموده رأی تجدیدنظر خواسته با اصلاح به عمل امده تایید و ضمنا در اجرأی تبصره یک ماده 33 قانون حمایت خانواده به سردفتر در اجرأی صیغه طلاق در صورت امتناع زوج نمایندگی داده شده است. پس از ابلاغ دادنامه آقای م. ع. ج.

به وکالت از طرف زوج در مهلت مقرر قانونی به استناد بندهای الف و ج و ه ماده 348 قانون آیین دادرسی مدنی نسبت به ان فرجام‌خواهی کرده و در دادخواست فرجامی به طور خلاصه مطالبی در مورد اهمیت خانواده و اسیب های ناشی از طلاق بیان کرده است. سپس اظهار داشته است. به موجب مواد 1121 و 1125 و 1207 و 1211 قانون مدنی اگر زوج بعد از عقد دچار جنون و بیماری روانی اعم از دایمی و ادواری شده این امر موجب فسخ نکاح خواهد بود بنابرأین درخواست طلاق به موجب عقد نامه که اصالت ان مورد تردید می باشد. مغایر با مواد قانونی یاد شده می باشد. زیرا چنانچه افراد در حکم دیوانه یا بیمار روانی در حال فقدان شعور و اراده اعمال حقوقی انجام دهند به جهت فقدان قصد عمل حقوقی ان ها باطل است. لذا دعوی به شکل قانونی مطرح نشده است. در ادامه دادخواست به عدالت گواهان زوجه خدشه وارد شده و نیز اضافه شده که موکل مدعی است. که هیچ گونه مشکل روحی و روانی و یا اختلالات مربوط به ان را ندارد. و تقاضای معرفی به پزشکی قانونی جهت بررسی و صحت این موضوع را دارد. پس از انجام تکالیف دفتری و رفع نقص و تبادل لوایح و وصول لایحه آقای ج. ا. د.

وکیل فرجام خوانده پرونده به دیوان عالی کشور ارسال و به شعبه چهلم ارجاع شده که مورد بررسی قرار گرفت و لوایح وکیل های طرفین هنگام شور قرأیت خواهد شد. هییت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرأیت گزارش آقای ع. خ. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده و نظریه کتبی آقای ی. ی. دادیار دیوان عالی کشور اجمالا مبنی بر دادنامه فرجام خواسته، با توجه به محتویات پرونده، نظریه پزشکی قانونی، گواهی گواهان و بذل قسمت اعظم از حقوق مالی زوجه به زوج در قبال صدور حکم طلاق و احراز عسر و حرج زوجه، مطابق قانون صادر و به استناد ماده 370 قانون آیین دادرسی مدنی عقیده به تایید رأی فرجام خواسته دارم.

در خصوص دادنامه شماره 140047390004882729- 1400/6/28 فرجام خواسته مشاوره نموده چنین رأی می دهد: رأی شعبه با توجه به محتویات پرونده و ازجمله نظریه شماره 200/99/ک/13– 99/6/23 کمیسیون روان پزشکی اداره کل پزشکی قانونی استان مازندران که به حکایت ان آقای ا. س. مبتلا به اختلال عمده روان پزشکی با علایم خلقی و روان پریشی می باشد. که سبب دشواری در فرأیند زندگی مشترک و مخاطرات جانی و روانی برأی زوجه می شود. دادنامه فرجام خواسته در مورد الزام فرجام خواه به طلاق همسرش ( خانم ف. ا. حاجی محله ) با شرأیط تعیین شده برابر قانون صادر شده و مغایرتی با موازین شرعی و مقررات قانونی ندارد. و فرجام‌خواهی وکیل مشارالیه به نحوی نیست که نقض ان را ایجاب نماید. لذا با رد فرجام‌خواهی وی مستندا به ماده 370 قانون آیین دادرسی مدنی رأی فرجام خواسته ابرام و پرونده به دادگاه صادرکننده رأی اعاده می شود. / ل-1401/4/11 شعبه چهلم دیوان عالی کشور رییس: ع. خ. عضو معاون: س. ع.

📄 این مطلب گردآوری و در «یک قاضی» بازنشر شده است.مشاهدهٔ منبعِ اصلی ↗
این مطلب را در تلگرام دنبال کنید
کانال @Yek_Ghazii — انتشارِ لحظه‌ایِ مطالب حقوقی
عضویت
این مطلب را در توییتر (ایکس) دنبال کنید
ما را در ایکس دنبال کنید — انتشارِ لحظه‌ایِ مطالب حقوقی
دنبال کنید