یک قاضی1GHAZI.PRO
@Yek_Ghazii
خانه / آرای قضایی
آرای قضایی

نمونه رای با موضوع: گواهی عدم امکان سازش و تعیین تکلیف حقوق مالی زوجه

🗓 1401/06/06⚖️ یک قاضی
حوزه رأیخانواده
مرحله رسیدگیفرجام
تاریخ رأی1401/06/06
شماره دادنامهثبت نشده
شماره پروندهثبت نشده
منبع عنوانGemini ـ خواسته‌محور
📄

متن رأی

در تاریخ 1401/6/6 آقای ه. ح. ن. ج. خ. بوکالت از طرف آقای س. ط. د. بطرفیت خانم ن. خ. دادخواستی بخواسته صدور گواهی عدم امکان سازش جهت اجرأی صیغه طلاق بلحاظ اختلافات پیش امده بین زوجین تقدیم نموده که حسب الارجاع در شعبه *ثبت و مورد رسیدگی قرار میگیرد.

خواهان طی لایحه مورخ 1401/11/24 وکیل خود را از وکالت خویش عزل نموده و متعاقبا خانم م. ع. ا. کاراموز وکالت با تقدیم وکالتنامه از جانب خواهان ( زوج ) اعلام وکالت نموده است. و هم چنین آقای ا. ق. ز. کاراموز وکالت با تقدیم وکالتنامه از جانب خوانده ( زوجه ) اعلام وکالت نموده است. در جلسه رسیدگی مورخ 1401/11/26 که با حضور وکلای طرفین و زوجه تشکیل گردیده وکیل خواهان اظهار داشت خواسته بشرح دادخواست تقدیمی است. موکل حدود 25 سال قبل خوانده را به عقد نکاح دائم خود دراورده که حاصل ان سه فرزند مشترک باسامی ف. 22 ساله و م. 19 ساله و ز. 10 ساله می باشد. حال قادر به ادامه زندگی مشترک نبوده و قصد طلاق خوانده را با پرداخت حق و حقوق شرعی و قانونی دارد.

در خصوص نفقه معوقه خوانده تا برج هفتم امسال از سوی شورأی حل اختلاف رأی صادر شده و هر ماه یک میلیون تومان تعیین نفقه شده است. و تا حالا در خصوص مهریه حکمی صادر نشده است. و بیشتر جهیزیه خوانده مستهلک شده و خوانده جهیزیه ای نزد خواهان ندارد. بند الف شرط ضمن عقد امضا شده است. ولی اصل سند در دست موکل نمی باشد.

وکیل خوانده ( زوجه ) اظهار داشت با توجه به اینکه مهریه موکل ناچیز است. لذا در صورت اصرار خواهان به طلاق تقاضای تعیین اجرت المثل برأی ایام زوجیت داریم. نفقه موکل نیز پرداخت نشده و کلا برأی چهار ماه از شورأی حل اختلاف نفقه تعیین شده بود. موکله لیست جهیزیه امضا شده ندارد. موکله تقاضای دریافت حقوق خود وفق بند الف شروط را دارد. فرزند ان با موکله زندگی می کنند و در خصوص نفقه ز. تا کنون حکم صادر نشده و دادگاه در این خصوص تعیین تکلیف نماید. موکله کارهای منزل را به قصد دریافت اجرت المثل انجام داده و به دستور خواهان بوده است. و اصل هم بر عدم تبرع است. و انکه خلاف اصل ادعا می کند باید ثابت کند و در مورد شرط تنصیف، باظهار موکله زوج در حال حاضر هیچ اموالی ندارد. و ابتدا امولش را بنام دیگران منتقل کرده و بعد دادخواست طلاق داده است. زوجه اعلام نموده که هنوز وارد دوران یایسگی نشده است. دادگاه قرار ارجاع امر بداوری صادر نموده و داور منتخب خواهان و داور منصوب خوانده هر یک نظریه کتبی خود را که حاکی از عدم حصول سازش بین طرفین بوده تقدیم داشته اند.

سرانجام دادگاه ختم رسیدگی را اعلام و پس از اظهار عقیده قاضی مشاور بموجب دادنامه شماره *مورخ 1402/3/1 با توجه به خواسته خواهان ( زوج ) و موثر واقع نشدن مساعی دادگاه و داوران منتخب جهت اصلاح ذات البین و اصرار خواهان بر متارکه و لحاظ نظریه قاضی مشاور، دعوی خ. ان را وارد تشخیص و باستناد مواد 1133 و 1143 و 1145 و 1148 قانون مدنی و مواد 26 و 34 قانون حمایت خانواده گواهی عدم امکان سازش بین زوجین جهت اجرأی صیغه طلاق از نوع رجعی و ثبت رسمی ان صادر و مدت اعتبار گواهی صادره را سه ماه از تاریخ ابلاغ رأی قطعی یا قطعی شدن رأی اعلام نموده و با توضیح اینکه بعلت عدم احراز ( دستور ) خواهان به خوانده جهت انجام کارهای منزل مشترک اجرت المثل به خوانده تعلق نمیگیرد و در مورد بند ( الف ) شرط ضمن عقد نکاح نیز اموالی که مشمول باشد. معرفی نشده است.

و مقرر داشته که اجرأی صیغه طلاق موکل به پرداخت 1 مهریه وفق سند نکاحیه به نرخ روز 2 نحله برأی 25 سال زندگی مشترک بمیزان یکصد میلیون تومان 3 نفقه از تاریخ 1401/8/1 تا تاریخ اجرأی صیغه طلاق هر ماه یک میلیون تومان 4 نفقه ایام عده خوانده هر ماه یک میلیون و سیصد هزار تومان از سوی خواهان به خوانده می باشد. فرزند مشترک صغیر بنام ز. که به سن بلوغ شرعی رسیده فعلا با مادرش ادامه زندگی میدهد و نفقه اش هر ماه یک میلیون تومان با افزایش سالانه وفق نرخ تورم توسط خواهان پرداخت خ. د شد. پس از ابلاغ رأی صادره وکیل زوجه در مهلت قانونی با تقدیم دادخواست نسبت به ان تجدیدنظر خواهی نموده که پس از تبادل لایحه و وصول پرونده بمرجع تجدیدنظر *وضوع رسیدگی و طی دادنامه شماره *مورخ 1402/4/20 اعتراض تجدیدنظر خواه را غیر موجه و دادنامه تجدیدنظر خواسته را مطابق موازین قانونی تشخیص و ضمن رد تجدیدنظر خواهی تجدیدنظر خواه باستناد ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه تجدیدنظر خواسته را عینا تایید نموده است.

دادنامه اخیر الذکر در تاریخ 1402/4/21 به زوجه و وکیل او ابلاغ شد و وکیل زوجه در تاریخ1402/5/9 با تقدیم دادخواست نسبت به دادنامه مرقوم فرجام‌خواهی نموده که پس از تبادل لایحه و وصول پرونده به دیوان عالی کشور جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع گردیده است. دادخواست فرجامی و لایحه جوابیه به هنگام شور قرائت میگردد.

هیأت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید.

پس از قرائت گزارش آقای ح. ع. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رأی می دهد:

📄 این مطلب گردآوری و در «یک قاضی» بازنشر شده است.مشاهدهٔ منبعِ اصلی ↗
این مطلب را در تلگرام دنبال کنید
کانال @Yek_Ghazii — انتشارِ لحظه‌ایِ مطالب حقوقی
عضویت
این مطلب را در توییتر (ایکس) دنبال کنید
ما را در ایکس دنبال کنید — انتشارِ لحظه‌ایِ مطالب حقوقی
دنبال کنید