رأی دادگاه
در خصوص فرجامخواهی آقای پ. د. ف. با وکالت خانم ط. ش.
وکیل پایه یک دادگستری بطرفیت آقایان و خانمها س. - م. - م. - ص. - ب. - م. - ع. - ع. - ب. ش. همگی د. ف. ( فرجامخواندگان ) نسبت به دادنامه فرجامخواسته که بموجب ان دعوی نخستین فرجامخواندگان علیه آقایان و خانمها پ. - ع. - ب. - ع. شهرت همگی د. ف. بخواسته نفی نسب از آقای پ. د. ف. ( فرجامخواه فعلی ) در رابطه پدر، فرزند ی با م. م. د. ف. منتهی به صدور حکم نفی نسب برادری فرجامخواه با دو تن از فرجامخواندگان به اسامی م. و ب. ش. هر دو د. ف. ب. ع. فرزند م. مرحوم م. د. ف. شده است. صرفنظر از موارد ذیل ( 1-مفاد دعوی اولیه فرجامخواندگان حاکی از انست که آقای پ. د. ف. ر. فرزند م. مرحوم م. د. ف. و خانم ف. ع. ا. ن. نمی دانند و به عبارتی دیگر خواهانهای اولیه ادعای نفی نسب فرجامخواه با والدین مذکور را دارند در حالیکه دادگاه محترم بر اساس نتایج ازمایش ( دی- ان- ای ) رابطه برادری بین آقایان پ. د. ف. و م. و ب. ش. هر دو د. ف. از پدر مشترک را نفی نموده که با خواسته اولیه منطبق نبوده و بنحوی خارج از خواسته محسوب می شود. 2-با فرض اینکه دادگاه فقدان رابطه برادری بین نامبردگان را احراز کرده باشد.
این امر ربطی به نفی رابطه پدر و فرزند ی بین فرجامخواه و م. م. د. ف. ندارد. 3-در دادخواست نخستین فرجامخواندگان علاوه بر نام پ. که دعوی متوجه وی بوده است. نامهای ع. - ب. و ع. را نیز به عنوان خوانده ذکر نموده اند که اساسا ادعا ربطی به انان نداشته کما اینکه دادگاه محترم بدوی نیز به این امر اشاره کرده است. با این وصف اصولا با عنایت به جهات ذیل اولا ماده 1258 قانون مدنی ادله اثبات دعوی را چنین برشمرده است. 1-اقرار 2-اسناد کتبی 3-شهادت 4- *5-قسم و از ماده 194 تا ماده 257 به بعد قانون آیین دادرسی مدنی ادله اثبات ادعا را اینگونه احصای کرده است. ( اقرار- اسناد- گواهی- معاینه محل و تحقیق محلی- رجوع به کارشناسی ) ملاحظه می شود. که در هر دو مورد نظر کارشناس و اماره ( نظر ازمایشگاه ) در مراحل اخر و بعد از اقرار- اسناد و شهادت بیان گردیده است. و به عبارت دیگر درجه اهمیت کارشناسی و اماره به مراتب کمتر از سایر دلایل به حساب امده است. ثانیا- یکی از خواهانهای اصلی بنام خانم س. د. ف. درخواست صدور گواهی حصر وراثت کرده است. که بر اساس ان گواهی انحصار وراثت مورخ 1399/8/28 صادر شده است. ( صفحه 7 ).
و در ان گواهی آقای پ. د. ف. ب. ع. فرزند م. م. د. ف. معرفی شده و در واقع متقاضی گواهی مذکور به فرزند ی وی اقرار کرده است. که نتیجتا انکار بعد از اقرار مسموع نیست، مضافا به اینکه گواهی حصر وراثت صادره سند رسمی محسوب است. و نظر کارشناس نسبت به اقرار و سند رسمی از اعتبار کمتری برخوردار می باشد. ثالثا- در شناسنامه خانم ف. ع. ا. ن. همسر وی بنام م. د. ف. و فرزند و. بنام پ. د. ف. معرفی شده اند. ( صفحه 30 مکرر ). و در شناسنامه و کارت ملی پ. د. ف. نیز نام پدر م. و نام مادر ف. اعلام شده است. ( صفحه 21 ). که اسناد رسمی مذکور نیز خلاف خواسته فرجامخواندگان را نشان می دهد. رابعا-استناد به نامه مورخ 1399/12/27 سازمان *استان *در مورد سپردن فرزند ی بنام مستعار ن. به آقای م. د. ف. ( صفحه 47 ) نیز با ایراد مواجه است. زیرا دلیلی بر اینکه فرزند مذکور همین آقای پ. د. ف. باشد. وجود ندارد. خامسا-مرحوم م. د. ف. در زمان حیات خود اقرار به فرزند ی آقای پ. د. ف.
کرده و برأی او به عنوان فرزند خود شناسنامه گرفته و در طول زندگانی خود نیز رابطه پدر، فرزند ی را با فرجامخواه نفی نکرده است، بنا به مراتب رأی دادگاه که مفادا اصرار بر نفی نسب فرجامخواه با مرحوم م. د. ف. به عنوان ( پدر و فرزند ی ) دارد. با اصول و موازین قانونی و قضایی منطبق نبوده و این شعبه همچنان بر نظر خود مبنی بر رد ادعای فرجامخواندگان باقی است. لذا پرونده را بنظر معاونت محترم قضایی دیوان عالی کشور می رساند تا در صورت موافقت دستور فرمایند به استناد قسمت اخیر ماده 408 قانون آیین دادرسی مدنی موضوع در هیأت محترم عمومی اصراری شعب حقوقی دیوان عالی کشور مطرح شود. شعبه * رییس: س. ب. مستشار: م. ا. مستشار: ح. م.