خلاصه جریان پرونده
پرونده کلاسه *تصمیم نهایی شماره * تجدیدنظرخواه: خانم ا. ز. فرزند ب. با وکالت آقای ر. و. خ. چ. فرزند م. به نشانی * تجدیدنظرخوانده: آقای ا. ا. ز. فرزند ع. ب. با وکالت خانم ا. ر. چ فرزند ج. به نشانی * تجدیدنظر خواسته: صدور گواهی عدم امکان سازش به درخواست زوج
رأی دادگاه
در خصوص تجدیدنظرخواهی آقای ر. و. خ. چ. به وکالت از خانم ا. ز. فرزند ب. به طرفیت آقای ا. ا. ز. فرزند ع. ب. به وکالت خانم ا. ر. نسبت به دادنامه شماره *درپرونده کلاسه *صادره از شعبه *که بموجب ان درمورد دعوای تجدیدنظرخوانده به خواسته صدورگواهی عدم امکان سازش به منظور اجرأی صیغه طلاق به درخواست زوجه دادگاه به شرح وکیفیت مندرج دردادنامه معترض عنه به زوج اجازه داده است. که با حصول شرأیط ذیل به یکی از دفاترثبت طلاق مراجعه نسبت به اجرأی صیغه طلاق و ثبت ان اقدام نماید. 1- زوجه به موجب سند رسمی شماره 33430 مورخ 1398/4/27 تمام مهریه و نفقه خود را تا مورخ 98/4/27 دردفترخانه شماره 12 *اباد درقبال صدورحکم طلاق و اجرأی ان درحق زوج بذل نموده است. وحق رجوع را درصورت قطعیت طلاق ازخود سلب و ساقط نموده است. 2- زوجه جهیزیه خود را مسترد نموده است. و در خصوص شرط تنصیف حسب اظهارات وکلیش جداگانه طرح دعوا خواهد شد 3- اجرت المثل زوجه طبق نظریه هیأت سه نفره کارشناسی مبلغ 10/260/000 تومان است. که باید به مشارالیها پرداخت گردد.
4- زوجین فاقد فرزند مشترک می باشند 5- نفقه زوج ازتاریخ 1398/4/27 لغایت 1400/11/30 مبلغ16/002/000 تومان است. و نفقه اسفند ماه سال 1400 مبلغ 600/000 تومان نفقه جاریه درسال 1401 تا اجرأی صیغه طلاق ماهیانه 750/000تومان و همچنین نفقه ایام عده مبلغ 2/850/000 تومان است. ( که زوج مکلف به پرداخت ان ) حسب اظهارات زوجه درجلسه مورخ 1400/10/18 نامبرده باردار نمی باشد. نوع طلاق رجعی و عده ان سه طهر می باشد.
وکیل زوجه درمهلت مقرر قانونی به ان شق ازدادنامه فوق الذکر که زوجه را مستحق مهریه ندانسته است. اعتراض نموده است. که پرونده به شعبه *ارجاع و به موجب دادنامه شماره *( ص 123 ) دادنامه بدوی در دادگاه تجدید نظرعینا تایید می گردد.
وکیل زوجه به شرح صفحه 131 پرونده نسبت به دادنامه *صادره از شعبه پنجم تجدید نظر فرجامخواهی نموده وپرونده به شعبه پازدهم دیوان عالی کشور ارجاع و شعبه مذکور در خصوص فرجامخواهی به عمل امده بدین نحو استدلال نموده که فرجامخواهی نسبت به مهریه معترض بوده و اعتراض وارد و موجه است. زیرا اولا اگرچه زوجه طی سند اقرار نموده کلیه مهریه را درمقابل صدورحکم طلاق وانجام واجرأی ان و قطعیت طلاق درحق زوجه بذل می نماید. وحق رجوع را درصورت قطعیت طلاق سلب واسقاط نموده و دادگاه نیز به اقرارزوجه استناد وی را مستحق مهریه ندانسته است. لیکن 1- زوج بابت بذل مهریه به زوجه وکالت در طلاق داده است. 2- زوجه ازطلاق منصرف شده و ازوکالت استفاده ننموده است. 3- صرفنظر از این موضوع با توجه به درخواست طلاق ازناحیه زوج به زوجه طی اظهارنامه رسمی در *به زوج اعلام نموده به مهریه که طی سند رسمی بذل شده رجوع نموده است. 4- رجوع زوجه قبل از صدور حکم طلاق و قطعیت و یا اجرأی ان که درسند رسمی اشاره شده صورت گرفته است. 5- اگرچه دادگاه به اسقاط حق رجوع زوجه اشاره نموده لیکن مفاد سند رسمی حکایت از اسقاط درصورت قطعیت طلاق دارد.
واین قطعیت محقق نشده و حق رجوع باقی بوده است. ثانیا مطابق ماده 803 قانون مدنی حتی بعد از قبض هبه نیز واهب غیرازموارد خاص ذکرشده و درماده فوق، حق رجوع دارد. خصوصا درمورد فوق که هبه ( بذل ) مشروط به تحقق طلاق بوده است. و شرط نیز محقق نگردیده است. فلذا دادنامه فرجام خواسته را نقض و جهت رسیدگی درشعبه هم عرض اعاده وبه این دادگاه ارجاع شده است. پرونده درجریان رسیدگی قرارگرفته است. تجدیدنظرخوانده و وکیل ایشان با وصف ابلاغ واقعی از طریق سامانه ثنا درجلسه دادگاه حاضر نشده اند و دلیل موثری مخالف ادعای تجدید نظرخواه ارائه نداده اند بنابرأین با توجه به اظهارات وکیل تجدید نظرخواه درجلسه دادرسی مورخ 1401/7/20 استدلال شعبه *و با عنایت به اینکه بذل مهریه درقبال صدور حکم طلاق و قطعیت واجرأی ان بوده است. واما موضوع طلاق به تقاضای زوجه اجرأیی و عملی نشده است. و همچنین زوجه که واهب بوده طبق ماده 803 از قانون مدنی از ما بذل خود رجوع نموده است. ومهریه خود را مطالبه وبراساس دادنامه شماره*صادره از شعبه *در این زمینه منتج به صدور رأی شده است.
فلذا اولا تجدیدنظرخواهی به عمل امد راجع به ان قسمت ازدادنامه تجدید نظرخواسته که زوجه را مستحق مهریه ندانسته است. وارد تشخیص به استناد ماده 358 ازقانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی ومواد 803 و 1082 از قانون مدنی ضمن نقض دادنامه مذکور از این حیث در بند 1 دادنامه معترض عنه اضافه می گردد. زوجه مهریه خود رابه صورت جداگانه مطالبه زوج مکلف به پرداخت ان است. و ثانیا درسایرقسمت های دادنامه موصوف نظر به اینکه اعتراض موثری که موجبات فسخ دادنامه تجدید نظرخواسته را ایجاب نماید. اقامه نگردیده و بررعایت اصول وقواعد دادرسی نیزظاهرا اشکال عمده ای ملاحظه نمی شود. بنابرابن به استناد به ماده 358 از قانون یاد شده ضمن رد اعتراض تجدیدنظرخواهی از این حیث دادنامه تجدیدنظرخواسته تایید واستوار می گردد. ، رأی صادره حضوری محسوب ظرف بیست روز پس از ابلاغ قابل فرجامخواهی در دیوان عالی کشور است. ٪ ا ا. ن. م. ح. د. مستشار شعبه *مستشار شعبه *