خلاصه جریان پرونده
آقای م. ج. ا. با وکالت آقای س. م. ک. ف. بطرفیت خانم ز. گ. دادخواستی به خواسته فسخ نکاح مورخ 1400/3/31 موضوع سند نکاحیه 463425تنظیمی در دفتر ازدواج شماره 328 که در تصویر سند ازدواج صفحه اول هویت خوانده منعکس است.
وکیل خواهان توضیح داده موکل پس از چندروز از ازدواج بدون هیچگونه مواقعه ای با خوانده با وجود دلایل مدارکی متوجه این موضوع می شوند که ایشان دوشیزه نمی باشد. این موضوع را پنهان نموده اند لذا با تقدیم این دادخواست نظر به اینکه عقد ازدواج بر مبنای باکره بودن خوانده بوده است. و موکل اینجانب از این موضوع مطلع نبوده مستندا به ماده1128 قانون مدنی صدور حکم بر فسخ نکاح با احتساب کلیه خسارات دادرسی مورد تقاضای می باشد. پرونده به شعبه *ارجاع گردیده است. دادگاه وقت جهت رسیدگی تعیین نموده است. در جلسه 1400/5/17 وکیل خواهان و خوانده حضور دارند وکیل خواهان گفته است. خواسته به شرح دادخواست تقدیمی است.
خوانده دوشیزه نبوده است.
وکیل خوانده گفته است.
در خصوص دادخواست و اظهارات خواهان اینکه خواهان با خوانده شمال مسافرت رفته اند و خوانده را ازاله بکارت کرده اند و در خصوص جنون پزشکی قانونی تعیین تکلیف می کند هیچ جنونی وجود ندارد. و موکل با همسر خودش یعنی خواهان رابطه داشته است. حاضر به پزشکی قانونی برویم لایحه وکیل خواهان در برگ 30پرونده پیوست شده است. که در ان گفته است. موکل پس از چند روز با شخصی بنام ح. ر. ر. اشنا می شود. که حدودا 4سال با خوانده در ارتباط بوده و حتی ازمایش خون قبل از ازدواج خود را با خوانده انجام داده بودند و این ارتباط تا بعدازعقد نیز ادامه داشته است. و مدارک موجود مبنی بر صحه گذاشتن این موارد به پیوست می باشد.
همچنین بعد از شرأیط از خوانده درخواست گواهی پزشکی قانونی مبنی بر وجود بکارت صورت گرفت که مشارالیه علاوه بر امتناع این مهم دست به خودکشی نموده است. مدارک در بیمارستان نفت موجود می باشد. که با پیگیری این موضوع موکل متوجه انجام خودکشی دیگر ماههای قبل شده و هم چنین خوانده دارأی مدارک پزشکی مبنی بر بیماری روانی می باشد. که این مورد از موکل پنهان و مخفی مانده است. شایان عرض می باشد. لوحی فشرده مبنی بر صدایی ضبط شده خوانده از آقای ر. موجود می باشد. که تقاضای شخصی در پزشکی قانونی دارد. که گواهی بکارت قبل از ازدواج و بعد از ازدواج را دارند تقاضای دستور لازم جهت اخذ گواهی پزشکی قانونی و پرونده پزشکی *را دارد. دادگاه خوانده را جهت معاینه و اعلام اینکه ازاله بکارت زوجه در چه تاریخی صورت گرفته هم چنین در خصوص ادعای جنون زوجه توسط زوج اعلام شده است. اعلام نظر نمایند پزشکی قانونی در برگ37پرونده اعلام نموده است. در روز جاری ( 1400/7/11 ) از نامبرده ساعت 10 صبح معاینه بعمل امده پرده بکارت از نوع حلقوی متسع ومدخوله می باشد. آقای ر. ز. ص.
وکیل خوانده در لایحه ای از دادگاه خواسته است. ( برگ38 ) چون جهت اعلام نظر حضور زوج و زوجه در مورد ادعای روانی بودن زوجه ضرورت دارد. از موکله در خصوص زوج تست روانی انجام گیرد. پزشکی قانونی در برگ 41پرونده ضمن اینکه نام کوچک ز. گ. را ه. گ. مرقوم داشته است. اعلام نموده است. علیرغم دعوت قبلی ز. ح حضور ندارد. از خانم ه. گ. در این سازمان سوابقی از ابتلای به علایم اختلال خلقی و رفتاری وجود دارد. که در حال حاضر با درمان تحت کنترل نسبی است. ولی اختلال روانی موجب فقدان قوه تمیز احراز نشده و سابقه ای نیز مبنی بر ان ارائه نگردیده دادگاه در تاریخ 1400/8/29 طی دادنامه *پس از ختم دادرسی رأی خود را به این شرح صادر نموده است. ( در خصوص دادخواست آقای م. ج. ا. فرزند ل. ا. با وکالت آقای س. م. ک. ف. بطرفیت خانم ز. گ. فرزند م. با وکالت آقای ر. ز. ص. بخواسته فسخ نکاح دادگاه با عنایت به اوراق و محتویات پرونده واسناد و مدارک متداعیین و دفاعیات وکیل خوانده مبنی بر اینکه خوانده توسط خواهان ازاله بکارت شده است. و دادنامه شماره *پزشکی قانونی جنونی احراز نگردیده است.
و تاریخ ازاله بکارت نیز توسط پزشکی قانونی مشخص نشده است. و اینکه خواهان دلیل کافی جهت اثبات ادعای خود به دادگاه ارائه ننموده است. لذا دادگاه دعوی خواهان را غیر وارد تشخیص داده و مستندا به ماده197 قانون آیین دادرسی مدنی حکم به بی حقی خواهان صادر و اعلام می دارد. رأی صادره حضوری تلقی و ظرف 20روز پس از ابلاغ قابل تجدیدنظرخواهی در محاکم تجدیدنظر *است. از این رأی آقای م. ج. ا. با وکالت س. م. ک. ر تجدیدنظرخواهی بعمل اورده است. با تکرار مطالب قبلی و اینکه موکل او هیچ مواقعه ای با خوانده خانم ز. گ. پس ازعقد نداشته موکل با وجود دلایل و مدارکی متوجه این موضوع می شد که ایشان دوشیزه نمی باشد. و این موضوع را از ایشان پنهان نموده اند که بعد از درخواست از زوجه مبنی بر انجام ازمایش پزشکی قانونی جهت اثبات عدم ازاله بکارت تجدیدنظرخوانده از این امر استنکاف می نماید. و هم چنین موکل متوجه صدایی ارسالی از ایشان داخل واتساپب پیدا می نماید. که زوجه از دوستان خود تقاضامند پیدا کردن شخصی در پزشکی قانونی برأی تایید غیر واقعی وجود بکارت خود می باشد.
که این موارد در داخل لوحی فشرده در پرونده پیوست تقدیم گردیده است. موکل لاجرم اقدام به طرح دادخواست فسخ نکاح مینماید. لیکن قاضی محترم بدوی با توجه به جوابیه پزشکی قانونی که در ان درج شده ازاله بکارت بسیار قدیمی است. و هم چنین انجام فاصله پزشکی قانونی تا زمان عقد که 2ماه می باشد. این ازاله توسط زوج برداشت مینماید. و دعوی فسخ را رد مینماید. لذا نقض رأی صادره و صدورحکم شایسته در حق تضییع شده موکل مورد استدعاست. پس از تشریفات تبادل لوایح و ارسال پرونده به محاکم تجدیدنظر استان شعبه *با ارجاع پرونده به شعبه 60 تجدیدنظر و تعیین وقت و دعوت طرفین که با حضور وکیل خود حاضر شده اند دادگاه بدوا اظهارات تجدیدنظرخواه را در خصوص چگونگی ازدواج زوج با زوجه و ادعای اورا در مورد فسخ نکاح استماع نموده که گفته است. بنده مطابق سند رسمی ازدواج در تاریخ 1400/3/31 با مهریه 313 سکه تمام بهار ازادی ازدواج نمودم مطابق سند ازدواج زوجه را دوشیزه ( باکره ) اعلام کرده است. 6روز بعد از عقد متوجه شدم وقتی که گوشی همسرم را داشتم می گشتم دستم بود اسم شخصی بنام ح. ر. ر.
که به همسرم پیام داده بود مثلا با همدیگر دوست بودند حتی فردای روز عقد با همدیگر قرار بیرون گذاشتند و رفتند و این اقا به من گفتند جلو همسرم شماره آقای ر. را گرفتم و تماس تلفنی حاصل ایشان جواب داد خودش را معرفی کرد شایان ذکر است. که 6روز پس از عقد باتفاق همسرم از *دو نفری رفتیم شمال 5روز انجا ماندیم شبها با هم می خوابیدیم البته دخولی انجام ندادیم البته کارهای دیگری مثل بوسیدن داشتیم اما عمل زناشویی انجام ندادیم. در ان 6روز امدم *گوشی وی را بررسی و زنگ زدم جلوی خودش به ر. و پاسخ داد گفتم چه ارتباطی با این خانم دارید گفت شما گفتم من همسرش هستم یکسری الفاظ بد گفت قرار گذاشتم با همدیگر روبرو صحبت کنیم قرا رشد فردای ان روز در *همدیگر را ببینیم از خانم گفتم می شناسید گفت خیر این ارتباط مال دو سال پیش است. فردا سر قرار تنها رفتم *و او هم تنها امده بود صحبت کرد اول یک برگ ازمایش برابر با اصل ان را به من نشان داد که تصویر ان در صفحه 29پرونده درج شده که این خانم و اقا معرفی می شوند برأی ازمایش البته تاریخ 98/1/12 می باشد. قرار بود با هم دیگر ازدواج کنیم پدرش مخالف بوده است.
سر نگرفت از ان زمان با همدیگرارتباط داشتیم در ادامه میگوید ارتباط خودش با ر. و خانواده انان و نیز جریان خودکشی زوجه که حتی با انها نیز این خانم اشنا بوده است. و نهایتا موضوع ازاله بکارت خانم ز. ( ه. ) گ. را به آقای ر. انتساب داده است. دادگاه در جلسه مذکور صدای ضبط شده را استماع نموده در ادامه این جلسه خانم ز. گفته است. ازاله بکارت من توسط همسرم صورت گرفت او با من نزدیکی کرد و من ازاله بکارت شدم زوج قبول نکرده و تقاضای ازمایش و ارجاع امر به کمیسیون پزشکی قانونی را نموده است. پس از انجام تحقیقات تکمیلی مورد نظر دادگاه در تاریخ 1401/2/20 با بررسی اوراق پرونده و ختم دادرسی طی دادنامه ی *رأی خود را ضمن مقدمه ای که از رأی بدوی مبنی بر صدور حکم بر بی حقی آقای م. ج. ا. نسبت به دعوی فسخ نکاح به دلیل باکره نبودن زوجه در زمان عقد نکاح در رأی اورده است.
با توجه به دفاعیات خوانده بشرح گواهی پزشکی قانونی و عدم ارائه دلیل توسط خواهان جهت اثبات ادعای خود بشرح دادنامه موصوف ( رأی شماره 167 مورخ 1400/8/29 شعبه *) اعتراض تجدیدنظرخواه را وارد ندانسته زیرا اولا ادعای تجدیدنظرخواه به مدخوله بودن زوجه قبل از تحقق عقد دائم جلوی صرفا ادعای شخصی بنام ر. که قبلا خواستگار تجدیدنظرخوانده بوده می باشد. و ادعای ر. صرفا ادعای واهی و احتمال عناد و انتقام از مشارالیها با توجه به مخالفت پدر زوجه و رد خواستگاری وی تقویت می گردد. ثانیا ادعای جنون زوجه توسط زوج با توجه به گواهینامه مورخ 1400/7/28 صادره از پزشکی قانونی بشرح پیوستی منتفی می باشد. ثالثا ادعای مدخوله بودن زوجه قبل از انعقاد عقد دائم با تجدیدنظرخواه مطابق قواعد فقهی او اصولی نمی باشد. زیرا 1-تجدیدنظرخواه دلیل مدللی بر ادعای خود ارائه نکرده است. 2- مطابق اظهارات طرفین در این داگاه 6روز پس از انعقاد عقد فیمابین انان دو نفری به سفر شمال رفته بمدت 5شبانه روز در ان محل اقامت نمودند و حتی شبها با همدیگر هم خوابی کردند. البته زوج مدعی است. غیر از دخول سایر مسایل زناشویی را انجام دادند و زوجه مدعی است.
که دخول توسط زوج در همان ایام صورت گرفته است. که خود اماره بر دخول و قول زوجه مطابق با قواعد و مقوم می باشد. رابعا نظریه کمیسیون پزشکی قانونی حکایت از دخول و زمان حدوث ان را بیش از سه هفته اعلام که اماره به دخول در ایام عقد را می باشد. لذا ضمن رد تجدیدنظرخواهی رأی بدوی را تایید و استوار نموده است. اکنون از این رأی نیز آقای م. ج. ا. با وکالت آقای س. م. ک. ر با تقدیم دادخواستی فرجامخواهی نموده است. که هنگام شور متن دادخواست ( برگ45 ) با گزارش عضو ممیز قرائت میشود.
هیأت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید.
پس از قرائت گزارش آقای ع. ن. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده در خصوص دادنامه *1فرجام خواسته مشاوره نموده چنین رأی می دهد