یک قاضی1GHAZI.PRO
@Yek_Ghazii
خانه / آرای قضایی
آرای قضایی

نمونه رای با موضوع: خود ، طلاق تاکید و اصرار

🗓 1400/08/30⚖️ یک قاضی
حوزه رأیخانواده
مرحله رسیدگیفرجام‌خواهی
تاریخ رأی1400/08/30
شماره دادنامهثبت نشده
شماره پروندهثبت نشده
منبع عنوانعنوان پالایش‌شده
📄

متن رأی

بتاریخ 1400/8/30 خانم م. م. خ. دادخواست طلاق بطرفیت همسرش آقای م. ق. طرح و تقدیم داشت و در شرح متن دادخواست تقدیمی اعلام و اظهار نمود که در سال 1397 به عقد دائم خوانده درامده است. و تمامی شروط چاپی اگرچه نکاحیه مورد قبول زوجین قرار گرفته و به امضای زوج و زوجه رسیده است. و از همان بدو شروع زندگی در طول دوران زندگی مشترک به انحای مختلف نامبرده سوی معاشرت و سوی اخلاق داشته تا انجا که به علت ضرب و جرح عمومی و خوف ضرر جسمانی بیش از دو سال جدا از یکدیگر هستیم و در خلال این مدت به طرح دعاوی واهی و بی اساس از قبیل تقاضای تمکین علیه اینجانب که به دفعات دعوی وی محکوم به بطلان گردید. تشکیل پرونده دادگاه و از انجایی که اینجانب فردی عفیف و پاکدامن بودم و زندگی خودم را دوست داشتم به تمکین عام و خاص زوج تسلیم بودم، لیکن از زمان صدور حکم قطعی تاکنون بیش از دو سال می گذرد که مرا بلاتکلیف و معطل رها کرده است. لذا از انجایی که زوج بیش از دو سال است. که ترک زندگی زناشویی نموده و ادامه زندگی مشترک و خانوادگی بلاتکلیف گردید.

و لذا با توجه به مراتب فوق و احکام قطعی محکومیت زوج و ابرازی و تحقق شرأیط مورد قبول زوج به درخواست طلاق نمودن اینجانب گردیده است. و نظر به اینکه دوام زندگی زوجیت موجب عسر و حرج همراه با نهایت مشقت و کراهت اینجانبه شده و تحمل بنده از هر حیث موجب تنفر و غیرقابل جبران می باشد. ، تقاضای اینجانب مورد خواسته به صدور طلاق و اجرأی صیغه طلاق و ثبت رسمی ان را دارم. پرونده بدوا به شورأی حل اختلاف ارجاع و شعبه *ارجاع می شود. و شورأی مذکور در تاریخ 1400/9/8 تشکیل جلسه داده و خواهان در این جلسه اظهارات و مطالب موضوع دادخواست خود را تکرار و به خواسته خود، طلاق تاکید و اصرار کرده است.

خوانده دفاعا در این جلسه اظهار داشت که اظهارات خواهان ( زوجه ) را قبول ندارم. و چون زندگی مشترک را دوست دارم. ، دادخواست الزام به تمکین زوجه دادم و به هیچ وجه حاضر به طلاق ایشان نمی باشم.

خوانده بشرح لایحه سه صفحه ای پاسخ موارد و ادعاهای زوجه را داده اند که پیوست پرونده گردیده است. شورأی حل اختلاف پس از عدم امکان سازش و مصالحه بین طرفین، پرونده را به دادگستری عودت داده که حسب الارجاع در شعبه *ثبت و مورد رسیدگی قرار می گیرد. در جلسه مورخ 1400/10/20 رسیدگی وکیل خواهان بیان داشت که خواسته بشرح دادخواست تقدیمی است. و لایحه ای نیز ارسال شده است.

خوانده هم بیان نموده که پاسخ بشرح لوایح تقدیمی است.

وکیل خواهان در ادامه بیان می دارند که زوجه حاضر است. در قبال طلاق سکه از سکه موضوع مهریه اش را بذل کند.

خوانده در دفاع اعلام می کند که آقای قاضی وی ( زوجه ) تنها اشاره می کند به محکومیت تمکین من. در پرونده کیفری که داشتم طرف دعوی ( شکایت ) خواهر او بوده است. ضرب و جرح صوری بوده که دیه اش یک میلیون تومان است. می خواهد طلاق بگیرد و از پرونده کیفری من دو سال گذشته و جلسه تمکین که دارم. دوباره ایشان رفت. صدای من را ضبط کرد و برأی من پرونده سازی کرده است. و من ایشان را بلاتکلیف رها نکرده ام و من 5 بار فقط دادخواست تمکین داده ام و او نمی خواهد با من زندگی کند و او را دوست دارم.

وکیل خواهان در پاسخ اظهار می نماید. که اختلاف بین زوجین شدید است. و برأی 30 گرم طلا زوجه را جلب می کند، چگونه می گوید که زوجه را دوست دارم. قرار ارجاع به داوری صادر می شود. و داوران مربوط نظریه بر عدم امکان مصالحه بین زوجین اعلام می نماید. سرانجام دادگاه مربوط ( شعبه *) پس از رسیدگی های لازم و به موجب دادنامه شماره *مورخ 1400/11/14 با توجه به مجموع اوراق پرونده و اظهارات طرفین خواسته خواهان را قابل اجابت ندانسته و عمده دلیل و استنادات وکیل زوجه برأی اثبات عسر و حرج و حصول ان در زندگی با زوج، دعاوی تمکین است. که در همین شعبه توسط قاضی محکمه رد شده است. این در حالی است. که به موجب ماده 1115 قانون مدنی دادگاه می تواند به مجرد خوف و ضرر و ترس شرافتی و بدنی و مالی زوجه، حکم به بازگشت زوجه به منزل شوهر ندهد ولی این ارأی به معنای حصول شرط ضمن عقد نکاح و یا عسر و حرج زوجه نیست که منجر به اسقاط حق طلاق زوج گردد. چرا که دلایل دعوی تمکین و عسر و حرج متفاوت از یکدیگر می باشند و رد دعوی تمکین زوج به منظور اصلاح رفتار زوج بوده است. و نه فراهم کردن دلایل طلاق برأی زوجه، همچنان که ملاحظه می گردد.

زوجه نیز به اتهام توهین به زوج به جزای نقدی محکوم شده است. و در ثانی زوجه تاکنون نسبت به تمام حقوق مالی خود اعم از مهریه و نفقه اقدام کرده است. لذا دادگاه با کیفیت مطروحه دعوی خواهان را مردود اعلام و مستندا به مفهوم مخالف ماده 1133 قانون مدنی و عموم قاعده فقهی الطلاق بید. . . حکم به بطلان دعوی خواهان صادر و اعلام می نماید. شعبه *متعاقب اعتراض به رأی مرقوم و حسب الارجاع، به موجب دادنامه شماره *مورخ 1401/1/27 با توجه و لحاظ طرح دعاوی و تشکیل پرونده های مختلف زوجین علیه همدیگر و بعضی از اعضای خانواده یکدیگر و شدت و اطاله اختلاف و عدم مدیریت زوج به زندگی مشترک درگیری انان در طول مدت زندگی زناشویی و امد و شد انان به دادگاهها، کلانتری ها و شورأی حل اختلاف و تحریک و دخالت دادن خواهر و مادر زوج و وارد کردن انها به طرح شکایت علیه زوجه و اینکه سراسر زندگی زوجین دچار مشاجره و تنش بوده و ادامه زندگی با لحاظ مراتب و اختلاف ریشه دار و طولانی مدت ان غیرممکن بوده و لذا بنظر دادگاه زوجه در عسر و حرج قرار داشته و رأی معترض عنه بدون توجه به ابرازی صادر گردیده است. و دارأی ایراد اساسی مقتضی نقض می باشد.

و لذا دادگاه به استناد قسمت اول ماده 358 قانون مذکور دادنامه تجدیدنظرخواسته را نقض و به استناد مواد 1130 و تبصره 1133 و 1143، بند 3 ماده 1145 و 1146 و 1150 قانون مدنی و مواد 24 و 27٫29٫31٫33 و 34 قانون حمایت خانواده حکم به الزام زوج به مطلقه نمودن زوجه صادر می نماید. زوجه 214 سکه بهار ازادی از 314 سکه و 317 شاخه گل رز از مهریه خود را در قبال طلاق به زوج بذل می نماید. و طلاق بهر حال باین می باشد. زوج خوانده نسبت به دادنامه اصداری از شعبه *اعتراض و فرجام‌خواهی می نماید. که پس از ثبت و تبادل لایحه و دفاعیه به دیوانعالی کشور ارسال می شود. و پس از ثبت در دیوانعالی پرونده به منظور رسیدگی به این شعبه ارجاع گردیده است. دادخواست فرجامی و لایحه دفاعیه به هنگام شور قرائت می شود.

هیأت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید.

پس از قرائت گزارش آقای م. ح. م. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رأی می دهد:

📄 این مطلب گردآوری و در «یک قاضی» بازنشر شده است.مشاهدهٔ منبعِ اصلی ↗
این مطلب را در تلگرام دنبال کنید
کانال @Yek_Ghazii — انتشارِ لحظه‌ایِ مطالب حقوقی
عضویت
این مطلب را در توییتر (ایکس) دنبال کنید
ما را در ایکس دنبال کنید — انتشارِ لحظه‌ایِ مطالب حقوقی
دنبال کنید