خلاصه جریان پرونده
به این شرح است. که آقای م. ا. دادخواستی به طرفیت همسرش خانم س. م. به خواسته فسخ نکاح تقدیم و در متن دادخواست وکیل او توضیح داده است. که طرفین به موجب سند نکاحیه ( مورخ 95/6/20 ) به علقه زوجیت یکدیگر در امده اند پس از گذشت 4 سال از وقوع عقد و ارتباط حاصله با اقوام و اشنایان و مراجعه زوجه به پزشک متخصص اعصاب و روان کاشف به عمل امده که ایشان مبتلا به صرع بوده و این بیماری را هنگام عقد و در طول دوره زناشویی از موکل پنهان و کتمان نموده است. موکل علم به فوریت فسخ و فسخ در صورت تدلیس نداشته است. تقاضای تایید و تنفیذ فسخ نکاح را دارد. پرونده ابتدا جهت صلح و سازش به شورأی حل اختلاف شهرستان جوانرود ارجاع شده است. تلاش اعضای شورأی حل اختلاف جهت سازش به نتیجه نرسیده است. و پرونده جهت رسیدگی به شعبه اول دادگاه عمومی حقوقی شهرستان جوانرود ارجاع شده است. جلسه رسیدگی در مورخ 400/9/4 با حضور وکیل خواهان و خوانده تشکیل شده است.
وکیل خواهان تقاضای ارجاع امر به پزشک متخصص را نموده است. و زوجه پاسخ داده است. که اینجانب مدت پنج سال همسر قانونی خواهان بوده ام در دی ماه 99 بدون دلیل من را به خانه پدری برگردانده و تا 6 ماه هیچگونه اظهاری و اطلاعی و دلیلی بر جدایی نداشته و اقدامی نکرده در شورأی حل اختلاف اظهار داشته که لفظ طلاق ثلاثه را به زبان اورده و دوستان او شاهد و گواه بر ان بوده اند بیماری اینجانب قبل از ازدواج بوده ولی زوج داروی من را رویت کرد و این دارو بروشور دارد. و هر انسان که سواد خواندن و نوشتن دارد. با توجه می شود. که برأی بیماری صرع است. حدود دو سال و نیم پیش با من نزد دکتر در *امدند و هیچگونه مشکلی با بیماری من نداشتند دادگاه پس از استماع اظهارات خوانده و وکیل خواهان و رسیدگی به دلایل خواهان ختم رسیدگی را اعلام و به شرح دادنامه شماره 9585 – 400 با توجه به کلیه اوراق پرونده و ملاحظه محتویات و مندرجات دادنامه مورخ 1400/9/4 صادره از شعبه اول دادگاه عمومی حقوقی شهرستان جوانرود که طی ان حکم به تنفیذ طلاق فی ما بین اصحاب دعوی صادر گردیده است.
و دیگر با صدور حکم به تنفیذ طلاق دیگر موجبی قانونی برأی صدور حکم به فسخ نکاح به لحاظ عیوب مندرج در قانون مدنی نمی باشد. لذا دعوی خواهان به جهات مرقوم فاقد موقعیت قانونی تشخیص مستندا به ماده 2 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب 1379 قرار عدم استماع دعوی مطروحه را صادر نموده است. این رأی مورد اعتراض وکیل خواهان قرار گرفته و پرونده جهت رسیدگی به اعتراض او به شعبه 12 دادگاه تجدید نظر استان کرمانشاه ارجاع شده است. و دادگاه تجدید نظر در جلسه فوق العاده مورخ 400/10/26 به اعتراض رسیدگی و به شرح دادنامه شماره 5823 – 400 تجدیدنظر خواهی وکیل خواهان را مردود دانسته است. اولا" از ناحیه تجدیدنظر خواه اعتراض موجه و مدللی که نقض دادنامه تجدیدنظر خواسته را ایجاب نماید. ابراز و اقامه نشده است. ثانیا" از حیث مبانی استدلال ورعایت موازین قانونی واصول وتشریفات دادرسی خدشه وایراد موثری بر دادنامه موصوف وارد نیست.
ثالثا" ادعای تجدیدنظر خواه با هیچ یک از جهات بند های ماده 348 قانون آیین دادرسی مدنی منطبق نیست رابعا" با توجه به جوابیه شورأی روحانیت وافتای اهل سنت جوانرود ونیز اذعان زوج وقوع طلاق ثلاثه وبینونت کبری حاصل شده است. ونوع طلاق باین است. وحق رجوع وجود ندارد. وتاریخ وقوع طلاق نیز مورخه 99/9/1 می باشد. ودرخواست فسخ نکاح بعد از وقوع طلاق ثلاثه مورد اجابت نیست بر این اساس دادنامه تجدیدنظر خواسته را تایید نموده است. این رأی در تاریخ 400/10/26 به طرفین ابلاغ و وکیل خواهان در تاریخ 400/11/11 نسبت به ان فرجامخواهی نموده است. و پرونده جهت رسیدگی به اعتراض او به دیوان عالی کشور ارسال و به این شعبه ارجاع شده است. لایحه فرجامخواهی او هنگام شور قرأیت میگردد.
هیأت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرأیت گزارش آقای ج. ب. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده در خصوص دادنامه شماره 5823 – 400 صادره از شعبه 12 دادگاه تجدید نظر استان کرمانشاه فرجام خواسته مشاوره نموده چنین رأی می دهد