رأی دادگاه
در خصوص فرجامخواهی آقای م. ض. با وکالت آقای م. ر.
وکیل پایه یک دادگستری نسبت به دادنامه فرجامخواسته که بموجب ان دعوی نخستین خانم م. س. ( فرجامخوانده ) بطرفیت فرجامخواه بخواسته طلاق منتهی به صدور حکم به الزام زوج به طلاق شده است.
با عنایت به مجموع محتویات پرونده خصوصا 1-اختلافات ممتد و دامنه دار زوجین که حداقل حاکی از کراهت زوجه از زوج می باشد. 2-صدور حکم الزام به تمکین مورخ 1400/6/29 که به مرحله اجرا در نیامده است. و این امر نیز خود دلیل دیگری بر کراهت فرجامخوانده از فرجامخواه می باشد. 3-اعطای وکالت مطلق و غیرقابل عزل از سوی زوج به زوجه جهت اجرأی صیغه طلاق و اینکه وظیفه حکم و داور تعیین شده در ان وکالتنامه بدرستی مشخص نگردیده است. که این ابهام نمی تواند نافی اختیار تام زوجه در مطلقه نمودن خویش باشد. مضافا بر اینکه حتی با وجود داور نیز در ادامه وکالتنامه مذکور تصریح شده است. که ( وکیل مرقوم در مورد وکالت دارأی اختیار تامه می باشد. . . . ) 4-بذل قسمت قابل توجهی از مهریه توسط زوجه به شرط اجرأی صیغه طلاق که خود دلیل دیگری بر کراهت است. و سرانجام مفارقت جسمانی زوجین از یکدیگر در مدتی نسبتا طولانی و نظریه داوران که موفق به حصول سازش بین زوجین نشده اند ایرادی اساسی ازنظر ماهوی و شکلی که موجبات نقض دادنامه فرجامخواسته را فراهم اورد بر رأی صادره وارد نگردیده است. لذا با رد فرجامخواهی آقای م. ض.
مستندا به ماده 370 قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه فرجامخواسته ابرام می شود. شعبه سی و هفتم دیوان عالی کشور رییس: س. ب. مستشار: ح. م.