متن رأی
در تاریخ1400/5/17 خانم ن. خ. بوکالت از طرف خانم ز. ا. ز. ق. بطرفیت آقای م. ب. ت. دادخواستی بخواسته طلاق بدلیل عسر و حرج ناشی از هتک حرمت و ضرب و جرح و فحاشی زوج به زوجه در طی زندگی مشترک و مفارقت جسمانی حدود 4سال و عدم دلبستگی و وابستگی زوج به زوجه تقدیم نموده که حسب الارجاع در شعبه *ثبت و مورد رسیدگی قرار میگیرد در جلسه رسیدگی مورخ 1400/6/30 که با حضور وکیل خواهان و نیز خوانده تشکیل گردیده وکیل خواهان اظهار داشت خواسته موکل بشرح دادخواست تقدیمی است. موکلم از خوانده سه فرزند 27و 20و15ساله دارد. که اولی ازدواج کرده و دومی پیش مادرش و فرزند کوچکتر پیش پدرش زندگی می کند.
خوانده می گوید ایشان چک سیصد و پنجاه میلیون تومان مرا پاره کرد من خواستم چک را از دست وی بگیرم که دستش کبود شد و دادگاه به همین دلیل مرا به پرداخت دیه محکوم کرد قبلا ایشان به همین جهت دادخواست طلاق داده که رد شد و تصویر دادنامه های صادره را تقدیم می کنم بعلاوه طبق دادنامه های صادره از شعبه *حکم بر محکومیت ایشان به تمکین و نیز حکم بر تجویز ازدواج مجدد بنفع من صادر شده است. ایشان مهریه و اجرت المثل خودش را نقدا از من دریافت کرد من پس از صدور حکم ازدواج مجدد تجدید فراش نکردم ایشان دلیلی برأی اثبات عسر و حرج ندارد. و من با طلاق وی موافق نیستم از سال96 تاکنون جدای از هم هستیم و من واسطه های زیادی به دنبال وی فرستادم اما ایشان قبول نکرد برگردد.
وکیل خواهان اظهار داشت ایشان قصد اذیت و ازار موکل را دارد. مهریه و اجرت المثل در مقابل چکهایی که ایشان از حساب موکل صادر کرده و موکل محکوم شد تهاتر شده است. ایشان چگونه میگوید زنش را دوست دارد. ولی جلب وی را میگیرد و از سال97 فقط با مامور به دنبال وی امد تا او را جلب کند. دو دخترش شاهد رفتارهای وی بودند و میتوانند گواهی بدهند خوانده میگوید در نظر روانشناس *بطور شفاف وضعیت وی اعلام شده است. پدر و نامادری خانم می دانند که من چند بار به دنبال وی رفتم ولی ایشان نیامد از شما میخواهم از انان تحقیق کنید. متعابا وکیل خواهان و نیز خوانده هر یک لایحه دفاعیه ای تقدیم نموده اند. دادگاه قرار ارجاع امر بداوری صادر نموده و داوران منتخب زوجین هر یک نظریه کتبی خود را که حاکی از عدم حصول سازش بین طرفین بوده تقدیم داشته اند.
سرانجام دادگاه پس از اظهار عقیده قاضی مشاور بموجب دادنامه شماره *مورخ 1400/10/25 پس از ذکر خواسته خواهان و اعلام احراز رابطه زوجیت دائم بین طرفین با اعلام اینکه فیمابین زوجین از سال96 تاکنون شقاق و اختلاف وجود داشته و داوران قادر به صلح و اشتی انان نبوده ودر طول این مدت دعاوی متعددی ازناحیه انان طرح شده و زوج بابت ضرب و جرح زوجه به دیه محکوم شده و هم چنین بابت محکومیت مالی زوجه در حق زوج دستور جلب وی صادر گردیده و این امر باعث تنفر در زوجه شده که موجب عسر و حرج وی باشد. و از طرفی هم جدایی و مفارقت بیش از 5سال زوجین از یکدیگر و تشکیل پرونده های متعدد از جمله الزام زوجه به تمکین، ضرب و جرح، مطالبه وجه و طلاق در دو مرحله و تخریب چک که به محکومیت حبس تعلیقی زوجه منجر شده با فلسفه ازدواج که تشکیل زندگی مشترک و بدست اوردن سکینه و ارامش بوده منافات دارد.
و در چنین وضعیتی اصرار بر ادامه این زندگی پیامدهای زیانبار خواهد داشت که باعث حرمان زوجه از رسیدن و دست یابی به یک زندگی متعارف توام با ارامش واسایش روان و خاطر خواهد شد و هم چنین اصرار زوج بر استمرار زندگی مشترک این چنینی با توجه به عدم علاقمندی زوجه به زوج و کراهت بوجود امده در وی می تواند مصداق سوی استفاده از حق توسط زوج باشد. که طبق اصل 30 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و قاعده فقهی لاضرر ممنوع است. لذا عسر و حرج زوجه را در استمرار زوجیت محرز تشخیص و با لحاظ نظریه قاضی مشاور و باستناد مواد 26-27-29-33قانون حمایت خانواده مصوب سال1391 و تبصره ماده1133 قانون مدنی حکم بر الزام خوانده به طلاق خواهان از نوع خلع نوبت اول صادر نموده و توضیح داده که چون زوجه در این پرونده ادعای مالی ندارد. لذا فعلا زوج تکلیفی ندارد. و فرزند ان مشترک همگی بزرگ و از سن حضانت خارج هستند لذا موضوع حضانت و توابع ان منتفی است. اعتبار رأی صادره شش ماه از تاریخ ابلاغ رأی قطعی یا قطعی شدن ان می باشد. و در صورت عدم حضور زوج در دفترخانه سردفتر می تواند به نمایندگی از وی صیغه طلاق را جاری کند. سپس خانم ف. ر. ق. خ.
بوکالت از طرف آقای م. ب. ت. در مهلت قانونی با تقدیم دادخواست نسبت به دادنامه صادره تجدیدنظرخواهی نموده که پس از طی تشریفات قانونی و وصول پرونده بمرجع تجدیدنظر *وضوع رسیدگی و طی دادنامه شماره *مورخ 1400/12/28 اعتراض تجدیدنظرخواه را غیر موجه و دادنامه تجدیدنظرخواسته را صایب و صحیح و فاقد ایراد و اشکال قانونی تشخیص و ضمن رد تجدیدنظرخواهی تجدیدنظرخواه باستناد ماده358 قانون آیین دادرسی دادنامه فرجام خواسته را تایید نموده است. دادنامه اخیرالذکر در تاریخ 1400/12/28 به طرفین و وکلای انان ابلاغ شد و وکیل زوج در تاریخ 1401/1/18 با تقدیم دادخواست و لایحه فرجامی نسبت به ان فرجامخواهی نموده که پس از طی تشریفات قانونی و وصول پرونده به دیوان عالی کشور جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع گردیده است. لایحه فرجامی به هنگام شور قرائت می گردد. د هیأت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید.
پس از قرائت گزارش آقای ح. ع. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رأی می دهد: