متن رأی
در تاریخ 1399/9/19 آقای ع. ف. ا. بطرفیت همسرش خانم م. ر. دادخواستی بخواسته صدور گواهی عدم امکان سازش جهت اجرأی صیغه طلاق بعلت عدم تمکین زوجه تقدیم نموده که در نهایت در شعبه *ثبت و مورد رسیدگی قرار میگیرد در جلسه رسیدگی مورخ 99/11/12 خوانده حضور نیافته و لایحه ای تقدیم ننموده لیکن خواهان حضور یافته و اظهار داشت خواسته بشرح دادخواست تقدیمی است. مهریه پرداخت شده است. و اجرت المثل را جداگانه طی دادنامه ای محکوم شده ام پرداخت می کنم و جهیزیه را از منزل خارج کرده است. پنج فرزند دارم. که همگی بالغ و رشید هستند. دادگاه قرار ارجاع امر بداوری را صادر نموده و هم چنین جهت تعیین میزان نفقه زوجه موضوع را بکارشناس ارجاع کرده است. و کارشناسان منتخب دادگاه بشرح نظریه کتبی تقدیمی میزان نفقه ایام عده زوجه را مبلغ سه میلیون و پانصد هزار تومان تعیین و اعلام نموده است. داوران منصوب زوجین هر یک نظریه کتبی خود را تقدیم داشته اند که حاکی از عدم حصول سازش بین طرفین می باشد.
سرانجام دادگاه ختم رسیدگی را اعلام و بموجب دادنامه شماره *مورخ 1400/5/31 پس از ذکر خواسته خواهان و اعلام احراز رابطه زوجیت دائم بین طرفین با اعلام اینکه مساعی داوران در اصلاح و سازش بین زوجین موثر واقع نگردیده و زوج اصرار بر طلاق و جدایی دارد. لذا باستناد ماده 1133 قانون مدنی گواهی عدم امکان سازش جهت اجرأی صیغه طلاق صادر و به خواهان اجازه داده به یکی از دفاتر رسمی ثبت طلاق مراجعه و نسبت به اجرأی صیغه طلاق اقدام نماید. و توضیح داده که زوجه مهریه مندرج در سند نکاحیه را تماما دریافت نموده و در خصوص اجرت المثل ایام زوجیت به شرح جداگانه اقدام نموده و زوجه با توجه به مندرجات سند سجلی یایسه بوده و فرزند ان مشترک زوجین خارج از مواد حضانت می باشند و زوجه در خصوص اجرأی شرط تنصیف دارأیی دلیلی ارائه ننموده است. و نوع طلاق باین می باشد. مدت اعتبار گواهی عدم امکان سازش صادره سه 3 ماه پس از ابلاغ رأی قطعی است. زوجه در مهلت قانونی با تقدیم دادخواست نسبت به دادنامه مزبور تجدیدنظرخواهی نموده و عمده اعتراض وی در مورد عدم تنصیف اموال زوج می باشد.
که پس از تبادل لایحه و وصول پرونده بمرجع تجدیدنظر استان شعبه *حسب الارجاع وارد رسیدگی شده و در جلسه رسیدگی مورخ 1400/9/6 که با حضور زوجین تشکیل گردیده زوج در خصوص تعهد به انتقال نصف منزل واقع در *اظهار داشت تعهد من در قبال تعهد ایشان به تمکین عام و خاص و احترام و عدم افشای اسرار خانواده و حسن معاشرت بوده است. که ایشان به تعهدات خود عمل نکرده است. زوجه اظهار داشت چون ایشان با رفتارهای خود که در لایحه اوردم زمینه انجام تعهدات از جمله تمکین و احترام و حسن معاشرت را به کلی از بین برده و همواره با تهدیدات وی مواجه بودم لذا این تعهدات انجام نگرفت و در حال حاضر من تقاضای انتقال ملک واقع در *را به خود دارم. و در صورت طلاق من جایی برأی سکونت ندارم. سرانجام دادگاه ختم رسیدگی را اعلام و بموجب دادنامه شماره *مورخ 1400/9/6 اعتراض تجدیدنظرخواه را غیر موجه و دادنامه تجدیدنظرخواسته را مطابق مقررات و موازین قانونی تشخیص و باستناد ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی ضمن رد اعتراض تجدیدنظرخواه دادنامه تجدیدنظرخواسته را نتیجتا تایید نموده است.
دادنامه اخیر الذکر در تاریخ 1400/9/6 به زوجه ابلاغ شد و نامبرده به توسط وکیل خود در تاریخ 1400/9/27 با تقدیم دادخواست نسبت به ان فرجامخواهی نموده که پس از تبادل لایحه و وصول پرونده به دیوان عالی کشور جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع گردیده است. دادخواست فرجامی و لایحه جوابیه به هنگام شور قرائت میگردد.
هیأت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید.
پس از قرائت گزارش آقای ح. ع. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده، مشاوره نموده چنین رأی می دهد: