متن رأی
در تاریخ 1400/9/9 خانم ز. د. ف. به طرفیت همسرش آقای س. ی. ج. دادخواستی به خواسته صدور حکم طلاق بلحاظ سوی رفتار خوانده به نحو ایراد ضرب و جرح و عدم پرداخت نفقه و مفارقت نامبرده به مدت 5 سال تقدیم نموده که حسب الارجاع در شعبه *ثبت و مورد رسیدگی قرار می گیرد در جلسه رسیدگی مورخ 1400/10/3 که با حضور زوجین تشکیل گردیده هر یک از زوجین لایحه دفاعیه ای تقدیم نموده اند که پیوست پرونده گردیده است.
خواهان در این جلسه اظهار داشت خوانده همسر دائمی بنده می باشد. در تاریخ 1393/6/6 عقد نکاح دائم نمودیم و در تاریخ 1395/5/27 ازدواج نمودیم و از تاریخ 1397/3/16 که اقا خانه را ترک کرد ما از هم جدا زندگی می کنیم فرزند مشترک نداریم موقع خواستگاری گفت که معافیت چشم دارد. بعد از عقد چند بار دعوا شد و در حین درگیری گفت معافیت به خاطر اعصاب و روان می باشد. و سال 95 مرا مورد ضرب و جرح قرار داد که من شکایت نکردم و وی دو ماه بعد از عقد خانه اش را به نام مادرش زده بود ما با هم 13 سال تفاوت سن داریم و از سال 97 تاکنون اقدامی جهت بازگشت من نکرده است. و من قادر به ادامه زندگی مشترک با وی نیستم و خوانده در اجرأی احکام گفته است. که زن مجدد گرفته است. من مهریه ام را اجرا گذاشتم ام و تاکنون 4 سکه گرفته ام و الان سکه ها هر 10 ماه یک سکه می باشد. من نمی خواهم با وی زندگی کنم و اگر ده سال هم بگذرد حاضر به زندگی با خواهان نیستم تقاضای صدور حکم طلاق به لحاظ عسر و حرج را دارم. سال 97 حکم تمکین علیه من صادر شده است. ولی من حاضر به زندگی با وی نیستم و از زندگی با وی کراهت دارم.
و در صورت صدور حکم طلاق مابقی مهریه و حقوق مالی را به زوج بذل می کنم. زوج دفاعا اظهار داشت ما با هم فامیل بودیم و رفت و امد خانوادگی داشتیم بعد از شروع زندگی خواهان در زندگی به من گفت که به زور پدرم با تو ازدواج کردم قد تو کوتاه است. من از تو خوشم نمی اید می خواهم همسرم برگردد.
خواهان در ادامه اظهار داشت با توجه به توافق با خوانده خواسته را به طلاق توافقی تغییر می دهم و در قبال اجرأی صیغه طلاق مابقی مهریه و سایر حقوق مالی، نفقه، نحله و اجرت المثل را به زوج بذل می کنم حق رجوع به مابذل را در صورت طلاق از خودم ساقط می کنم و این بذل مهریه شامل 4 عدد سکه و سه دانگ منزل مسکونی که دریافت کرده ام نمی شود.
خوانده اظهار داشت قبول مابذل می کنم شرأیط فوق را قبول دارم. سپس دادگاه زوجین را به مرکز مشاوره خانواده معرفی نموده و پس از وصول گزارش و نظریه مرکز مشاوره که حاکی از توافق طرفین برأی طلاق و عدم حصول سازش بین انان جهت ادامه زندگی مشترک بوده سرانجام دادگاه ختم رسیدگی را اعلام و پس از اظهار عقیده قاضی مشاور به موجب دادنامه شماره *مورخ 1400/10/26 پس از ذکر خواسته زوجین و توافقات انان و اعلام اینکه مساعی دادگاه و تلاش مرکز مشاوره خانواده در اصلاح ذات البین و تحکم مبانی خانواده موثر واقع نگردیده لذا باستناد مواد 25 و 26 و 27 و 34 قانون حمایت خانواده در اصلاح ذات البین و تحکیم مبانی خانواده موثر واقع نگردیده لذا باستناد مواد 25 و 26 و 27 و 34 قانون حمایت خانواده مصوب سال 1391 و مواد 1143 و 1145 و 1150 و 1151 قانون مدنی با لحاظ نظریه قاضی مشاور گواهی عدم امکان سازش جهت اجرأی صیغه طلاق صادر و با توجه به توافق حاصله بین طرفین در مورد مابذل در قبال طلاق، نوع طلاق را باین خلعی نوبت اول و نیز مدت اعتبار گواهی صادره را سه ماه از تاریخ قطعیت ان اعلام نموده است.
پس از ابلاغ رأی صادره زوج در مهلت قانونی با تقدیم دادخواست نسبت به ان تجدیدنظرخواهی نموده و صریحا اعلام داشته که به همسر خود علاقمند بوده و امکان جدایی از ایشان را ندارم. و ضمن عدول از توافقات فیمابین خود و همسرش تقاضای نقض دادنامه معترض عنه و مختومه شدن پرونده را نموده است. که پس از طی تشریفات قانونی و وصول پرونده بمرجع تجدیدنظر شعبه *وضوع رسیدگی و طی دادنامه شماره *مورخ 1401/1/7 با این استدلال که زوجه ابتدا به جهت ایجاد ادعای عسر و حرج برأی وی درخواست صدور حکم طلاق نموده و در جلسه دادرسی بدوی پس از انجام مذاکرات زوج با مطلقه شدن زوجه موافقت نموده است. و جهت خواسته از طلاق عسر و حرجی به گواهی عدم امکان سازش توافقی تغییر داده شده است. و بر مبنای توافق طرفین گواهی عدم امکان سازش جهت اجرأی صیغه طلاق با حضور طرفین صادر گردیده است.
و هر چند زوج پس از صدور گواهی عدم امکان سازش و قبل از اجرأی صیغه طلاق از توافقات انجام گرفته عدول نموده و انصراف زوج از توافقات انجام گرفته خللی به دادنامه صادره وارد نمی کند و در صورت پایبند بودن به توافقات، طرفین می توانند صیغه طلاق را جاری نمایند لذا اعتراض تجدیدنظرخواه را غیروارد و دادنامه تجدیدنظرخواسته را منطبق با موازین قانونی تشخیص و به استناد ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه تجدیدنظرخواسته را تایید نموده است. دادنامه اخیرالذکر در تاریخ 1401/1/9 به زوج ابلاغ شد و نامبرده در تاریخ 1401/1/25 با تقدیم دادخواست نسبت به ان فرجامخواهی نموده که پس از تبادل لایحه و وصول پرونده به دیوان عالی کشور جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع گردیده است. دادخواست فرجامی و لایحه جوابیه به هنگام شور قرائت می گردد.
هیأت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید.
پس از قرائت گزارش آقای ح. ع. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رأی می دهد: