خلاصه جریان پرونده
در این پرونده ا. ن. در مورخه 99/4/5 با تقدیم دادخواست به خواسته طلاق به طرفیت ا. ک. ک. طرح دعوی نموده و اعلام کرده در مورخه 74/10/12 با خوانده ازدواج نموده و دو پسر بالغ دارند لیکن 5 سال است. که بدلیل بدرفتاری زوج و فحاشی و بی احترامی وی به دین و عقاید و ضرب و شتم جدا زندگی می کنم. ودر عسر و جرح می باشم. لذا با بذل کل مهریه تقاضای طلاق خلع دارم. شعبه *در 99/7/6 تشکیل جلسه داده است.
خواهان به مفاد دادخواست تاکید نموده است.
خوانده حضور نیافته است. دادگاه با حضور قاضی مشاور تشکیل شده است. دادگاه قرار ارجاع به داوری صادر نموده است. داوران بشرح ص 17 نظر به عدم سازش داده اند. دادگاه در 99/8/27 تشکیل جلسه داده است. زوجه به خواسته تاکید نموده و دادگاه خواسته در مورد کراهت و تنفر زوجه باتوجه به مذهب شافعی و اینکه بخشی از مهریه را گرفته استعلام شود. شورأی روحانیت بوکان بشرح ص 26 اعلام کرده باتوجه به کراهت زوجه و بذل کلیه حقوقات و استرداد بقیه که دریافت نموده و ممانعت زوج دادگاه می تواند حکم طلاق خلعی بدهد. و مهریه ماخوذه را باید به همان میزان در سند مسترد نماید. دادگاه به موجب دادنامه شماره *99/9/1 بااخذ نظر قاضی مشاور ( نظر به بطلان دعوی دارد. ) باتوجه به کراهت شدید زوجه و نظریه شورأی روحانیت بوکان و نظریه داوران بر عدم سازش و اینکه زوجه حاضر به مسترد نمودن مهریه شده و تمامی حقوق خود را بذل نموده که حکم طلاق خلعی صادر نموده است. آقای ا. ک. ک. نسبت به دادنامه اعتراض نموده و صرفا اعلام کرده حاضر به طلاق نیست. شعبه *در 99/10/16 تشکیل جلسه داده است.
و اعلام کرده صرف کراهت با بذل حقوق مجوز طلاق نیست و دلیل کراهت سوی رفتار اعلام شده که در مورد ان تحقیق نشده لذا از دادگاه بدوی درخواست رفع نقص نموده است. دادگاه بدوی در 1400/1/16 تشکیل جلسه داده است. زوجه گفته شهود دارم. که می توانند شهادت بدهند. درخانه خودم دیدم که شوهرم با یک خانم رابطه نامشروع دارد. اگر لازم باشد. ان خانم را می اورم. در مورد زوج در گزارش نیروی انتظامی بشرح ص 58 حاکیست که اخلاق مناسبی دارد. دادگاه در مورخه 1400/3/17 تشیکل جلسه داده و از شهود استماع شهادت نموده است. 1- ف. ک. : خوانده پدر من است. و پدر مادرم یکسال است. اختلاف دارند پدرم با خرجی مشکلی ندارد. اما سرو صدا زیاد میکند. گاه گاه فحش می دهد به مادرم و مادرم نمی تواند با این شرأیط زندگی کند. من به پدرم گفتم ایشان را طلاق دهد. 2- م. ح. پ. : من با این خانواده رابطه دارم.
خوانده یکبار خانم ن. را با ماشین زیر گرفته است. و چندین بار مردم را جمع کرده جلوی خانه و خودم شاهد بودم که کنترل تلویزیون را به سر خواهان پرت کرد اخلاق بدی دارد. و خانم ن. تحمل ندارد. کسی حاضر به شهادت نمی شود. چون می گویند بعدا به ما فحش می دهد. با اعاده پرونده از دادگاه بدوی دادگاه تجدیدنظر به موجب دادنامه شماره *1400/4/13 با این استدلال که صرف ادعای کراهت دلیل طلاق نیست و کراهت باید اثبات شود. و زوجه دلیلی ارائه ننموده لذا دادنامه بدوی را نقض و حکم بر بطلان دعوی صادر نموده است. خانم ا. ن. از دادنامه فرجامخواهی نموده و به کراهت شدید خود و بذل مهریه و حقوق مالی و نظر شورأی روحانیت بوکان اشاره و تقاضای نقض دادنامه را نموده است. که متن لایحه تقدیمی ایشان در زمان شور قرائت می گردد.
هیأت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردیده و پس از قرائت گزارش آقای س. م. ت. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده در خصوص دادنامه شماره *1400/4/13 فرجامخواسته مشاوره نموده چنین رأی می دهد