خلاصه جریان پرونده
در این پرونده ف. ر. کهرویی در 98/11/16 با تقدیم دادخواست به خواسته طلاق به لحاظ عسر و حرج به طرفیت ص. ع. ک. ب. طرح دعوی نموده و اعلام کرده در 82/4/14 با خوانده ازدواج نموده و دو پسر ویک دختر دارند خوانده نفقه نمی دهد. و بارها فحاشی وضرب وجرح نموده است. شعبه *در 99/3/7 تشکیل جلسه داده است.
خواهان گفته خوانده مسئولیتی در قبال زندگی ندارد. و هر دفعه به بهانه ای توهین وکتک کاری می کند. کار نمی کند. من باید بروم خانه پدرش برنج و روغن بگیرم. غذا را با مادرش می خورد.
خوانده گفته دروغ است. من می گویم برو لباس بگیر بهانه می اورد. کتک کاری دروغ است. مادرم 74 سال دارد. خرجی خانه را من می دهم.
خواهان گفته شاهد دارم. همسایه ها هستند. دادگاه قرار ارجاع به داوری صادر نموده است. داور زوج اعلام کرده ایشان قصد طلاق ندارد. لیکن داور زوجه نظر به عدم سازش داده است. دادگاه به موجب دادنامه شماره *99/3/19 با عدم احراز عسر و حرج حکم بر بطلان دعوی خواهان داده است. مطابق برگ 36 پرونده زوجه مجبور به ترک زندگی شده و زوج اظهار داشته نمی خواهد با او زندگی کند می خواهد زن دیگری بگیرد و گفته اگر اینجا بماند هم زن می گیرم. خانم ف. ر. کهرویی نسبت به دادنامه اعتراض نموده است. در مورد درخواست تمکین دعوی زوج رد شده است. دادگاه تجدیدنظر مقرر نموده در مورد نفقه و ضرب و جرح و رابطه زناشویی که زوجه استناد نموده توسط دادگاه بدوی تحقیق شود. گزارش تحقیق نیروی انتظامی بشرح ص 57 حکایت از این دارد. که وضعیت مالی و اقتصادی زوج مطلوب نیست. پزشکی قانون نیز بشرح ص 61 اعلام کرده زوج اختلال شخصیت بدبینی دارد. دادگاه بدوی در 99/11/15 خلاصه پرونده تمکین را درج نموده زوج درخواست تمکین نموده است.
خوانده گفته ایشان خانه ندارد. یک خانه گلی دارد. که حمام ندارد. اشپزخانه ندارد. تلویزیون ندارد. خودش نامه نوشته که من ازخانه بیرون بروم. نامه در پرونده وجود دارد.
خواهان ( زوج ) گفته این را برادر همسرم نوشت ومن امضای کردم. زوجه گفته من چند سال بخاطر بچه ها صبر کردم. دیگر نمی خواهم برگردم. و خلاصه کاملی از پرونده خواسته تمکین درج شده است. دادگاه تجدیدنظر در 99/12/20 تشکیل جلسه داده است. زوجه گفته 15 سال است. که مرا عذاب و اذیت وکتک کاری می کند. می گوید اگر کشتمت حق اعتراض نداری من را بیرون کرد گفت تو را نمی خواهم می خواهم زن بگیرم. نفقه نمی دهد. امکانات زندگی ندارد. خودش با خانواده اش غذا می خورد. خانواده اش هم ت. می زنند یکبار برأی کتک کاری شکایت کردم در سال 86 بود که تعهد دادند. یکسال است. خانه پدرم هستم. مهریه ام 14 سکه است. و دو دانگ خانه و هشت میلیون تومان که جدا اقدام کردم. در مورد نفقه اقدام کردم. که شش ماه را به حساب ریخته است. اما در مورد باقیمانده اجرأییه صادر شده است. زوجه گفته من او را بیرون نکردم. برادر و پدر و مادرش امدند او را بردند و نوشته نوشتند من امضای کردم. ناراحت بودم متن را نخواندم. اینها را برادرش نوشت من او را نزدم. اگر می زدم شکایت می کرد. زوجه گفته یکسال همسرم نه پیش من خوابید نه حرف زد.
گفت اینقدر زجرت می دهم که فرار کنی. زوج گفته دروغ است. زوجه گفته قسم می خورم. با اینکه ایشان قسم بخورد. زوج گفته حاضرم قسم بخورم. دادگاه تجدیدنظر به موجب دادنامه شماره *99/12/24 دادنامه بدوی را تایید نموده است. ف. ر. کهرویی از دادنامه فرجامخواهی که متن لایحه ایشان و پاسخ فرجامخوانده در زمان شور قرائت می گردد.
هیأت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید.
پس از قرائت گزارش آقای س. م. ت. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده در خصوص دادنامه شماره */12/14 فرجامخواسته مشاوره نموده و چنین رأی می دهد. رأی شعبه فرجامخواهی خانم ف. ر. کهرویی نسبت به دادنامه شماره *مورخه 99/12/14 صادره از شعبه *که به موجب ان با تایید دادنامه بدوی حکم بر بطلان دعوی فرجامخواه از جهت درخواست صدور حکم طلاق به لحاظ عسر و حرج صادر گردیده وارد و موجه میباشد. زیرا اولا دعوی زوج مبنی بر الزام زوجه به تمکین باتوجه به اقرار زوج به اینکه قصد ازدواج دارد. و زوجه را نمی خواهد رد شده است. ثانیا زوجه در خصوص نفقه معوقه اقدام به طرح دعوی نموده و مدعی است. پس از اجرأییه زوج بخشی از نفقه را پرداخت نموده و دادگاه در مورد اینکه زوج نفقه زوجه را بطور کامل داده یا خیر تحقیق ننموده است. ثالثا اینکه زوجه در خصوص ایذای و اذیت زوج و توهین و تحقیر ایشان به شهادت همسایگان استناد نموده لیکن در خصوص این خواسته وی و استماع شهادت نیز توجه نشده است. رابعا ادعای زوجه مبنی بر اینکه زوج به او علاقه ای ندارد.
و هیچگونه رابطه ای هم با او نداشته باتوجه به اقرار نامه کتبی زوج که اعلام کرده زوجه را نمی خواهد و قصد ازدواج دارد. مقرون به صحت میباشد. خامسا ادعای زوجه در خصوص اینکه زوج مخارج زندگی را نمی دهد با تحقیقات نیروی انتظامی بشرح ص 57 که اعلام نموده وضعیت اقتصادی مطلوبی زوج ندارد. انطباق دارد.
از طرفی پزشکی قانونی بشرح ص 61 اختلال شخصیت بدبینی زوج را نیز اعلام نموده که با ادعای زوجه از نظر رفتار روانی زوج انطباق دارد. لذا باتوجه به مراتب ذکر شده مستندا به بند 5 ماده 371 و بند الف ماده 401 قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه فرجامخواسته را نقض و پرونده را جهت رسیدگی مجدد به دادگاه صادر کننده رأی منقوض ارجاع می نماید. با نقض دادنامه و اعاده پرونده دادگاه تجدیدنظر در *تشکیل جلسه داده است. زوجه گفته جوانی من تباه شد این اقا دنبال زن دیگر است. اینها عادت دارند که زن دیگر بگیرند یکسال پیش من نمی خوابید بامن حرف نمی زد. نفقه را پرداخت نکرده است. کتک کاری می کرد حرف زشت می زد. تهمت می زد. می گفت فلانی موتورش از انجا می اید امدند سراغ تو شاهد کسی نبوده اینها در خانه اتفاق می افتاد. تصمیم گیر زندگی مادرش است. خودش اراده ای ندارد. زوج گفته حاضر به طلاق نیستم. تهمت نزدم. یک شماره مرتب زنگ می زد گفتم کیه، گفت برادر زن برادرم است. تا زندگی مرا به هم بریزد. کتک نزدم. زوجه گفته یکصد هزارتومان جهت طلاق بذل می کنم.
دادگاه تجدیدنظر به موجب دادنامه شماره *1400/4/29 با احراز عسر و حرج زوجه و نقض دادنامه بدوی حکم به الزام زوج به طلاق زوجه صادر نموده است. آقای ص. ع. ک. با دجانی از دادنامه فرجامخواهی نموده که متن لایحه ایشان و پاسخ فرجامخوانده در زمان شور قرائت می گردد.
هیأت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید.
پس از قرائت گزارش آقای س. م. ت. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده در خصوص دادنامه شماره 00 *00/4/29 فرجامخواسته مشاوره نموده و چنین رأی می دهد.