خلاصه جریان پرونده
خانم ه. ر. فرزند ع. با وکالت آقای م. ف. ن. در تاریخ 1399/4/9 به طرفیت آقای م. ا. د. دادخواستی بخواسته طلاق بعلت عسر و حرج بدادگستری *تقدیم نموده است. که جهت رسیدگی به شعبه *مذکور ارجاع گردیده است.
وکیل خواهان در توضیح خواسته اعلام کرده است. موکل وخوانده در تاریخ 94/12/1 به عقد رسمی در امده اند خوانده قریب یکسال و نیم موکل را بلاتکلیف رها نموده است. نظر به عسر و حرج موکله مستندا به مواد 1102 و 1103 و ماده 1130 و تبصره الحاقی درخواست صدور حکم دارد. دادگاه در تاریخ 99/5/21 با حضور طرفین و وکلای انان و قاضی مشاور تشکیل جلسه داده است.
وکیل خواهان خواسته را تکرار کرده است.
وکیل زوج با اشاره به محکومیت زوجه به تمکین ادعای وی را فاقد دلیل دانسته و اعلام کرده زوجه جهیزیه خود را تحویل گرفته فاقد اولاد مشترک می باشند.
وکیل خواهان اظهارداشته است. علیرغم رأی صادره بر تمکین خوانده پیگیری برأی اجرأی ان و تلاش جهت بازگشت زوجه ننموده اند و دعوای ازدواج مجدد در شعبه *زندگی نموده کرارا وی را کتک کاری نموده اند و موکل هیچ امنیتی در زندگی مشترک ندارد. و حاضر است. قسمت اعظم حقوق مالی خود را در قبال طلاق بذل نماید.
وکیل زوج گفته است. ادعای کتک کاری خواهان فاقد مستند قانونی بوده و امنیت جانی واقعیت نخواهد داشت موکل شهودی متعددی دارد. که جهت بازگشت زوجه به زندگی مشترک پیش قدم شده اما نامبرده اجابت نکرده است. دادگاه قرار ارجاع امر بداوری صادر کرده است. داور زوج طلاق را راه حل مساله ندانسته است. داور زوجه نظر بر طلاق اعلام نموده است. دادگاه در جلسه مورخ 99/9/3 مجددا اظهارات وکلای زوجین را استماع کرده است. در جلسه مورخ 99/11/12 دادگاه از دو نفر شهود زوجه استماع شهادت نموده است. وی ر. ر. : اینجانب عموی پدر خانم ه. ر. هستم. کاملا اطلاع دارم. که آقای ا. د. رفتار مناسبی با همسرش نداشت چندمین مرتبه با صورت کبود و لبهای خونی دیده ام که ه. به منزل پدرش امده است. جلو خودم کتک کاری نکرده است. اما بارها بعد از درگیری که بین انها بوده او را دیده ام که با حالت بدی به خانه پدرش امده است. اگر جلو خودم او را می زد که خودم علاجش می کردم خودم چهار مرتبه دیده ام که ه. به عنوان قهر به خانه پدرش امده و هر چهار مرتبه هم از شوهرش کتک خورده بود. آقای ح. ش. ز. : اینجانب شوهر عمه ه. ر. هستم چند مرتبه به خانه پدر ه.
رفتم دیدم ه. در منزل پدرش است. گفتند با شوهرش مشکل دارد. و قهر است. من به چشم خود ندیدم که شوهرش او را بزند اما خانواده اش میگفتند که شوهرش او را کتک زده و بیرون کرده است. قاضی مشاور دادگاه با توجه به مفارقت زوجین و شهادت شهود عسر و حرج زوجه را محرز دانسته و عقیده بر صدور حکم بر الزام زوج به طلاق اعلام نموده است. دادگاه ختم رسیدگی را اعلام و بشرح دادنامه شماره 1969 مورخ 1399/12/18 با اشاره به عدم تاثیر مساعی دادگاه و داوران در ایجاد سازش و 2 سال جدایی زوجین وعدم تلاش زوج جهت بازگشت زوجه و بذل 294 قطعه سکه طلا تمام بهار ازادی از مهریه و سایر حقوق مالی توسط زوجه و شهادت شهود و لحاظ نظریه مشاورعسر و حرج زوجه را محقق دانسته و بااستناد به قاعده لاضرر و لاضرار و اینکه شارع مقدس تکلیف بمالایطاق نمی کند بااستناد به ماده 1130 قانون مدنی حکم به الزام خوانده به مطلقه نمودن همسرش صادر کرده است. با اعتراض زوج شعبه *بموجب دادنامه فرجامخواسته دعوی زوجه را فاقد دلیل و مدرک دانسته و با نقض دادنامه بدوی حکم به بطلان دعوی صادر گردیده است.
سپس براساس فرجامخواهی زوجه پرونده بدیوانعالی کشور ارسال و باین شعبه ارجاع گردیده است.
هیأت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید.
پس از قرائت گزارش آقای ج. ق. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده در خصوص دادنامه شماره 2920 1400/3/31 فرجامخواسته مشاوره نموده و چنین رأی می دهد.