یک قاضی1GHAZI.PRO
@Yek_Ghazii
خانه / آرای قضایی
آرای قضایی

نمونه رای با موضوع: و شرح دعوی و توضیحات بعدی

🗓 1399/10/07⚖️ یک قاضی
حوزه رأیخانواده
مرحله رسیدگیفرجام‌خواهی
تاریخ رأی1399/10/07
شماره دادنامهثبت نشده
شماره پروندهثبت نشده
منبع عنوانعنوان عمومی
📄

متن رأی

در تاریخ 1399/10/7 خانم س. ل. ز. بطرفیت همسرش آقای ا. ق. ا. دادخواستی بخواسته صدور حکم طلاق بدلیل ازدواج مجدد زوج بدون اذن همسر اول و بدون کسب مجوز از دادگاه و تخلف از شرط ضمن عقد نکاح تقدیم نموده که حسب الارجاع در شعبه *ثبت و مورد رسیدگی قرار میگیرد آقای م. ا.

وکیل پایه یک دادگستری با تقدیم وکالتنامه الکترونیکی از جانب خوانده اعلام وکالت نموده است. در جلسه رسیدگی مورخ 1399/11/7 که با حضور زوجه و وکیل زوج تشکیل گردیده زوجه اظهار داشت در تاریخ 1398/1/29 به عقد نکاح دائم خوانده درامدم فرزند ی نداریم ایشان شهریور ماه سال گذشته مرا از خانه اش اخراج کرد و من ناچارا به نزد خانواده ام در *امدم و از ان زمان تاکنون هیچ رابطه ای نداریم و فقط چند بار زنگ زد و فحاشی و تهدید کرده است. سال گذشته ایشان تقاضای طلاق داد که چون باید حقوق مالی مرا میداد پیگیری نکرد الان هم بدون اجازه من رفته ازدواج کرده است. و با همسر جدیدش زندگی می کند و از او صاحب فرزند شده است. البته ازدواج من با ایشان هم ازدواج دوم هر دو ما بوده و هر دو از همسران قبلی خود جدا شده بودیم بدلیل تخلف زوج از بندهای هشتم و دوازدهم ضمن عقد نکاح تقاضای طلاق وکالتی دارم. و تقاضا دارم. که در مورد ازدواج بعدی ایشان و تولد فرزند ش از سازمان *استعلام شود. و از شوهرم کراهت دارم. و در ازای طلاق حاضرم یک سکه از مهریه خود را بذل کنم و درباره جهیزیه ادعایی ندارم.

وکیل خوانده اظهار داشت برخلاف ادعای زوجه موکل ازدواج رسمی و دائمی نداشته و ازدواجش به شکل موقت و صیغه بوده که مدت ان هم منقضی شده است. و حسب اظهار موکل زوجه موقت باردار نشده و فرزند ی ندارند و وفق عرف و رویه قضایی ازدواج منتهی به تحقق تخلف از شرط ضمن عقد طلاق بر ازدواج دائم دارد. و منصرف از ازدواج موقت است. در این حالت نمی توان به شرط مذکور استناد کرد و زوجه از تاریخ ترک زندگی و منزل مستحق دریافت نفقه و اجرت المثل نمی باشد. و جهیزیه هم ندارد. لذا رد دعوی خواهان مورد استدعاست سپس دادگاه قرار ارجاع امر بداوری صادر و تعداد و مشخصات فرزند یا فرزند ان زوج و م. مادران انها را از اداره سازمان *گرگان استعلام نموده است. در پاسخ استعلام واصله بتاریخ 99/11/8 مشخصات همسران م. ج. ه. و س. ل. و م. فرزند ا. ر. نام مادر م. متولد 1399/8/8 و م. م. و م. ی. نام مادر هر دو ز. به ترتیب متولد 1386/1/1 و 1388/2/22 اعلام شده است. داور منتخب زوجه و داور منصوب زوج هر یک نظر کتبی خود را که حاکی از عدم حصول سازش بین طرفین بوده تقدیم داشته اند.

سرانجام دادگاه ختم رسیدگی را اعلام و پس از اظهار عقیده قاضی مشاور بموجب دادنامه شماره *مورخ 1400/1/10 پس از ذکر خواسته و شرح دعوی و توضیحات بعدی خواهان و مدافعات وکیل خوانده با اعلام اینکه وکیل خوانده ازدواج موقت موکلش را پذیرفته لیکن بند 12 شرط ب ضمن عقد نکاح را ناظر به عقد دائم و منصرف از عقد موقت دانسته است. در حالیکه اطلاق ازدواج در بند مزبور هر دو نوع نکاح ( موقت و دائم ) را دربرمیگیرد و اینکه پاسخ استعلام از سازمان *مورخ 1399/11/8 هم موید تولد فرزند ی به نام ر. از خوانده و مادری بنام م. ج. ه. در تاریخ 1399/8/8 می باشد.

لهذا با لحاظ نظر موافق قاضی مشاور تخلف زوج از بند دوازدهم از شروط مندرج در سند نکاحیه را محرز تشخیص و باستناد مواد 1119 و تبصره ماده 1133 و بند 1 ماده 1145 قانون مدنی و ماده 26 قانون حمایت خانواده مصوب سال 1391 حکم به احراز شرأیط اعمال وکالت در طلاق صادر و به زوجه خواهان اجازه داده به یکی از دفاتر رسمی ثبت طلاق مراجعه و با استفاده از وکالت تفویضی در سند نکاحیه ضمن بذل یک سکه از مهریه خویش به زوج و قبول بذل بوکالت از طرف زوج نسبت به اجرأی صیغه طلاق از نوع خلع باین و ثبت رسمی ان اقدام و اصالتا از طرف خود و بوکالت از طرف زوج دفاتر مربوطه را امضای نماید. و توضیح داده که باقیمانده مهریه و سایر حقوق مالی زوجه برأی مشارالیها محفوظ می باشد. تا در صورت تمایل جداگانه مطالبه نماید. زوجه درباره جهیزیه ادعایی ندارد. اعتبار اجرأیی حکم صادره از تاریخ انقضای مهلت فرجامخواهی یا ابلاغ رأی فرجامی شش ماه می باشد. زوجه حسب اقرار خود باردار نیست و زوجین فاقد فرزند مشترک می باشند.

وکیل زوج پس از ابلاغ رأی صادره در مهلت قانونی با تقدیم دادخواست نسبت به ان تجدیدنظرخواهی نموده که پس از تبادل لایحه و وصول پرونده بمرجع تجدیدنظر *، شعبه *وضوع رسیدگی و طی دادنامه شماره *مورخ 1400/3/22 با استدلال منعکس در ان اعتراض تجدیدنظرخواه را غیرموجه تشخیص و باستناد ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی ضمن رد تجدیدنظرخواهی دادنامه تجدیدنظرخواسته را با اصلاح مدت شش ماه به سه ماه مدت اعتبار حکم صادره تایید نموده است. دادنامه اخیرالذکر در تاریخ 1400/3/30 به زوج و وکیل ایشان ابلاغ شد و سپس وکیل زوج در تاریخ 1400/4/13 با تقدیم دادخواست نسبت به ان فرجامخواهی نموده که پس از تبادل لایحه و وصول پرونده به دیوان عالی کشور جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع گردیده است. دادخواست فرجامی و لایحه جوابیه به هنگام شور قرائت میگردد.

هیأت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید.

پس از قرائت گزارش آقای ح. ع. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رأی می دهد:

📄 این مطلب گردآوری و در «یک قاضی» بازنشر شده است.مشاهدهٔ منبعِ اصلی ↗
این مطلب را در تلگرام دنبال کنید
کانال @Yek_Ghazii — انتشارِ لحظه‌ایِ مطالب حقوقی
عضویت
این مطلب را در توییتر (ایکس) دنبال کنید
ما را در ایکس دنبال کنید — انتشارِ لحظه‌ایِ مطالب حقوقی
دنبال کنید