متن رأی
در این پرونده خانم ف. ا. چ. ع. دادخواست طلاق به طرفیت آقای م. ب. ک. ر. تقدیم شعبه *نموده و اظهار داشته در تاریخ76/5/13 با خوانده ازدواج نمودم در حال حاضر به دلیل توضیحاتی که خواهم داد قادر به ادامه زندگی مشترک با زوج نمی باشم از دادگاه به علت عسر و حرج تقاضای طلاق دارم.
خواهان در لایحه مورخ 99/2/27 اظهار داشته مدت یک سال و نیم است. به دلیل اختلاف از هم جدا زندگی می کنیم خرجی و نفقه پرداخت نمی کند من یک زن تنها و بی کس چگونه از پس مخارج خودم برأیم در حالی که نه پدر دارم. و نه مادر از دادگاه تقاضای معرفی به کمیته امداد را نموده است. دادگاه در تاریخ 99/4/31 تشکیل جلسه داده و طرفین را جهت رسیدگی دعوت نموده است. زوجه وکیل خود آقای س. ع. ل. را به دادگاه معرفی نموده است. و در جلسه رسیدگی حاضر شده و اظهار داشته زوج نسبت به موکله سوی رفتار و معاشرت از جهت توهین و تهدید و فحاشی با الفاظ رکیک و ارسال پیامکهای توهین امیز که کپی انها را ارائه داده ام می باشد. بطوری که در بهمن ماه 97 مجبور به ترک زندگی می گردد. و به هیچ وجه حاضر به بازگشت به زندگی مشترک نمی باشد. زوج برابر گواهی پزشکی به بیماری روانی و شک و تردید دچار است. بنابرأین باستناد تخلف زوج از بند دوم و چهارم از شروط ضمن عقد نکاح تقاضای طلاق دارم. زوج اظهار داشته من همسرم را دوست دارم. و به همین دلیل طلاق نمی دهم اظهارات خواهان در مورد بیماری روحی و سوی رفتار و معاشرت را مورد تکذیب قرار داده است.
دادگاه قرار داوری و استماع شهادت شهود را صادر نموده است. دادگاه نظریه داوران را جلب کرده است. دادگاه برابر صورت جلسه مورخ 99/8/11 اظهارات سه نفر از شاهدان را استماع نموده است. دو نفر از شاهدان فی الجمله سوی رفتار زوج نسبت به زوجه را مورد تایید قرار داده اند دادگاه دستور انجام تحقیقات محلی در مورد وضعیت زوج را صادر نموده است. واحد مددکار اجتماعی نتیجه تحقیقات را برابر گزارش مورخ 99/12/10 به دادگاه اعلام نموده است. و درنهایت دادگاه در تاریخ 99/12/20 مبادرت به صدور رأی به طلاق بلحاظ احراز سوی معاشرت زوج نسبت به زوجه نموده است. سپس زوج بشرح لایحه خود دادخواست تجدیدنظرخواهی تقدیم نموده و اظهار داشته من هیچ گونه سوی رفتاری با زوجه نداشته ام زوجه زندگی مشترک را ترک کرده و دو فرزند مشترک دختر که در شرف ازدواج هستند را نزد من گذاشته و علیرغم وساطت فامیل و بزرگان و دادگاه در پرونده محکومیت زوجه به تمکین و علیرغم فراهم بودن مسکن و امکانات زندگی از مراجعت و زندگی مشترک خودداری نموده است.
من کلیه مهریه وی که یک و نیم میلیارد تومان بوده را پرداخت کرده ام و نسبت به وی کوتاهی نداشته ام لذا از دادگاه تجدیدنظر تقاضای رد دعوی طلاق را نموده است. که پرونده جهت رسیدگی به شعبه *ارجاع شده و دادگاه مذکور نیز در تاریخ 1400/3/31 مبادرت به صدور رأی به نقض دادنامه تجدیدنظرخواسته و صدور حکم به بطلان دعوی طلاق نموده است. متعاقبا زوجه بشرح لایحه وکیل خود که عمدتا تکرار مطالب گذشته در فرأیند دادرسی است. نسبت به رأی صادره مذکور معترض بوده و از دیوان عالی کشور تقاضای فرجامخواهی نموده که پرونده جهت رسیدگی به شعبه *ارجاع شده و مطرح رسیدگی می باشد.
هیأت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید.
پس از قرائت گزارش آقای ح. م. ه. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده در خصوص دادنامه شماره *فرجام خواسته مشاوره نموده چنین رأی می دهد: