یک قاضی1GHAZI.PRO
@Yek_Ghazii
خانه / آرای قضایی
آرای قضایی

نمونه رای با موضوع: بررسی رأی قضایی و مستندات قانونی پرونده

🗓 1399/12/09⚖️ یک قاضی
حوزه رأیخانواده
مرحله رسیدگیفرجام‌خواهی
تاریخ رأی1399/12/09
شماره دادنامه1314
شماره پروندهثبت نشده
منبع عنوانعنوان عمومی
📄

متن رأی

دادنامه شماره *مورخ 1400/1/28 شعبه *که بموجب ان مفادا بلحاظ عدم احراز عسر و حرج زوجه ( فرجامخوانده ) ضمن نقض دادنامه های شماره 1231 – 99 و 1314 – 99 که به دادنامه اصلاحی تعبیر شده صادره از شعبه *حکم بر بطلان دعوی طلاق خواهان بدوی ( فرجامخواه ) صادر گردیده به جهات ذیل واجد ایراد قانونی بوده و درخور نقض می باشد. زیرا بعد از صدور دادنامه اولیه به شماره 1231 – 99 متضمن الزام زوج به طلاق زوجه و ابلاغ ان به زوج در تاریخ 99/11/16 که در دادخواست واخواهی مورد تایید وکیل ایشان قرار گرفته است.

وکیل زوج فرجامخوانده بدوا در تاریخ 99/12/4 نسبت به دادنامه مذکور با تقدیم دادخواست اقدام به واخواهی نموده که دادگاه بدوی بموجب دادنامه شماره 1314 مورخ 99/12/6 بعلت حضوری بودن دادنامه معترض عنه و غیرقابل واخواهی بودن ان قرار رد دادخواست واخواه را صادر نموده است. سپس وکیل زوج در تاریخ 1399/12/9 با تقدیم دو دادخواست نسبت به هردو دادنامه فوق الاشعار که در مراحل بدوی و واخواهی اصدار یافته تجدیدنظرخواهی نموده است. که بموجب دادنامه فرجامخواسته مورد نقض قرار گرفته است. در حالیکه اولا – دادخواست تجدیدنظرخواه نسبت به دادنامه اصلی اولیه به شماره 1231 – 99 با توجه به تاریخ ابلاغ ( 99/11/16 ) و تاریخ تقدیم دادخواست ( 99/12/9 ) خارج از مهلت قانونی مقرر در ماده 336 قانون آیین دادرسی مدنی بوده و پذیرش دادخواست و استماع به تجدیدنظرخواهی مطروحه و رسیدگی ماهوی به ان از سوی دادگاه محترم تجدیدنظر توجیه قانونی نداشته است.

ثانیا- دیگر دادنامه تجدیدنظرخواسته به شماره 1314 – 99 نه تنها دادنامه اصلاحی نبوده بلکه در مقام واخواهی نسبت به دادنامه اولیه صادره از همان دادگاه بدوی اصدار یافته و بعلت و جهت منعکس در ان مردود اعلام گردیده است. چنانچه تشخیص دادگاه بر نقض دادنامه مذکور بوده باشد. این مفهوم حاصل است. که دادنامه معترض عنه قابلیت واخواهی را خواهد داشت که در اینصورت مقتضای امر ارسال پرونده به دادگاه بدوی جهت رسیدگی ماهوی به واخواهی مطروحه بوده است. بنابرأین اقدام دادگاه محترم به رسیدگی ماهوی به اعتراض مطروحه بعد از نقض دادنامه مذکور موجه نبوده و با موازین قانونی مطابقت ندارد. ثالثا- در ماهیت امر برخلاف استنباط دادگاه عرفا مقصود زوجین از باروری و صاحب فرزند شدن باروری به روش طبیعی بوده و بعلاوه مادر شدن هم حق طبیعی هر زن متاهل می باشد. و هیچ کس حق ندارد.

که زنی را از حق طبیعی محروم سازد و با باروری به روش غیرطبیعی و یا قبول فرزند خواندگی به هیچ وجه این مقصود حاصل نخواهد شد بنابرأین در صورت اثبات و احراز عدم قدرت باروری زوج فرجامخوانده بهر علت و جهتی چون هیچ امیدی برأی زوجه جهت بارداری و مادر شدنش وجود نداشته لذا این امر عرفا از مصادیق عسر و حرج زوجه در استمرار زوجیت محسوب و می تواند مجوز قانونی برأی طلاق او بوده باشد. از این رو چنانچه تشخیص دادگاه بر پذیرش تجدیدنظرخواهی مطروحه و رسیدگی ماهوی به ان بوده باشد. اقتضا داشته که زوج فرجامخوانده را جهت بررسی و تشخیص قدرت یا عدم قدرت باروری نامبرده و یا ابتلای به هرگونه بیماری که موجب عدم قدرت باروری او بوده باشد. به پزشکی قانونی معرفی و نظریه قطعی پزشکی قانونی را در خصوص مورد اخذ و سپس بر اساس نتیجه حاصله انشای رأی نماید. بنابرأین دادنامه فرجامخواسته بعلل و جهات یاد شده قابلیت ابرام نداشته و مستندا به بندهای 3 و 5 ماده 371 قانون آیین دادرسی مدنی ضمن نقض ان پرونده به همان دادگاه محترم صادرکننده رأی منقوض ارجاع میگردد. تا مطابق ایرادات مطروحه اقدام قانونی معمول دارد. رییس شعبه *: ح. ع.

عضو معاون: ح. م. ه.

📄 این مطلب گردآوری و در «یک قاضی» بازنشر شده است.مشاهدهٔ منبعِ اصلی ↗
این مطلب را در تلگرام دنبال کنید
کانال @Yek_Ghazii — انتشارِ لحظه‌ایِ مطالب حقوقی
عضویت
این مطلب را در توییتر (ایکس) دنبال کنید
ما را در ایکس دنبال کنید — انتشارِ لحظه‌ایِ مطالب حقوقی
دنبال کنید