متن رأی
در تاریخ 99/6/13 آقای پ. ع. بطرفیت همسرش خانم ش. ف. ک. ک. دادخواستی به خواسته صدور گواهی عدم امکان سازش جهت اجرأی صیغه طلاق تقدیم نموده که حسب الارجاع در شعبه *ثبت و مورد رسیدگی قرار می گیرد. خانم ن. ص.
وکیل پایه یک دادگستری با تقدیم وکالتنامه از جانب خوانده ( زوجه ) اعلام وکالت نموده است. در جلسه رسیدگی مورخ 99/7/22 که با حضور زوجین و وکیل زوجه تشکیل گردیده خواهان ( زوج ) اظهار داشت طبق سند نکاحیه پیوست پرونده در تاریخ 1388/9/15 با زوجه ازدواج کرده ام و ثمره این ازدواج یک فرزند دختر به نام ا. دو سال و نیم میباشد. 11 سال سابقه زندگی مشترک با زوجه دارم. وی فردی پرخاشگر بوده و بسیار توهین می کند و ابروی مرا نزد دوستانم برده است. و رفتار وی اکنون به جایی رسیده که نمی توانم بگویم او فردی همسر ازار شده و گاهی مرا می زند و خانواده همسرم نیز مانند خود وی افراد بدنامی نیستند و زوجه اکنون در خانه من زندگی می کند و چون قادر به تحمل وی و رفتارهای زشت او نبودم حدود سه روز است. خانه را ترک نموده ام لذا تقاضای صدور گواهی عدم امکان سازش را دارم.
وکیل زوجه ضمن تقدیم لایحه دفاعیات اظهار داشت مدافعات به شرح لایحه تقدیمی است. موکل اکنون در منزل مشترک زندگی می کند و قصد طلاق و جدایی ندارد. و چنانچه خواهان اصرار بر طلاق دارد. موکل خواستار پرداخت حقوق مالی اش می باشد. موکل مهریه اش را قبلا به شوهرش ابرأی نموده است. و با توجه به این که زوج خود اقرار به ترک منزل نموده لذا زوجه خواهان پرداخت نفقه خود و فرزند مشترک و نفقه ایام عده و اجرت المثل ایام زوجیت و نحله از تاریخ شروع زندگی مشترک از تاریخ 1390/3/6 تا زمان متارکه می باشد. جهیزیه زوجه هنوز در منزل مشترک است. و موکل انجا زندگی می کند وی یک دستگاه خودرو داشت که سه سال قبل ان را به پدرش داد و ملک هم داشت که ان را فروخته و پولش را به پدر خود داده است.
خواهان اظهار داشت ایشان می تواند جهیزیه خودش را ببرد و در خصوص حقوق مالی وی نیز اعلام امادگی می کنم و اجرت زحمات وی در طول زندگی مشترک و نفقه وی را پرداخت می نمایم سپس دادگاه قرار ارجاع امر بداوری صادر نموده و داوران منتخب زوجین هر یک نظریه کتبی خود را که حاکی از عدم حصول سازش بین طرفین بوده تقدیم داشته اند. دادگاه جهت تعیین میزان نفقه زوجه و فرزند مشترک از تاریخ ترک زندگی مشترک از سوی زوج و همچنین تعیین میزان اجرت المثل ایام زندگی مشترک زوجه موضوع را به کارشناس ارجاع نموده است. در این اثنا وکیل زوجه به طرفیت زوج دادخواستی به خواسته مطالبه نفقه معوقه از تاریخ 1399/4/1 لغایت اجرأی حکم با جلب نظر کارشناس علی الحساب مقوم به مبلغ پنجاه میلیون ریال با احتساب خسارات دادرسی به شعبه *تقدیم نموده و شورا پس از تشکیل جلسه و استماع اظهارات طرفین سرانجام باعتبار مطرح بودن دعوی طلاق در شعبه *با صدور قرار عدم صلاحیت پرونده مربوط به نفقه را به خخ. ارسال نموده که حسب الارجاع در شعبه *ثبت و با پرونده مربوط به دعوی طلاق زوج تواما مورد رسیدگی قرار می گیرد.
کارشناس منتخب دادگاه به شرح نظریه کتبی تقدیمی میزان اجرت المثل ایام زندگی مشترک زوجه را جمعا به مبلغ 407/200/000 ریال و نفقه معوقه زوجه تا پایان تاریخ 1399/9/30 را مبلغ 12/180/000 ریال و نفقه ماهیانه فرزند مشترک به نام ا. را از تاریخ 1399/7/22 روزانه 250/000 ریال و ماهیانه 7/500/000 ریال و تا پایان تاریخ 99/9/30 جمعا به مبلغ 9/750/000 ریال تعیین و اعلام نموده است. نظریه کارشناس به طرفین ابلاغ شد زوجه اعلام نموده اعتراضی ندارم. از سوی زوج هم اعتراضی نسبت به نظریه کارشناس مشهود نمی باشد. سرانجام دادگاه پس از اظهار عقیده قاضی مشاور ختم رسیدگی را اعلام و به موجب دادنامه شماره 1630 مورخ 99/12/18 پس از ذکر خواسته زوج خواهان و توضیحات نامبرده و اظهارات طرفین، دعوی خواهان را وارد تشخیص و باستناد مواد 24 و 26 و 29 و 34 قانون حمایت خانواده مصوب سال 1391 و ماده 1133 قانون مدنی گواهی عدم امکان سازش جهت اجرأی صیغه طلاق از نوع رجعی صادر و مقرر داشته که اجرأی صیغه طلاق منوط به پرداخت حقوق مالی زوجه به شرح ذیل می باشد. 1 خواهان ( خوانده صحیح می باشد. ) اقرار دارد. که مهریه را به زوج ابرأی نموده است.
بنابرأین در این خصوص حقی برأی زوجه متصور نیست و زوجه به شرح دادخواست جداگانه از تاریخ 99/4/1 مطالبه نفقه نموده است. و خواهان نیز اقرار دارد. از تاریخ 99/7/19 اقدام به ترک زندگی مشترک نموده است. و وکیل زوجه نیز اظهار نموده موکل اکنون در منزل مشترک حضور دارد. و انجا زندگی می کند و نفقه وی و فرزند مشترک را مطالبه نموده است. بنابرأین و با توجه به اینکه زوج تا تاریخ 99/7/19 در منزل مشترک حضور داشته و حضور وی قرینه بر پرداخت نفقه می باشد. و زوجه نیز دلیلی بر عدم پرداخت نفقه از ناحیه زوج ارائه ننموده است. لذا مستندا به ماده 1257 قانون مدنی حکم بر بی حقی وی صادر می گردد. لیکن با توجه به اینکه زوج از تاریخ 99/7/19 اقدام به ترک منزل نموده است. موظف است. مطابق نظریه کارشناس نفقه زوجه را از تاریخ 99/7/19 لغایت 99/9/30 ماهیانه هشت میلیون و هفتصد هزار ریال جمعا به مبلغ بیست میلیون و پانصد و نود هزار ریال که اشتباها در نظریه کارشناس مجموع ارقام سهوا 12/180/000 ریال محاسبه گردیده است. و همچنین نفقه فرزند مشترک به نام ا.
را از تاریخ 99/7/22 ماهیانه به مبلغ 7/500/000 ریال به طور مستمر با احتساب ده درصد تورم سالانه و همچنین نفقه زوجه را مطابق با اخرین پرداخت ماهیانه از تاریخ 99/10/1 لغایت اجرأی صیغه طلاق و نفقه دوران عده را جمعا به مبلغ 4/500/000 ریال را به زوجه پرداخت نماید. مگر اینکه زوجه در طول ایام عده در منزل مشترک سکنی داشته باشد. که در این صورت صرفا استحقاق و نفقه جاری ماهیانه مطابق با نظریه کارشناسی را خواهد داشت و همچنین خواهان مکلف از مطابق نظریه کارشناس مبلغ 407/200/000 ریال بابت اجرت المثل ایام زندگی مشترک قبل از اجرأی صیغه طلاق در حق زوجه پرداخت نماید. در ضمن جهیزیه زوجه در منزل مشترک است. و زوج اظهار نموده زوجه میتواند جهیزیه اش را با خودش ببرد و از این حیث اختلافی بین زوجین وجود ندارد.
وکیل زوجه اموال یا دارأیی خاصی از زوج به دادگاه معرفی ننموده است. لذا دادگاه در این خصوص مواجه با تکلیفی نیست. حضانت فرزند مشترک به نام *دو سال و نیم با زوجه می باشد. و خواهان می تواند به نحو مقرر در حکم با فرزند مشترک ملاقات نماید. مدت اعتبار گواهی صادره سه ماه از تاریخ ابلاغ رأی قطعی می باشد. پس از ابلاغ رأی صادره به طرفین وکیل زوجه و همچنین زوج هر یک با تقدیم دادخواست در مهلت قانونی نسبت به رأی مذکور تجدیدنظرخواهی نموده اند که پس از تبادل لایحه و وصول پرونده به مرجع تجدیدنظر استان *حسب الارجاع در وقت فوق العاده به موضوع رسیدگی و طی دادنامه شماره *مورخ 1400/3/3 با استدلال منعکس در ان اعتراض تجدیدنظرخواهان را غیر موجه تشخیص و باستناد ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی ضمن رد تجدیدنظرخواهی تجدیدنظر خواهان دادنامه تجدیدنظرخواسته را تایید نموده است. دادنامه اخیرالذکر در تاریخ 1400/3/9 به زوجین ابلاغ شد و وکیل زوجه در تاریخ 1400/3/22 با تقدیم دادخواست و لایحه فرجامی نسبت به ان فرجامخواهی نموده که پس از تبادل لایحه و وصول پرونده به دیوان عالی کشور جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع گردیده است.
لوایح طرفین به هنگام شور قرائت می گردد.
هیأت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید.
پس از قرائت گزارش آقای ح. ع. ع. ممیز و ملاحظه اوراق پرونده در خصوص دادنامه شماره *فرجام خواسته مشاوره نموده چنین رأی می دهد: